ru
Feedback
دو پرستارک 🩺💉

دو پرستارک 🩺💉

Открыть в Telegram

دو دانشجوی حال پرستاری: [۶/۸] و [۳/۸]🩺💉، معلم زبان📚، انگیزشی🌱، شکرگزاری✨️روتین درسی و فارما💊، مشاوره💚🤗 http://t.me/HidennChat_bot?start=1218807579

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
255
Подписчики
-524 часа
-157 дней
-3530 дней
Архив постов
سلااام سلااام

کاملا رندوم، چون توو سرم اومد

Голосовое сообщение00:09

اثرات شب بیداری منو می‌شنوید😂

2026_07_17_00_49_50.mp33.65 KB

به دور از هر گونه نظم و رنگی ولی من شلختگیم هم یه نظمی داره که خودم می‌دونم😌

درس کودک سالم
درس کودک سالم

برای خودم اولین بار که خیلی از ته دل ذوق کردم وقتی بود که کلاس یازدهم بودم مدیر مدرسه ای که برای ازمون می‌رفتم زنگ زد و جواب قبولی ازمون هام رو داد چون جهشی شرکت کرده بودم، آخرين بار بابت یه پیشنهاد کاری از جایی که دوست داشتم بود

اگه دوست داشتید کامنت رو هم باز کردم🦢

یه چالش بریم؟ 🤗 این پیام رو فوروارد کنید اگر چنل دارید، که جواب ها رو از چنلتون فوروارد کنم اولین بار برای چی خیلی ذوق کردی؟ آخرين بار چطور؟ انجام شد پیام هاش که فور شده بود حذف شد

بارون و گل‌های کاغذی+ پنجره اتاقم= پناهگاه من

photo content
+3

چطور بگم که چقدر دلتنگ این هوام🌧
+1
چطور بگم که چقدر دلتنگ این هوام🌧

برای مامان بزرگم گل گرفته بودم از کسایی که گل هدیه میدن،مخصوصا بدون مناسبت خاصی، خیلی خوشم میاد💐

photo content
+3

بامداد امروز در تیپ ۳۸۸ ارتش بمپور سیستان بلوچستان آسایشگاه سربازان وظیفه هدف قرار گرفت و متأسفانه شمار زیادی از سربازان بیگناه پر کشیدند. به یاد تمامی سرباز های وطنم پسری که قرار بود به خونه برگرده برادری که قرار بود حامی خواهر باشه جوانی که قرار بود خوشبخت بشه و تمام عاشقانی که جگر سوخته منتظر ماندند تسلیت به جان هایی که بی‌گناه پر کشیدند...

اینکه وقتی آدم ها می‌پرسند: “ بازم جنگ شد؟ بعضیا میگن نه فعلا فقط جنوب رو می‌زنن؛واقعاً غم انگیزه❤️‍🩹 مگه اونجا یه تیکه از ایران نیست؟ مگه آدمای اونجا ایرانی و هم وطن ما نیستن؟! حال همه ی ما جنوبه...

ولی واقعا امروز به این اصل اول پرستاری که توو درس هام داشتم رسیدم که: "همه بیمارن مگه اینکه خلافش ثابت بشه" دیگه عمرا، همه اش از امروز کنسله.

من به شدت آدم خونگرمی ام مثلا فامیلا و دوستام و اینا رو ببینم دست میدم روبوسی(واقعی نه از این الکی ها) و بغل و اینا، حتی در کوچیک ترین حالت آدم های اطرافم که دست هم نمیدادن بعد از این که به جمعشون اضافه شدم، بعد من و نبودم هم دیگه دست میدادن براشون عادت شده بود