پلان ۲۷
Kanalga Telegram’da o‘tish
[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیامها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
276
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kun
-130 kun
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Oktabr '26Okt '26
Oktabr '26
+106
1 kanalda
Sentabr '260
6 kanalda
Get PRO
Avgust '26
+47
9 kanalda
Get PRO
Iyul '260
4 kanalda
Get PRO
Iyun '260
0 kanalda
Get PRO
May '260
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+9
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '260
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+116
1 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 06 Oktabr | +2 | |||
| 05 Oktabr | 0 |
Kanal postlari
یه حقیقت ناخوشایندی رو یادآور بشم و امروز رو به پایان برسونم. انقدر به دست و پای آدمهای بلاتکلیف دورِتون نپیچید. هر آدمی وقتی مصمم باشه، تصمیمش مشخصه، چون میخواد که مشخص باشه! هیچ وضعیتی از روز اول، واضح و به سرانجام رسیده نیست. آدمی که میگه «نمیدونم و زمان میخوام» رو بهش زمان بده. اما آدمی که میگه «نمیتونم» و بینهایت زمان هم براش کافی نیست رو بذار کنار؛ دیگه اگه میبینی بلاتکلیفه، در واقع «تو»، تکلیفش نیستی.
| 2 | از میزان شلوغی روزم بخوام بگم، اینه که هر شب گوشی رو میزنم شارژ و تا شب بعدی که میخوام بخوابم همینقدر از شارژم که توی تصویر میبینید، مصرف شده. یعنی نهایتا بتونم روزی چندتا پست بذارم و یکی دوتا پیام (به سختی) جواب بدم. این یعنی استفادهی من از گوشی بخاطر شلوغی روزم به حداقلِ خودش رسیده. | 13 |
| 3 | این پیامیه که میتونه روز یکیو بسازه. | 49 |
| 4 | دیدگاه خودت رو بساز. از مالِ دیگران حتی اگه قشنگتر نباشه، خیلی برات راحتتره. | 31 |
| 5 |
درمورد داشته هات نیست
درمورد دیدگاهته | 31 |
| 6 | اطلاعاتی که از زندگی شخصیم میذارم تو فضای مجازی خیلی کمه، حتی دوستان مجازیم هم درست نمیدونن توی زندگیم چی میگذره. در نتیجه شما هر برداشتی از زندگی من داشته باشید، تا حد زیادی به دور از واقعیته. | 34 |
| 7 |
حسودیم میشه بت:))) | 35 |
| 8 | تا اینجا من برنده شدم؛ که فهمیدم روش vectorization و الگوریتم naive bayes چطور باهم ترکیب میشن و عملیات classification رو انجام میدن. حالا استاد راهنما هر چقدر میخواد نامهربونی کنه، ما که خندان میرویم. | 52 |
| 9 | هیچ روزی، معمولی نیست. هر روزِ زندگیت یک تصویره! امروزت، خیالیه که در گذشته توی سرت، با عشق بهش بال و پَر میدادی و امروز تبدیل به واقعیتی شده که زندگیش میکنی، یا واقعیتیه که در آینده تبدیل میشه به یک خاطره! خاطرهای که مرورش، گرمیِ روزهای سردته. رویاها و خاطرات، همیشه از واقعیت سرسختترن، اما جالبه که سُر خوردنِ مداوم، بینِ این سه راس مثلثه که زندگی رو تبدیل به یک پدیده قابل تحمل میکنه. | 51 |
| 10 | Me era: | 83 |
| 11 | از من میشنوی، درس بخون، کار کن، چندتا آدم امن و نزدیک کنارت نگهدار و بعد با پولهات مهاجرت کن. میدونم الان خیلی سخت شده، اما شدنیه و ارزشش رو داره. | 86 |
| 12 | بماند به یادگار از امروز که استاد بابت پروژهای که ارائه دادم، خیلی خونسرد قهوهایم کرد. بماند به یادگار که چطور سرِ چندتا دونه بادمجون، جنگ صلیبی به راه انداختم چون صرفا فکر میکردم بعد از پروژهی موفقیتآمیزم قراره باهم بادمجون درست کنیم. بماند به یادگار از شبی که خیلی سخت با یک عزیزی خداحافظی کردم و وقتی نشستم توی ماشین، اشکِ توی چشمهام رو همه فهمیدن. آه، امروز. من دلم میخواد همهی لحظههاش رو زندگی کنم، چون این هم فصلی از کتاب زندگیِ منه. تمام احساساتِ شرم و پشیمونی، دلهره و اضطراب، انتظار و دلتنگی رو بخشی از این مسیر میدونم و بغل میکنم و بازم دوست ندارم بگذره، دوست ندارم تموم بشه. | 88 |
| 13 | I see the victory. | 33 |
| 14 | Matn yo'q... | 32 |
| 15 | وزیر نفت استعفا داد . | 33 |
| 16 | همه عاشق شدن را بلدند،
اما فقط تعداد کمی هستند
که بلدند چگونه در عشق با یک نفر
برای مدتی طولانی بمانند.
آنا گاوالدا | 91 |
| 17 | ممکنه مدتها نشه، مدتها بهش فکر کنی و اتفاق نیفته و ازت بپرسن «پس چی شد؟»؛ اما تو ایمان داشته باش. تا روزی که زندهای قصهات ادامه داره. | 79 |
| 18 | رهایش کن، مرنجان خویشتن را... | 84 |
| 19 | انتظار داشتن از آدمها، یعنی آغازِ ناامیدیهای بزرگ. | 81 |
| 20 | امروز «زنِ زیبا بوَد در این زمانه، بَلا»ای هستم که نگو و نپرس. | 93 |
