Coconut diaries
Kanalga Telegram’da o‘tish
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
240
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
نجران لایفاستایلها و سیچوئیشنشیپها و پسرای بلاتکلیف نباشید بچهها، من دارم درمورد جراحی اخته میخونم بعدش انتقام همهتونو میگیرم.
این حالمو فقط نیم کیلو قند و شکر میتونه بشوره ببره. میخوام توی خامه و شیرینی بغلتم.
برای دومین بار توی هفته اخیر تا اومدم تصمیم بگیرم خرید کنم یا نه، موجودی اون آیتم تموم شد و الاناست دیگه گریه کنم.
اومدم توی اینستاگرام یه کلاژ از عکسای جولای بسازم، دیدم هیچ محتوایی جز اسکرین شات و سوال امتحان ندارم! کل این ماه توی اسباب کشی و امتحان حروم شد.
Repost from عین الدوله
حالا امتحانارو چرا انقدر دارید سخت میگیرید؟ انگار ما هرشب داریم جنوب رو موشک میزنیم.
قطع کردن اینترنت هم مثل خیانته، یکی دو بار انجام شه قبحش میریزه و روال میشه:))))
پدر مادر گرامم چند وقته گیر دادن به حلوا درست کردن، هر هفته درست میکنن و من متوجه شدم حلوا در حد همون چند لقمهای که توی ختم کنار بقیه به زور بهم میرسه به دهنم خوشمزه و خفنه. الان دیگه واقعا یک نه بزرگ.
مثل این میمونه که هرروز قیمه نذری بخوری! یه چیزایی توی همون تایم سالی یک بار خودش خوشمزست دیگه!
مورچه میگه درس نخون تقلب میکنیم، گیر دادم که نه حالا که بیکارم درس میخونم سرگرم شم، الان دو ساعته جلوی لپتاپ نشستم و گوشیبازی میکنم با استرس درس!
قرار نبود آخرش بعد اون همه صبر به این نتیجه برسم که “اگه واقعا میخواست، انجام میداد”.
امروز که توی خیابونهای هروی گم و گور شده بودم یهو از جلوی ماجرابوک رد شدم، خیلییی ساختمان زیبا و جالبی داشت، امتحانام تموم شد حتما رفتنش توی چک لیستمه.
امشب خیلی جدی داشتم به مادرم توضیح میدادم که وقتی انقدر زندگی سخته، چه افتخاری توی تریاک نکشیدن هست؟ اگه یه چیزی خوشحالمون میتونه بکنه، خب بذار بکنه! از دو سال دیگه مصرفش رو شروع میکنم!
اونم خندید گفت چرا دو سال دیگه، الان نه؟
لذا ساقیهای معتبر و خالص فروشتون رو معرفی کنید دوستان که تا الانم خیلی عقبیم.
یعنی میگم این همه اورثینک و وسواس فکری برای اشتباه نکردن هیچ خروجی مثبتی هم نداره! گند پشت گند.
