اِنقباضِ مغزَم؛
Ir al canal en Telegram
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
Mostrar másIrán138 693La categoría no está especificada
340
Suscriptores
-224 horas
-17 días
-630 días
Archivo de publicaciones
کاش بدونم چرا هیچکس رو ندارم در صورتی که همیشه در هر حالت برای هر کسی بودم و حضور داشتم
تو ی مرحله از زندگیمم که همه چیز داره بهم فشار میاره
از ی طرف ترس و استرس آینده رو دارم
از ی طرف باید غصه خانوادمو دغدغه هاشونو بخورم
از ی طرف باید مراقب آدمای نمک نشناس زندگیم باشم.
از ی طرف باید مراقب فروپاشی روانی باشم.
از ی طرف باید کار کنم که همه جوره برسم.
از ی طرف باید درس بخونم.
و از ی طرف باید سر پا وایسم و خودمو حفظ کنم و قوی باشم تا بتونم ادامه بدم
حقیقتا من گیر کردم!
بین همه اینا گیر کردم..
مامانم خیلی رندوم وقتی فهمید دارم مدام داریوش گوش میدم
گفت فقط سیخ و سنگت کمه
مرسی مامان ؛
نمیخواست در مقابل زندگی تسلیم شود و مانند تمام کسانی که در زمان و مکان اشتباهی به دنیا آمدهاند به دنیای پیرامون خود محدود شود؛ روح ناسازگار او ترجیح میداد همهچیز را رها کند و در رویای دوردست خویش حل شود.
یه جا یه تعریف قشنگی از اشک خوندم که میگفت:
"و اشک تاوانی است که چشمها، باید بابت درست ندیدن بپردازند."
