uz
Feedback
ꜰᴇᴇʟ

ꜰᴇᴇʟ

Kanalga Telegram’da o‘tish

حقیقت.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
231
Obunachilar
-224 soatlar
-17 kun
-130 kun
Postlar arxiv
من سر تو حسود نیستم،سر تو یه خودخواه،روانی،سادیسمی از خود راضیم که میخوام فقط مال من باشی.

Telegram;Vagueelove.mp314.39 MB

Where Have You Been (Slowed + Reverb).mp34.00 MB

1:01

A Solitary Reign Amenra.mp38.40 MB

Pain (Live) Blackfield.m4a3.98 MB

قهوه‌اش را تمام کرد و گفت: ′چطور اِنقدر خوب دیگران را دلداری میدهی؟′ خندیدم و گفتم حرفایی را میزنم که دوست داشتم دیگران به من بگویند…

19:19

من مطمعنم که اعضای بدن هم عاشق‌ میشوند، مثلا همین حافظه؛ چگونه است که شام دیشب را به یاد نمی آورد اما یاد تورا ثانیه به ثانیه به جانم میندازد؟...

من این روز‌ها دو نفرم، روحی که نمیخواد زندگی کنه و بدنی که داره تلاش میکنه نفس بکشه.

آدم‌ها به سه شکل وارد زندگیمون می‌شن: برایِ یك عمر،برایِ یك فصٔل،برایِ یك درس.

کاش بعضی از واقعیت ها خواب، و بعضی از خواب ها واقعی بودن.

قربونت برم، فرقی نداره چه ساعتی از شبانه روز باشد، صدایت را که میشنوم خورشید در دلم طلوع میکند.

00:00

رابطه‌ی درست؟ رابطه‌ای که از خودش به خودش پناه ببری نه غریبه ها...

قهوه رنگ چشمانش است، اما گرمایش نه از فنجان بلکه از نگاه او می‌آمد،نگاهی که میسوخت و میساخت،تلخ و شیرین باهم. هربار که مینگری
قهوه رنگ چشمانش است، اما گرمایش نه از فنجان بلکه از نگاه او می‌آمد،نگاهی که میسوخت و میساخت،تلخ و شیرین باهم. هربار که مینگریستم،چیزی در درونم بیدار می‌شد،چیزی میان عطش و آرامش. چشمانش،آرام‌ترین وسوسهٔ جهان بودند؛ او نمیداند که اعتیاد یعنی چه... من فهمیدم،وقتی حتی قهوه هم مرا بیدار نمیکرد.

گاهی میان تمام ویرانی‌هایی درونم، تنها نامت، یک لبخندت،یا حتی یادت میتواند مثل نوری در دل تاریک من بدرخشد.

فارغ از هرچیزی که ناراحتم میکند،از بابت تو خوشحالم.

و هروقت ندانستی کجا باید بروی ، به آغوش من بیا .

بیا باهم گریه کنیم ، چه کسی گفته غمت مسئله‌ی شخصی‌ست..؟