مکتوباتِ زن آقا...☫
Kanalga Telegram’da o‘tish
زنآقا تعریف نیست؛ شهرتِ منه. و اینجا، حرفها مکتوب میشوند با چاشنیِ روزمره. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=1f81bf5d1688
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
233
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+130 kun
Postlar arxiv
تو میروی دامن کشان جان از جهانم میرود؛
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.
این که کاری نیست آقا؛ کمترین کاری که میتونستم براتون انجام بدم.
من حاضر بودم کل زندگیمو فداتون کنم.
اما آقایِ شهیدم؛
به عشقِ شما خونه رو آماده کردم و اومدم از خونهام بیرون.
تا زائرات برن تو خونهی من.
من خیلی آدمِ "وای فرشم، نریزه رو مبل، اینو جابجا نکن، بشقابم نشکنه، اینو آروم بزار روی میز، وای فنجونِ قشنگم، دستت به پرده نخوره، وای گاز چرب نشه " ای هستم.
+حالم خوب نیست، تو چطور؟
_منم همینطور
+بنظرت چطور حالمون خوب میشه؟
_روضه بخون.
Repost from [ سِدعلی ] 🇮🇷
قرار بود فدای سرت شود سر من
نه اینکه بر تو بخوانم نماز، رهبر من!
#سید_علی_حسنی
