uz
Feedback
خُنیا

خُنیا

Kanalga Telegram’da o‘tish

آن‌سوی سایه‌ها، در میان قلعه‌ها. • https://t.me/iRoChatBot?start=sec-iejfgihcdb

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
245
Obunachilar
-324 soatlar
+37 kunlar
+330 kunlar
Postlar arxiv

تنها لحظه‌ای بدرخش تا که آن فقدان سرشارت، تمام افق‌ها را در بر گیرد. نشانه در آشکارگی ناقص آن است که هر دم توان کامل‌تر شدن می‌یابد، و تو ای کامل‌ترین ناقصِ من، در این گیتیِ پهناور کجایی تا هر دم از کمالت بگریزم؟

ای که می‌پرسی ز صحبت‌ها گریزانی چرا در بساطم وقت ضایع کردنی کم مانده است عام گردیده است بی دردی میان مردمان حرفی از درد سخن صائب به عالم مانده است صائب
خُنیا

در مقامی که به یادِ لبِ او مِی نوشند سِفله آن مست، که باشد خبر از خویشتنش هر که ترسد ز ملال اندُهِ عشقش نه حلال سَرِ ما و قدمش یا لبِ ما و دهنش حافظ
خُنیا

شود آسان، دل از جان برگرفتن، در کُهن‌سالی که در فصلِ خزان، برگ، از هوا گیرد، جدایی را صائب
خُنیا