uz
Feedback
broken mind

broken mind

Kanalga Telegram’da o‘tish

من از دیار عروسک‌ها می‌آیم از زیر سایه‌های درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
208
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+830 kun
Postlar arxiv

رنج آن‌قدر زیاد شد که من، امروز را برایِ تو فردا را برایِ میهن دیروز را برایِ مردان و زنان شرافتمندِ این سرزمین؛ گریستم. اما به دردِ خود؟ هرگز عزیزم.

به موهای کوتاه تری نیازمندم

افرادی را دیده‌ام که از یک قاتل هم بی‌رحم‌تر بودند، هر چند هرگز کسی را نکشته بودند. من کسانی را دیده‌ام که امید ما را کشتند.
داستایفسکی

تو‌ را با تمام غمم می‌بوسم.

photo content
+1

خسته‌ و کلافه‌ام و مدام اشک می‌ریزم. دیگر از زندگی سیر شده‌ام، دوست دارم خودم را بکشم و در قعر جهنم تنها بمانم.

sticker.webp0.16 KB

photo content

sticker.webp0.09 KB

بام بام بامممم
بام بام بامممم

🙂‍↔️

sticker.webp0.09 KB

photo content
+1

همه‌چیز را که نمی‌شود نوشت؛ چگونه از دلبستنی که روحم را معطر کرده است بنویسم؟ یا چگونه خطابش کنم تا مبدا صدایم، گوش‌هایش را آزار ندهد. تو عطر شکوفه نارنج می‌دهی و لبانت قَدَحی‌ست که دوست دارم آن را سر بکشم. مه‌مو، دیدن آسمان دل را آبی نمی‌کند ولی دیدن تو، از من نویسنـده‌ای ساخت که معبـود واژه‌هایش تنها تویی. برای‌تنهاپرنده‌ی‌کوچکِ‌قلبم

اما عزیزِمن چه کسی مارا به یاد خواهد آورد؟

sticker.webp0.16 KB

من واسه قلبم وصیت نوشتم