broken mind
Kanalga Telegram’da o‘tish
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
208
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+830 kun
Postlar arxiv
207
و روزهای بسیاری زنده ماند، نفس کشید، لبخند زد و به جلو حرکت کرد، اما هرگز آنروزها را از یاد نبرد. هرگز آنروزهای سیاه از پیش چشمش کنار نرفت.
207
خاطرات خیلی عجیب هستند،گاهی اوقات میخندیم به روزهایی که گریه میکردیم، و گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم.
