۱۸بَهمن
Kanalga Telegram’da o‘tish
شايد aphrodite.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
816
Obunachilar
-924 soatlar
-457 kun
-3730 kun
Postlar arxiv
815
از اين ببعد همين واست كافيه كه ديگه جايگاه قبلي و نداري پيشم، خودت خودت و تموم كردي، وگرنه من كه ميخواستم بموني.
815
رسما بهم ثابت كردي كه بخاطر هيچكس(تاكيد ميكنم هيچـكس) نبايد از اعتقادات و طرز فكرم بگذرم؛
هر شانسِ دوبارهايي كه بهت دادم و گوه زدي توش، هم خودتو از چشمم انداختي هم منو داغون كردي.
815
اين دوست دارمي كه ميگي چه فايده داره، وقتي مدام كارايي و ميكني كه ميدوني اذيتم ميكنه؟ وقتي كه من هيچ وقت اولويتت نيستم، براي نگهداشتنم تلاشي نميكني، براي از اشتباه درآوردنم بهم توضيح نميدي، احساساتمو درك نميكني و متوجه حرفام و ناراحتيام نميشي؟
چه فايده اين دوست دارمات، وقتي كه من بايد حدس بزنم از رفتارت اونو، چه فايده وقتي نشونش نميدي و چه فايده وقتي عملش نميكني؟
815
اورا دوست داشتم، هنوز هم دوست دارم. اما با نگاهي از دور، در فاصله اي که رنجها و خاطرهها آن را حفظ کرده اند.
- مارسل پروست، در جست و جوي زمان از دست رفته.
815
حقيقتشو بگم اونروز وقتي كه ينفر راجب اينكه توهَم منو ميخواستي ازم پرسيد، هيچ جوابي نداشتم بدم نه تنها به اون بلكه به خودم هم؛
اما عزیز من، تو كاري كردي كه هيچ وقت مطمئن نشم.
815
نوشته بود:
«از تو ميگریزم چون دوستت دارم؛ چون در برابر آنان که دوستشان دارم بيدفاعم و چون زمان به من اثبات کرد دوست داشتن کسي، باعث نميشود که او در زخم زدن مراعات کند.»
815
آخرش قبول ميکنیم که بعضیها براي ما نیستن، مهم نیست چقدر دوستشون داریم یا چقدر براشون تلاش کردیم.
