uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Coconut diaries

Coconut diaries

Kanalga Telegram’da o‘tish

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
267
Obunachilar
+524 soatlar
+37 kun
+1630 kun
Postlar arxiv
از ارتباطات تاکسیک خانواده‌ام با بقیه که مدام ازش غر می‌زنن ولی هیچ‌کاری هم برای تغییرش نمی‌کنن خسته‌ام.

«حالا كه كنار شما نشسته‌ام و با شما حرف مى‌زنم و به آينده فكر مى‌كنم مى‌ترسم، زيرا در آينده باز تنها مى‌شوم. باز همان حرمان است و همان زندان و همان زندگى بى حاصل. و جايى كه من در بيدارى در كنار شما اين قدر شيرين‌كام بوده‌ام ديگر به چه رؤيايى مى‌توانم دل خوش كنم؟»

Fardin-Khal atbari-I ll-Have-You-in-Mind-320.mp32.98 MB

پاییز و زمستون رو بخاطر نوشیدنی‌های گرم شبونه دوست دارم.

نکنه دیگه نم‌نم بارون و آفتاب خسته و هوای یکم سرد رو تجربه نکنیم، نکنه دیگه نشه با شیرکاکائوی داغ توی بارون راه رفت، نکنه همینجوری تا ابد گرم بمونه؟

شما نگران این نیستید که نکنه دیگه هیچوقت اونجوری که باید، پاییز نیاد؟

“شبیه باد در آغوشم بگیر”.

برای تو که دوری.

تراپی رفتن اینجوریه که میدونی تو هرموقعیت تراپیست قراره بگه باید چه رفتاری میکردی، ولی با آگاهی کامل هرطور عقل ناقص و طرحواره‌هات میگن رفتار میکنی و بعدا براش از شاهکارت تعریف میکنی.

به شکل عجیبی هیچوقت گشت ارشاد منو نگرفته. امشب ولی نزدیک‌ترین تجربه‌ام رو بهش داشتم و کل تنم از عصبانیت می‌لرزه.

مهم نیست استرس کجا باشه، من پیداش می‌کنم و ازش رنج می‌کشم.

انسان‌ها حتی کارهای کوچیکشون رو هم گنده نشون میدن و من استاد کوچیک‌ کردن تمام دستاوردهای گنده‌امم.

اینجوری‌ام که “باید رژیم بگیرم دیگه” بعد یه ظرف کیک میذارم جلوم و با دوتا چایی می‌بلعمش.

الیورتوییست شد یکی از خفن‌ترین تجربه‌های زندگیم. محشر بود، بی‌نظیر بود.

امروز وقتی پدرم داشت برادرم رو برای نحوه‌ای که مادرمو صدا کرده سرزنش می‌کرد متوجه شدم سرچشمه اون حس “من همیشه اشتباه می‌کنم” و اون “بی‌اعتمادی به خود” که همیشه همراهم داشتم کجاست!

در عمقی از کارهای تلنبار شده فرو رفتم و هرچقدر بیشتر تلاش میکنم انجامشون بدم بیشتر و بیشتر می‌شن.

همینجوری سرجام نشستم و کاری نمی‌کنم ولی پول عجیب خرج می‌شه و هیچوقت پول ندارم. این جیب دیگه جیب نمیشه!

دریغ از یک قطره نعمت الهی.

ماه دوم پاییز شده ولی متاسفانه ما هنوز داریم sunkissed می‌شیم!