uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

اِنقباضِ مغزَم؛

اِنقباضِ مغزَم؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia

Ko'proq ko'rsatish
Eron138 693Toif belgilanmagan
340
Obunachilar
-224 soatlar
-17 kun
-630 kun
Postlar arxiv
از تمام دار دنیا، قلبی حساس و فکری دائما مشغول به من رسیده.

نوشته بود: امیدوارم التیام پیدا کنید، از سختی هایی که در موردش صحبت نمی کنید

ولی من یادم نمیره هیچکس نبود ؛

کاش بدونم چرا هیچکس رو ندارم در صورتی که همیشه در هر حالت برای هر کسی بودم و حضور داشتم

چرا فکر کردم کسایی رو دارم که کنارم باشن و تو این موقعیتا بهم پناه بدن

چرا فکر کردم تنها نیستم

خدا رو چه دیدید شاید واقعا شد

از ته قلب کاش بمیرم

تو ی مرحله از زندگیمم که همه چیز داره بهم فشار میاره از ی طرف ترس و استرس آینده رو دارم از ی طرف باید غصه خانوادمو دغدغه هاشونو بخورم از ی طرف باید مراقب آدمای نمک نشناس زندگیم باشم. از ی طرف باید مراقب فروپاشی روانی باشم. از ی طرف باید کار کنم که همه جوره برسم. از ی طرف باید درس بخونم. و از ی طرف باید سر پا وایسم و خودمو حفظ کنم و قوی باشم تا بتونم ادامه بدم حقیقتا من گیر کردم! بین همه اینا گیر کردم..

مامانم خیلی رندوم وقتی فهمید دارم مدام داریوش گوش میدم گفت فقط سیخ و سنگت کمه مرسی مامان ؛

یوقتایی هم باید دستتو بزاری رو قلبت و بگی میدونم سخته ولی خواهشا گوه نخور.

دست تو سرد است دست من مثل آتش میسوزد چقدر کوری ناستنکا

‌با آینه قهرم، زیادی منو می‌شناسه

‏روزهای جالبی نیست اما صبر می‌کنم...

‏چه دردهای بزرگی دارند قلب‌هایی که کوچک‌ترین چیزها را نیز حس می‌کنند.

نمی‌خواست در مقابل زندگی تسلیم شود و مانند تمام‌ کسانی که در زمان و مکان اشتباهی به دنیا آمده‌اند به دنیای پیرامون خود محدود شود؛ روح ناسازگار او ترجیح می‌داد همه‌چیز را رها کند و در رویای دوردست خویش حل شود.

یه جا یه تعریف قشنگی از اشک خوندم که می‌گفت: "و اشک تاوانی است که چشم‌ها، باید بابت درست ندیدن بپردازند."

ارزش ادما به حرفاشون نیست به موندشونه، وای از نموندن کسی که حرفاشو یادته.