uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

مخرب

مخرب

Kanalga Telegram’da o‘tish

نقش اصلی پشت صحنه بود، من فقط تماشاچی ام. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6617477537

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
364
Obunachilar
+624 soatlar
+67 kun
-430 kun
Postlar arxiv
بنظرت از کمالگرایی چجوری باید خلاص شیم؟

خیر چی؟

میدونی الان چی می‌چسبه؟

آتیشی که تورو خاکستر کرده انگار یه نویسنده به ارمغان اورده

چنل واجب شدید

اگر مغزم خفه نشود،از سرم بیرون می‌آورمش؛نه از سرِ نفرت،بلکه از سرِ خستگیِ آن اندیشه‌ای که بی‌وقفه می‌جود و می‌کَود‌ و هرچه بیشتر می‌کوشم ساکتش کنم،بلندتر در من قد می‌کشد. اما اگر نتوانم بیرونش بیاورم،شاید ناچار شوم به او تسلیم شوم؛به این زندانیِ روشن،به این فرمانروای خاموش،که با دست‌های نادیدنی‌اش رشته‌های اراده‌ام را می‌گیرد و مرا به سوی همان پرسش‌های بی‌پایان می‌برد که پاسخشان نه در پایان،که در خودِ سوختنِ راه نهفته است. آدمی چه دارد جز همین جدال؟ میان آن‌چه می‌فهمد و آن‌چه تاب می‌آورد،میان آن‌چه می‌خواهد فراموش کند و آن‌چه همچون خاری مقدس در جانش باقی می‌ماند.گاهی گمان می‌کنم عقل،این هدیه‌ی پرزرق‌وبرقِ رنج،بیش از آن‌که چراغ باشد،آینه‌ای‌ست که زخم‌ها را روشن‌تر نشان می‌دهد. و شاید مسئله همین باشد: نه رهایی از فکر،نه پیروزی بر آن،بلکه آموختنِ زیستن در هم‌جواریِ این هیولای آرام؛این موجِ بی‌وقفه‌ای که اگر مهارش نکنی،تمام ساحلِ وجودت را می‌شوید. پس من چه کنم؟بیرونش بیاورم؟محاکمه‌اش کنم؟یا به زانو درآیم برابرش،چنان‌که مسافرِ تشنه در برابر چشمه‌ای تاریک می‌ایستد و می‌داند هر جرعه،هم نجات است و هم خطر؟ شاید پاسخ،نه در بیرون آوردن باشد و نه در تسلیم مطلق؛شاید باید به او گوش سپرد تا بفهمی چه می‌خواهد از تو بگیرد و چه حقیقتی را،در لباسِ درد،پنهان کرده است.زیرا گاه آن‌چه ما"خفه شدن"می‌نامیم،فقط فشاری‌ست که روح برای تولدِ خود تحمل می‌کند. -خاکستری اسمش رو گذاشته بودم"تکه‌ای از نادیدنی های او"!

نمایشنامه چهار صندوق

آخرین کتابی که خوندی؟

نمی‌دونم، درواقع بهم میگن بد اخلاق

‎بد ترین اخلاقی که داری چیع

سلام

فکر میکنم پارل

اخرین فیلمی که دیدی چی بود

ناجی دارم

کراش یا عشق نداری شما؟

برای مدت طولانی می‌خوابم ، بستگی به حجم غم داره

‎ وقتی غمگین بشی چیکار میکی

پاره شده پی اش نگرد

چه نخی دخترم👀

خاکستری ، روون مینویسی سریع میپره تو مغز