broken mind
Kanalga Telegram’da o‘tish
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
208
Obunachilar
-224 soatlar
+17 kun
+930 kun
Postlar arxiv
208
چه کسی میفهمد؟ هیچکس!
و شاید بهتر هم همین باشد.
شاید بهتر است که دیگران
ندانند چه بر سرم آمده.
در این تنهایی، دیگر نیازی
به توضیح دادن نیست.
مسخ/فرانتس کافکا
208
مهمو، اندوهت را تنگ به آغوش بکش و بگذار کنارت بماند. تو که باخبر نیستی، شاید اندوهت، تمامِ تو بود که رفتنش زندگیات را بیمعنی میکرد.
208
من چیزهای زیادی را هنوز به تو نگفتهام.
حرفهایی به رنگِ آبیِ تیرهی عشق که فقط دوست دارم آنها را با تو در میان بگذارم.
