"خونه
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
265
Obunachilar
-224 soatlar
-127 kun
-830 kun
Postlar arxiv
265
Repost from ufo
تو ماشین نشستم و منتظرم نیکی از گلفروشی چهارراه گلسار، گل بگیره بیاد. جمع شدم توی صندلی شاگرد. عرفان طهماسبی داره میخونه. چراغ قرمز و سبز میشه. ترافیک ماشینها رو تماشا میکنم. یه آن به بدنم آگاه شدم. نفسهام سنگین شده. دستهام یخ زده. صدای بلند آهنگ انگار از بدن من بیرون میاد. توی همین لحظه، احساس دارم میکنم که صدای ریز خرد و خاکشیر شدنو توی عمق بدنم میشنوم. یه حالی که انگار لبههای دوتا شیشهی شکسته رو میکشن به هم. یه جیرجیر حال بهمزن. زمزمه کردم اَه این دیگه چیه؟ کاش گل خریدن نیکی تا ابد طول بکشه تا بتونم با خیال راحت بشکنم و وقتی میرسم به خونه، در ماشین وا که میشه یه کُپه شیشه خرده بریزه رو زمین.
265
Repost from مردِ تنها.
این آلبوم + همین پیام، فور کنید چنلاتون عکسایی که دوستشون داشتم رو انتخاب و فوروارد کنم📮
