بیجواب!
Kanalga Telegram’da o‘tish
https://t.me/MinaBiJavabbot خیالِ همصحبتی اگر بود:
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
403
Obunachilar
+6924 soatlar
+1167 kun
+21030 kun
Postlar arxiv
392
حتی خلاف آب شنا کردن هم دیگه فایده نداره. چون این رودخونه یا یه جریان عادی نیست. سیله، طوفانه. داره همهچی رو با خودش میبَره. فقط اون وسط باید یه تیکه چوبی، سنگی، تختهای چیزی پیدا کنی خودتو رو آب نگهداری. همون شادی های کوچیک، دلخوشی های گذرا. تا برسی به یه جایی، جایی که یه درخت شاخهشو برات آویزون کرده باشه و بتونی خودتو از سیل بکشی بیرون. حالا اون درخت چیه؟ کیه؟ کِی بهش میرسی؟ خدا میدونه.
392
یه بیتابی افتاده به جونم، ول کنم نیست بیژن. انگار دارن توی سینهم رخت و لباس عالم و آدم رو میشورن. توی سرمم دارن شمشیر میسازن، که آخرش بزنن بند دلمو پاره کنن.
392
سرانجام برای هرکس در زندگی لحظهای پیش خواهد آمد که به تنهایی عمیق خود در این دنیا ایمان بیاورد.
داستایفسکی
392
اگر جعبه مداد شمعی سی و دو رنگم را داشتم، شاید میتوانستم همهچیز را از اول بکشم. زندگی را طوری میکشیدم که دلم میخواست.
392
دلم میخواد بیشتر بخونم، بیشتر بدونم، بیشتر زندگی کنم اما مثل یه جنازه فقط خودمو از امروز به فردا میکشم.
392
و تو مرا پیدا خواهی کرد در تمام کلمات عجیب غریب و داستان های به جا مانده و مکان های غیر عادی.
