uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

پلان ۲۷

پلان ۲۷

Kanalga Telegram’da o‘tish

[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیام‌ها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
276
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
ما تا اون روزی که «فکر» می‌کنیم، می‌تونیم هدف بذاریم و بیشتر بخواهیم. همون مربعی که ازش حرف زدیم.

چیزی به اسم «هدف آخر» وجود نداره.

هر روز استیکر خودشو داره. اگه دیروز رو از دست دادی، فردا رو از دست نده.

آدم‌هایی که فقط به خودشون فکر می‌کنن و دیدشون محدوده، خیلی راحت می‌تونن خودخواه بشن و به بقیه ضربه بزنن.

بعد از این دسته آدم‌ها، یه عده‌ای میرن سراغ اینکه «یک کاری بکنن»!

آدم‌هایی که بزرگ فکر می‌کنن، و آدمای بزرگی میشن، همونایی هستن که شعاع فکرشون بزرگه. حتی دغدغه نونوای سرکوچه رو هم دارن.

ما توی کارهامون نباید دیدمون کوچیک باشه و فقط به «خودمون» فکر کنیم. تاثیر ما روی کل جهانه.

همه کارهای ما روی همه عالم تاثیر می‌ذاره (برگرفته از نظریه پیوستگی دکتر حسابی).

برای همین «فکر کردن» هم باید نگاه کرد دید سرنوشت چی سر راه ما گذاشته. برای یکی همین که مراقب خودش باشه سرنوشتشه، یکی دیگه باید مایحتاج معنوی و مادی چند نفر دیگه رو هم برطرف کنه.

بعضی وقت‌ها آدم‌ها همیشه در حال حرکتن، ولی اصلا فکر نکردن قبلش. نمی‌دونن چی می‌خوان و کجا میرن.

زمان مثل کاتالیزوره. شما هر چیزی رو در زمان ضرب کنی، چند برابرش می‌کنه. چه عادات خوب باشه، چه عادات بد.

این زمان هم مایه خوشبختیه و هم وسیله بدبختی.

یه چیز دیگه به این مربع اضافه کنیم. هرم بشه. هرم یک راس هم بالای مربع داره. راس این هرم، «زمانه».

امید رو باید روی چیزهایی بست که توی سرنوشت ما هست. باید روی چیزهایی فکر کرد که ما داریم. ما با سلاحی که نداریم نمی‌تونیم به جنگ بریم. پس امید بستن به فرصت‌هایی که مال ما نیست، می‌تونه فرسایشی باشه و آسیب بزنه.

پس انتخاب‌های ما یک محدودیتی داره مختص به همون اسکیپ روم. و چرا گفتیم راس چهارم امیده؟ چون این کل چیزیه که بهش زنده‌ایم. اینکه «اگه» انتخاب‌های خوبی داشته باشیم می‌تونیم از این اسکیپ روم، سالم و موفق بیایم بیرون.

انتخاب‌های ما محدویت دارن و این همون سرنوشته، مثلا نمیشه شما همزمان تو مشهد باشید و توی نیویورک هم باشید.

و اسم این سرنوشته! همون destiny.

ممکنه دو نفر تو یه اسکیپ روم به همدیگه برسن.

هر کدوم ما افتادیم تو یه scape room مخصوص به خودمون. یه اتاق فرار جدی. و برای هر کسی خاص خودشه.

در این دنیا ما، ممکنه اشتباه هم بکنیم و قرار نیست مستقیم به سمت هدف‌هامون حرکت کنیم. خب؟