دو پرستارک 🩺💉
Kanalga Telegram’da o‘tish
دو دانشجوی حال پرستاری: [۶/۸] و [۳/۸]🩺💉، معلم زبان📚، انگیزشی🌱، شکرگزاری✨️روتین درسی و فارما💊، مشاوره💚🤗 http://t.me/HidennChat_bot?start=1218807579
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
255
Obunachilar
-524 soatlar
-157 kun
-3530 kun
Postlar arxiv
برای خودم اولین بار که خیلی از ته دل ذوق کردم وقتی بود که کلاس یازدهم بودم مدیر مدرسه ای که برای ازمون میرفتم زنگ زد و جواب قبولی ازمون هام رو داد چون جهشی شرکت کرده بودم،
آخرين بار بابت یه پیشنهاد کاری از جایی که دوست داشتم بود
برای مامان بزرگم گل گرفته بودم
از کسایی که گل هدیه میدن،مخصوصا بدون مناسبت خاصی، خیلی خوشم میاد💐
بامداد امروز در تیپ ۳۸۸ ارتش بمپور سیستان بلوچستان آسایشگاه سربازان وظیفه هدف قرار گرفت و متأسفانه شمار زیادی از سربازان بیگناه پر کشیدند.
به یاد تمامی سرباز های وطنم
پسری که قرار بود به خونه برگرده
برادری که قرار بود حامی خواهر باشه
جوانی که قرار بود خوشبخت بشه
و تمام عاشقانی که جگر سوخته منتظر ماندند
تسلیت به جان هایی که بیگناه پر کشیدند...
اینکه وقتی آدم ها میپرسند: “ بازم جنگ شد؟
بعضیا میگن نه فعلا فقط جنوب رو میزنن؛واقعاً غم انگیزه❤️🩹
مگه اونجا یه تیکه از ایران نیست؟ مگه آدمای اونجا ایرانی و هم وطن ما نیستن؟!
حال همه ی ما جنوبه...
ولی واقعا امروز به این اصل اول پرستاری که توو درس هام داشتم رسیدم که:
"همه بیمارن مگه اینکه خلافش ثابت بشه"
دیگه عمرا، همه اش از امروز کنسله.
من به شدت آدم خونگرمی ام مثلا فامیلا و دوستام و اینا رو ببینم دست میدم روبوسی(واقعی نه از این الکی ها) و بغل و اینا، حتی در کوچیک ترین حالت آدم های اطرافم که دست هم نمیدادن بعد از این که به جمعشون اضافه شدم، بعد من و نبودم هم دیگه دست میدادن براشون عادت شده بود
