کولیآنا🃏'
Kanalga Telegram’da o‘tish
اضمحلال سابق' https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 نقلی و نقدی
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
231
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
+130 kun
Postlar arxiv
231
خشمی سرد شده، خاکستری سنگین؛ با اینکه شعلههای خشم در دلم یخ بستهاند اما حال سنگینی خاکسترش روحم را سابیده و از رنگ و رو برده.
این زمستان ارگ بمی بود سهمناک که جان تمامی ما را در قبرستانی از امید مدفون کرد.
داغمان دیگر خوفناک شده؛ خوفی از جنس عبور، عبور حتی از سرزمین مادریمان.
آزادمنشی ما به قعر نهیلیسم پیوست و از هیچ هم، چیزی کم شد. آیا عدم راه رسیدن به معناست؟!
و قسم به عدم که ما معنا را نبش قبر کردیم و چیزی جز جنازه خداوند ندیدیم.
دیگر نمیدانم ظلم را بپرستم و یا عصمت را
شاید صنم ما فلاکت زدگان همین وقاحت باشد.
کسالت ما کهکشانیست، این مقدار از عدم در دلمان جای نمیگیرد.
کاش عطوفتی در تقدس آن بیچارگان نیز وجود داشت.
شاید این موجود آسمانی از عفت ما به ستوه آمده باشد،
آخر یک گله گرگ گرسنه برای شکار جنین آهو؟!
به خشم خدایتان قسم که ما زین پس خرد را تقدس شماریم!
به پروردگار رجیم قسم که کنون ما رحمان و رحیمایم!
سجده مارا مچالگی از درد مبدل کردید و رکوعمان را خمیدگیِ ندامت از آزادگیمان.
ننگ بر ما که جز جوهر خودکار گلوله ای نداریم و عار و نفرین بر شما که داغمان را جاودانه کردید!
-کیانا
231
آنقدر سوگ بر ماتممان ریخته که سوگواریمان را بر عزا میگذاریم و عزایمان را بر سوگمان
حتی فرصتی نمیدهند که بر حال زار خویشتن بگرییم.
عزاداری حس هفتم جوانمردانیست که فرشتگان والا تر از اِلِه خویش را به اطبق هشتم آسمان عار اعطا کردند.
امید است ارواح پاک و مقدسمان در جوار خدای کثیف، آلوده نشود و آزادانه بر بلدهی صفا و عدل پر بکشد و رقص ما بر گور خفقان نظاره کند.
-کیا
