uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

ˑ ִֶָ ꯭𓂃꯭𝓫𝓲𝓱꯭𝓮𝓼꯭𓍯꯭ ִֶָ ꯭ִ ꯭ᷝⷮ..

ˑ ִֶָ ꯭𓂃꯭𝓫𝓲𝓱꯭𝓮𝓼꯭𓍯꯭ ִֶָ ꯭ִ ꯭ᷝⷮ..

Kanalga Telegram’da o‘tish

"ᴺᵒ ᶰᵉᵉᵈ ᵃᶰʸ ᴼᶠ ʸᵒᵘ ☜⁠ 

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 028
Obunachilar
-1224 soatlar
+87 kun
+18430 kun
Postlar arxiv
هرگز ندانستم که من غمگینم یا واقعا زندگی تا این حد غم‌انگیز است.

شَرحی ِز حال و حالی زِ شَرح نیست.

حتی اگر روزی این غم پایان یابد، من دیگر شاد زیستن را از یاد برده‌ام.

خَندیدن با گلویِ پر از بُغض خیلی سختهِ.

گآهِی‌کَلمآت‌اَز‌چآقُو‌تیِز‌تَرن.

آنچه‌ما‌تجربہ‌کردیم‌برای‌سن‌ما‌سنگین‌بود‌.

این حجم، غمی که داریم تحمل میکنیم واقعا حقمون نیست.

‏کسی چه می‌دانست که ما چندبار تلاش کردیم روحمان را زیبا نگه داریم! وقتی که جهان فقط به ما زخم زد.

زمان هیچ چیزی رو درست نمیڪنہ، فقط یادت میده ڪه چجوری همراہ با درد زندگی ڪنی.

میخواستم بگم خیلیا ذاتشان را نشان دادند اما دیدم این شعر بهتر می گوید: این جماعت را که میبینی بسی بازیگرند وقت غم باهم غریبه، وقت شادی یاورند چون که پای سودشان آید به روزی درمیان از فروش ادمی از تاجران، تاجرترند.

‏گاهی ادامه دادن، تنها ادامه دادن، کاری است مافوق قدرت انسان.

درد یک سرزمین، فقط خرابی دیوارهایش نیست؛ خستگی مردمانی‌ست که دیگر به چیزی باور ندارند.

شايد سخت ترين نبرد آدمی زيستن اميدوارانه شونه به شونه ى نااميدى باشه..

یه روزی میرسه که نه تنها عاشق نمیشی بلکه عشق دیگران نسبت به خودتم باور نمیکنی.

⁨ ذات پاک همیشه میدرخشه، حتی وسط تاریکی.

‏زندگی خیلی داره سفت، سخت، غمگین و پیچیده پیش میره.

تا نوبت ما شد زندگی رو اینقدر سختش کردن که توی جووونی پیر شدیم.

چقدر من خستم و چقدر داره خستگی‌هام در نمیره و چقدر داره خستگی رو خستگی میاد.

ما حتی دنبال خوشی هم نیستیم، تنها می‌خواهیم قدری کمتر رنج ببریم.

عادت به روزای سخت یا سختت میکنه یا بی‌‌تفاوت.