uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Coconut diaries

Coconut diaries

Kanalga Telegram’da o‘tish

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
262
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
+830 kun
Postlar arxiv
عاشق گفتگوهای کوچیک با غریبه‌هام.

الان دیگه وقتشه اون کفش پاشنه بلند قرمز موردعلاقه‌مو بخرم برای جشن آخرهفته. آه خدایا.

نپرسید کدوم شهر و کجا، شهر دانشگاهم رو میگم.

احساساتم درمورد اون شهر لعنتی خیلی متناقضه. روزای عادی خوشحالم از اینکه زندگی مستقل دارم و راهی رو میرم که دوستش دارم، روزایی که بارون میاد زیباترین شهر دنیاست، ولی یه روزایی که برخوردم با مردم بیشتره دوست دارم جیغ بزنم و جامه‌دران فرار کنم به نزدیک‌ترین بیابون ممکن.

الان باید رو به روی من باشی، انصاف نیست این صندلی خالی باشه.

گاهی به خودم میام و می‌بینم رفتاری رو که از نظرم درست نیست دارم انجام می‌دم، ولی خب حقیقت اینه که توی تمام موقعیت‌ها رفتار درست داشتن چیز راحتی نیست. گاهی می‌دونیم چی درسته ولی شرایط روحی‌ نمی‌ذاره درست و منطقی رفتار کنیم.

به نظرم نسبت به رفتار واقعی ای که توی زندگی داریم زیادی داریم کصشر فلسفی و نایس مینویسیم تو کانال هامون. با خودمم اصن. با کسی نیستم.

“به دریایی برافتادم که پایانش نمی‌بینم کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی‌دانم”

حالا من هرچقدر تلاش کنم مهارت نه گفتنم رو هم بالا ببرم، کافیه یک‌بار با مامانم صحبت کنم و اون دوباره بگه” وای حرکتت خیلی زشت بود، چجوری روت شد فلانی رو جواب کنی؟” تا همه‌چی برگرده به حالت قبلش.

هر چقدر هم بخوایم قایم بشیم، آخرش زندگی میاد سراغمون.

استاد موسیقیم بهم حس ناکافی بودن می‌ده. امروز برای اینکه باهاش یک مکالمه‌ای رو شکل بدم داشتم بهش می‌گفتم که یکی از دوستانم هم قبلا شاگردش بوده و حدس بزنید چی شد؟ به دوستم هم دوتا غر زد.

امروز یک کادو تولد دیرهنگام از یک دوست ناز و مهربون گرفتم و خیلی یهویی بودنش لذت‌بخش بود.

توی دو روز گذشته یک جوری تو تنگنای سخت و پیچیده‌ای قرار گرفتم که بیرون اومدن ازش داره رُسمو می‌کشه.

درس خوندن رو یادم رفته.

دوستم داره یه گربه خیلی زشت رو اداپت می‌کنه، هرکی عکس گربه رو می‌بینه بهش میگه این که خیلی زشته از چی این خوشت اومده؟ میگه اخلاقش:)))) زن گربه‌‌اس شوهر که نیست:)))))

امروز از خدا توانایی لازم برای انجام کارهای عقب افتاده‌مو می‌خوام.

موزیک امروز ایشونه.

هربار هم شگفت‌زده می‌شم که مگه اینا از کجا اومدن؟ چقدر رفتارای بیسیک رو خانواده‌شون یادشون نداده؟ چطور ممکنه یه آدم انقدر بی‌ادب باشه و آداب معاشرت ندونه؟

محیط و آدمای این دانشگاه دارن از من کسی رو می‌سازن که من نیست.

ترکیب جالبی که جدیدا کشف کردم شیر + شیر بادام یا فندق داغه، قبلا ترکیب شیربادوم رو با قهوه تست کرده بودم و اونقدرا چیز جالبی نشد.