اتاقی از آنِ خود
Kanalga Telegram’da o‘tish
@fgoli68 اتاقی از آنِ خود، نام یک رمان، نوشته ویرجینیا وولف است.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
198
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kun
-630 kun
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26Sen '26
Sentabr '26
+27
1 kanalda
Avgust '260
2 kanalda
Get PRO
Iyul '260
0 kanalda
Get PRO
Iyun '260
2 kanalda
Get PRO
May '260
0 kanalda
Get PRO
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+12
0 kanalda
Get PRO
Fevral '260
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+17
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '250
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+4
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+166
2 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 28 Sentabr | 0 | |||
| 27 Sentabr | 0 | |||
| 26 Sentabr | 0 | |||
| 25 Sentabr | +1 | |||
| 24 Sentabr | 0 | |||
| 23 Sentabr | 0 | |||
| 22 Sentabr | 0 | |||
| 21 Sentabr | 0 | |||
| 20 Sentabr | 0 | |||
| 19 Sentabr | +1 | |||
| 18 Sentabr | +1 | |||
| 17 Sentabr | 0 | |||
| 16 Sentabr | 0 | |||
| 15 Sentabr | 0 | |||
| 14 Sentabr | +5 | |||
| 13 Sentabr | 0 | |||
| 12 Sentabr | 0 | |||
| 11 Sentabr | +1 | |||
| 10 Sentabr | 0 | |||
| 09 Sentabr | 0 | |||
| 08 Sentabr | 0 | |||
| 07 Sentabr | 0 | |||
| 06 Sentabr | 0 | |||
| 05 Sentabr | 0 | |||
| 04 Sentabr | 0 | |||
| 03 Sentabr | +1 |
Kanal postlari
Repost from دنیای نامهها
«دوشنبه؛ دکتر عزیز. حالم اصلاً خوب نیست.
دلی در سینه دارم که مرتب میتپد و ادا در میآورد.»
سیلویا پلات؛ خاطرات روزانه/ مهسا ملکمرزبان.
@letterssto
| 2 | سه تا از دوستام درگیر بیماری خودایمنی شدن.😕
پارتنرت خیانت کرده؟
بیکار شدی؟
بیپولی؟
تنهایی؟
محیط کارت پرتنشه؟
فامیل آزارت میدن؟
اگه مجبوری تحملشون کنی، حداقل خودخوری نکن.
استرس مزمن شوخی نیست.🥺
*ماه آفرید*
@OfficialPersiaTwiter | 13 |
| 3 | Aiva - Gisoo Parishan.mp3 | 11 |
| 4 | Aiva - Gisoo Parishan.mp3 | 1 |
| 5 | حرف زیاد است اما فرض کنید کسی که توی یکی از کوچه پس کوچههای اسلامشهر یا روستاهای اراک زندگی میکند، چون حالا سرعت نت حتی در روستاها هم خوب است، وارد اینستاگرام شود و پای فرمایش های گهربار این آدمها بنشیند.
زنی که در خانهای تک خوابه و اجارهای با شوهرش، در حالی زندگی میکند که مادرشوهر ساکن طبقه بالاست.
دوتا بچه دارد و حقوق شوهر به زحمت کفاف زندگیشا را میدهد، تصمیم میگیرد شجاع باشد و از این زندگی خارج شود!
او به خانم ش نگاه میکند که از قبل سالها بلاگری کردن با شوهرش و نشان دادن فیلم زایمان طبیعیاش به عام و خاص، حالا صاحب آرایشگاهی بزرگ و زنانه در ترکیه است که میتواند او را از هر مردی بینیاز کند.
خانم ی و ش و ب و پ خبر ندارند که دارند چه تصویر زیبایی از طلاق برای زنهایی میسازند که حتی در صورت داشتن شوهری معتاد، گاهی باید مهریهشان را ببخشند تا جدا شوند.
این قصه طولانی است. خیلی خیلی طولانی و من ماههاست میخواستم دربارهاش بنویسم چون در یک سال اخیر، زنهایی را دیدهام که با امید به تغییر و ساختن زندگی بهتر، حتی با یک بچه اقدام به جدایی کردهاند!
روانشناسی زرد و توصیههایی که بلاگرهایی که مهاجرت کردهاند، سعی در عادی سازی و جاانداختنش در میان مردم داشتند خیلی بیشتر از آنچه به نظر آمده، رابطهها و زندگیها را تخریب کرده است و روانشناسهای اینستاگرامی هم هیچ هشداری دربارهی این آدمها نمیدهند.
راه چاره، ندیده نگرفتن بلاگرها یا اهمیت دادن به این آدمها نیست.
وقتی زنی محجبه با فوق لیسانس مامایی و سه بچه، بعد از سالها زندگی مشترک، از همسرش جدا میشود، مهاجرت میکند، کشف حجاب میکند و فیلم جاروکردن رستورانها و گریه کردنش را توی اینستاگرام پست میکند، یک میلیون فالوور دارد، معلوم است که تاثیر منفی و زهرآگینش را نباید دست کم گرفت. اصلا نباید دست کم گرفت! | 30 |
| 6 | چندسال پیش، خانم ی، ساکن ترکیه، که متاهل بود، خیلی غیرمستقیم پرده از ارتباطش با کسی دیگر برداشت، این ارتباط، پیش از جدایی از همسر اول و خارج از چارچوب ازدواج بود. بعدها صحبتها و حرف و حدیث هایی پیش آمد.
خانم ی نمیتوانست هیجان رابطهی جدیدش را در توییتر پنهان کند و از طرفی نمیخواست طرفدارهایش در اینستاگرام را که سالها به آنها درس عشق و وفاداری داده بود از دست بدهد.
خانم ی، بعد از سالها داشتن پیج پابلیک اینستاگرام و نشان دادن رابطهی صمیمانه، بالغانه و عاشقانهاش کنار همسرش، بعد سالها هر مجرد فلکزدهای را به هوس انداختن که بگردد و برای خودش پارتنر یا همسری به زیبایی و باشعوری و بلوغ و روشنفکری پارتنر خانم ی پیدا کند، اعلام کرد که از همسرش جدا شده است.
جدا شدن خانم ی جزو اولین طلاقهای زوجین عاشق پیشهی اینستاگرامی بود که بعد از مهاجرت و در خارج از کشور رخ میداد.
رابطهای که تا پیش از آن نمایشی از یک عشق ایدهآل و همه چیز تمام بود، حالا به نمایشی از جدایی در عین احترام و بلوغ ختم شده بود.
بعدش خانم ش و آقای پ، با دوتا بچه از یکدیگر جدا شدند. این یکی خبرسازتر بود و این یکی هم در ترکیه.
اما هیچکدام از این جداییها که بعدا تعدادشان بیشتر و بیشتر شد، صحنههای دادگاهی که توی فیلمهای اصغر فرهادی دیده بودیم، دعواها و کشمکشهایی که در آستانه طلاق رخ میدادند را تداعی نکردند.
این مدل طلاق خیلی شیک و امروزی بود. دونفر میآمدند و میگفتند که خیلی قوی و شجاع هستند، خیلی بالغ هستند که همچنان بعد جدایی یه یکدیگر احترام میگذارند.
در همین چندوقت اخیر، چند پست دیدهام از آقایانی که بعد از طلاق، در قالب پستی در اینستاگرام، به همسر قبلی خود ابراز لطف و محبت و حتی عشق کردهاند.
چیزی که این اپیدمی را مضحک میکند، نمایشی ساختگی از آدمی است که به خاطر تصمیم جدایی، بنا به هر دلیلی، از خودش انسانی شجاع و قوی و فهمیده میسازد.
انسانی که تغییر میکند این دقیقا تعبیر خانم ی بود وقتی کسی از او پرسیده بود، مگر زندگی این نیست که دونفر تمام تلاششان را برای بودن با یکدیگر بکنند و اصلا اگر واقعا اینقدر احترام و محبت بین دونفر وجود دارد، چرا باید جدا شوند
خانم ی هم در جواب، همان حرفهای دهن پرکن بلاگرها که مثل نان خامهای در دهان طرفدارانشان آب میشود را زد!
اینکه آدمها تغییر میکنند و خب ممکن است دیگر نتوانند کنار یکدیگر زندگی کنند و راهشان جدا میشود.
اولین سوالی که موقع شنیدن چنین حرفی به ذهن مخاطب میرسد این است که پس مفاهیمی چون وفاداری، در این معادله چه جایگاهی دارند.
طلاق، اگر درست و به جا و تنها راه حل باشد، احتمالا بهترین گزینه است اما در مورد این آدمها، من هنوز شک دارم آنها تنها راه حل پیش رویشان را انتخاب کرده باشند چون ماندن در ازدواج، برایشان یک اصل نبوده است.
این شاید تعریف ناملموس و بسیار دستکاری شدهای از خیانت باشد. چون خانم ی در حرفهایش به این اشاره کرده بود بعد از تصمیم به جدایی آنها تصمیم گرفته بودند رابطهی اپن را برای مدتی تجربه کنند تا درد جدایی برایشان کمتر شود! | 32 |
| 7 | زن زندگی با بچهش میره آرایشگاه، بعد تموم شدن کار به خانوم آرایشگر میگه نه سشوار لازم نیست!
بعد میره واسه گلودردش قرص سرماخوردگی و حساسیت میخره و بعدشم از میوه فروشی نزدیک داروخونه، خیار و آلو و سبزی خوردن میخوره با دوسه تا موز واسه بچهای که همیشه گرسنشه!
پ ن: زن زندگی از همینجا اعلام میدارد که هیچگونه احساس برتری نسبت به دستهبندیهای دیگر زنان ندارد و این حرفها هم صرفا جهت مزاح و سرگرمیست! | 2 |
| 8 | دوساعت و نیم طول کشید تا آپلود بشه! | 39 |
| 9 | این ویدئو رو فعلا ببینید تا بعدا بیام درمورد نرمالایز کردن طلاق از سوی بلاگرهای مهاجری که توی اینستاگرام، خیلی راحت در مورد جدایی صحبت میکنند و اصلا به عواقب اون اشارهای نمیکنند، بیشتر بنویسم! | 39 |
| 10 | نمیدونم چرا فریبا وفی، ژانر داستان کوتاه رو کنار گذاشت و از یه جایی به بعد فقط رمان نوشت. درحالیکه ادبیات ما، به داستان کوتاههاش نیاز داشت. حتی میتونست آلیس مونروی ایران باشه!
آخرین رمانش هم «آدمهای زندگی بعدی» هست که شاید برم سراغش | 38 |
| 11 | دلم واسه داستانهای فریبا وفی، واسه خوندن یه داستان ایرانی زنانه تنگ شده... | 38 |
| 12 | اگه قسمت بشه و توانش رو پیدا کنم که دوباره پیش تراپیست برم، قطعا اولین سوالی که ازش میپرسم اینه که با آدمایی که وایب صمیمیت و مهربونی و دوستی نشون میدن اما نود و هشت درصد مواقع، در دسترس نیستند باید چکار کرد!
واقعا نمیدونم توی این دوره زمونه روی کی میشه حساب کرد | 39 |
| 13 | تهموندهی تابستون 🙃 | 44 |
| 14 | کتاب خوبی بود.
حیف که تو قطار جا گذاشتمش 😭 | 32 |
| 15 | مربوط به پست بالایی. بازم دم هوش مصنوعی گرم!
البته مامانایی که دوتا بچه و بالاتر دارند، لایق دریافت کمک و خدمات بیشتری هستند و ما تک فرزندا، میریم ته صف وایمیسیم. | 54 |
| 16 | مربوط به پست بالایی. بازم دم هوش مصنوعی گرم!
البته مامانایی که دوتا بچه و بالاتر دارند، لایق دریافت کمک و خدمات بیشتری هستند و ما تک فرزندا، میریم ته صف وایمیسیم. | 1 |
| 17 | در حالیکه یه طرف، آسمون غروب جمعه رو داشتیم و طرف دیگه قرص ماهِ شب چارده و بغض از هر شش جهت راه گلو رو بسته بود، آهنگ ابی توی ماشین پخش شد که:
لحظه لحظه پس از تو، شب و گریه در کمینِ
تو دیگه برنمیگردی آخر قصه همینه! | 37 |
| 18 | از صبح، درحالیکه نبمه شب، بعد از ۱۲ ساعت مسافرت با قطار، با بچهای که اجازهی استراحت زیادی بهمون نداد، مثل یه زن مستقل و قوی، (البته اگه خانومهای شاغلی که دستشون تو جیب خودشون هست و واجد یک سری شرایط دیگهای هستند، اجازه بدن ما هم خودمون رو مستقل بدونیم!) کوله و ساک و چمدون و کلی وسیلهی دیگه رو جابجا کردم، کلی لباس و ملافه شستم، غذا درست کردم و ...و حالا هم بچهم رو آوردم خانهی بازی چون بعد سفر، غروب جمعهای خونه موندن برای جفتمون سخت بود.
حالا اما میخوام بگم خیلی از روانشناسها اذعان دارند که صفت«زن مستقل» و کلا مستقل بودن که این روزها خیلی باب شده و سعی در مجاب کردن آدمها در کمک نگرفتن، بینیازی و همهی امور رو به تنهایی هندل کردن داره، سرپوشی دروغین برای سرکوب نیازهای روانی آدمهاست.
آدمهایی که در کمک نگرفتن، به شدت اصرار دارند (مادرهای زیادی رو دیدم که حتی این کمک گرفتن رو نشونه ضعف و بینیازی رو قوی بودن میدونند!)، برعکس نیاز روانی بیشتری به حمایت و توجه اطرافیان دارند.
اما من اعلام میکنم در تمام موارد بچهداری، همیشه به کمک و حمایت نیاز داشتم و خیلی از اوقات ازش محروم بودم.
اگر خودم خیلی جاها به تنهایی اوضاع رو سر و سامون دادم، چون واقعا امکان کمک گرفتن نبود. البته بعضی جاها هم، از کمک گرفتن از بعضی افراد، به خاطر حس سرزنشی که به بچه و مادر منتقل میکنند، بیشتر از کمک نگرفتن، آزرده میشدم و برای همین ترجیح میدادم تنهایی، امور رو پیش ببرم.
اما میخوام اعتراف کنم خیلی از ما، چارهای جز این مدل زندگی نداریم.
برای ما، شاید چیزی که ضروری باشه، پذیرفتن کمک نداشتن هست و در واقع پذیرفتنش، به همون اندازهی آدمی که امکان کمک گرفتن داره اما مصرانه، تمام کمکها رو رد میکنه، سخت و گاهی دردناکه.
پ ن: این رو هم بگم که همیشه اینطور نیست اما مثلا در شرایط فعلی، مادرم مسافرته و نیست. پدر بچه هم تا جایی که تونست کمک کرد و برای پارهای از امور باید از خونه بیرون میرفت. | 54 |
| 19 | 🔹 نتانیاهو در حالی که سخنرانی خود را در مجمع عمومی سازمان ملل آغاز میکرد، مورد فحاشی قرار گرفت و بسیاری از نمایندگان از سالن مجمع عمومی خارج شدند.
》OPT《
@OfficialPersiaTwiter | 40 |
| 20 | مضحکید. کاش میدونستید چقدر سادهلوح و مضحکید! | 44 |
