broken mind
الذهاب إلى القناة على Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
208
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
208
و روزهای بسیاری زنده ماند، نفس کشید، لبخند زد و به جلو حرکت کرد، اما هرگز آنروزها را از یاد نبرد. هرگز آنروزهای سیاه از پیش چشمش کنار نرفت.
208
خاطرات خیلی عجیب هستند،گاهی اوقات میخندیم به روزهایی که گریه میکردیم، و گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم.
208
چیزی که وحشتناک بود حس میکردم نه زنده زنده هستم و نه مرده مرده. فقط یک مرده متحرک بودم که نه رابطهای با دنیای زندهها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده میکردم.
بوف کور/صادق هدایت
