اِنقباضِ مغزَم؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
Ko'proq ko'rsatishEron134 335Toif belgilanmagan
341
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
تمام بدنم درد میکند از فکر و خیال،
ای وای من که من تمام زندگی را
در خاطراتم، در افکارم، در دردهایم گذراندم…
و تو دوام میآوری،
بیآنکه کسی بفهمد در خاموشیات،
نبردی بیپایان میان رنج و بیاعتنایی جریان دارد .
هيچگاه انسان سالم، دیگری را شکنجه نمیکند. این انسان آزار دیده است که آزار میرساند.
زخم خوردهها علاقه عجیبی به زخم زدن به دیگران دارند، آنها که از عزت نفس پایینی برخوردارند میل عجیبی به تحقیر کردن و گرفتن اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران دارند.
تو هیچ گاه کنار آنها بزرگ نمیشوی، فقط تحقیر میشوی؛ چون، یک فرد ناسالم، هرچیز در اطرافش را بیمار میکند.
بزرگترین شادیِ زندگی، این است که دوستداشته شوی؛
آن هم نه بهخاطرِ آنچه هستی،
بلکه با وجودِ آنچه هستی…
دردِ یک سرزمین،
فقط خرابیِ دیوارهایش نیست؛
خستگیِ مردمانیست که دیگر به هیچچیز امید ندارند…
تازه فهمیدم همهی خستگی های آدم از اتفاقهای بد نیست.
گاهی از اینه که مدت زیادی خود واقعیش نبوده.
یه جاهایی سکوت کرده تا کسی ناراحت نشه.
یه جاهایی قبول کرده تا بحثی پیش نیاد.
یه جاهایی لبخند زده فقط برای اینکه کسی حال بدش رو نفهمه.
کمکم انقدر نقش آدمِ همیشه خوب رو بازی میکنی که خودت هم یادت میره واقعا چه حسی داری.
تا اینکه یه روز بدون هیچ اتفاق خاصی فقط دلت میخواد از همه چیز فاصله بگیری.
نه برای اینکه از کسی ناراحتی؛ فقط برای اینکه دوباره خودت رو پیدا کنی.
