ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

ܥِِِِ݆ܭߊ‌ܩܘ

ܥِِِِ݆ܭߊ‌ܩܘ

Открыть в Telegram

ᏂᎧᏕᏕᏋᎥᏁ👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-gjhjiffbea Arash👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-icjbbejjhc he𐙚 👇🏻 t.me/HidenChat_Bot?start=6371686804

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
193
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-73530 дней
Архив постов
از کوشش بیهوده‌ٔ خود دست کشیدم در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست؟ ﴿فاضل نظری﴾
از کوشش بیهوده‌ٔ خود دست کشیدم در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست؟ ﴿فاضل نظری﴾

Sogand - Tehran [320].mp38.20 MB

کهکشان غزلم باشی و من هم زحلت مشتری باش که سودی برسد از قبلت آنقدر خوب و لطیفی که شده در همه جا پخش آن شیوه ی رندانه ی ضرب ال
کهکشان غزلم باشی و من هم زحلت مشتری باش که سودی برسد از قبلت آنقدر خوب و لطیفی که شده در همه جا پخش آن شیوه ی رندانه ی ضرب المثلت بی نظیری و ندیدم به جهان مثل تو را باید اکنون به تو گفتن که نباشد بدلت مات و مبهوت توام سمبل خوبی و وفا دیگران حرف زنند از تو بماند عملت نوش و نیشت به هم آمیخته حیران ماندم هم نمک ریزد و هم شهد لب پر عسلت من قسم داده ام این چشم و قدم هایم را نرود راه و نبیند بشود کور و شلت ما که ماندیم در این قافیه ی شعر اکنون تا به کی جور کنم واژه به بحر رملت اوج معنی و مضامین نکوی شعری بس کن این بازی اوزان و فعولن فعلت ﴿صدیقه پناهنده﴾

تو محالی و به ممکن شدنت درگیرم من همانم که تو غمگین بشوی میمیرم ﴿میم‌ پناهی﴾

گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است... دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است؟! بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم نامحرم من، محرمی و کار تمام است ﴿رهی معیری﴾

Repost from born to sketch🫐
photo content

گفتم فراق را به صبوری دوا کنم صبرم زیاد نیست، چرا ادعا کنم؟ بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور گر بوسه بر لبش بگذارم چه‌ ها کنم گفتم به قول خویش وفا کن، جواب داد کی قول داده‌ام که بخواهم وفا کنم؟ بیم فراق دارم و باید به شوق وصل شب تا سحر نماز بخوانم دعا کنم اشکی نمانده‌است که جاری کنم ز چشم جانی نمانده‌است که دیگر فدا کنم

اینکه باشم یا نباشم فرق چندانی نداشت مثل “واو” واژهٔ خواناست، ناخوانا دلم ﴿ترانه جامه‌بزرگی﴾
اینکه باشم یا نباشم فرق چندانی نداشت مثل “واو” واژهٔ خواناست، ناخوانا دلم ﴿ترانه جامه‌بزرگی﴾

چون درون زهر قطعا پادزهرش آمده بعد از این نیش‌ زبانت مرحمت ڪن بوسه‌ای ﴿احمد جم﴾

😂

Ghofl.MusicRapiBot.mp311.80 MB

آنکه عاشق بود در سوز و گداز شمع سوخت داستان عشق را پروانه ای دیگر نوشت... ﴿سعید پورطهماسبی﴾
آنکه عاشق بود در سوز و گداز شمع سوخت داستان عشق را پروانه ای دیگر نوشت... ﴿سعید پورطهماسبی﴾

شبی دوباره و ای کاش های تکراری فدای چشم قشنگت هنوز بیداری؟ عزیز من نکند شرط بسته ای با خود تمام پنجره ها را ستاره بشماری؟ چقدر مانده به اتمام این شب تاریک چقدر مانده که دست از سکوت برداری؟ دوباره حرف بزن خوبِ من نمی خواهد که احترام سکوت مرا نگهداری تمام طول شب این بود فکرِ عاشق تو که مثل آن همه دیروز دوستش داری؟ تمام طول شب این بود حرف چشمانت که آی عاشقِ دیووانه با توام ، آری هزار سال از آن صبح عاشقانه گذشت و تو هنوز به احساس من وفاداری تو هیچ فرق نکردی هنوز شیرینی هنوز شکل همون روز های دیداری دوباره با تو بهار و دوباره بی تو خزان حکایت من و تقویم های دیواری... ﴿احسان_افشاری﴾

مرحبا همت قومی كه چو دلبر گیرند به جز از دلبر خود از همه دل بر گیرند چشم از دار فنا بسته بدان فكر و خیال كه به اقلیم وفا زندگی از سر گیرند ﴿عباس حسینی﴾