uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Sāvis

Sāvis

Відкрити в Telegram

personal is political Owned by a radical feminist lesbian Daily channel: https://t.me/Savis_and_her_friends Anonymous: https://t.me/harfmybot?start=7984127093

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
2 122
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
+2030 днів
Архів дописів
Sāvis
2 122
افتخار آفرینی زن ایرانی در جشنواره‌ی فیلم ونیز، لاله‌ مرزبان برنده‌ی جایزه‌ی بهترین بازیگر زن در این جشنواره شد. لاله مرزبان جایزه‌ی خود را به زنان ایرانی که همواره برای رسیدن به آزادی جنگیده‌اند، تقدیم کرد.

Sāvis
2 122
sticker.webp0.00 KB

Sāvis
2 122

Sāvis
2 122
sticker.webp0.00 KB

Sāvis
2 122
چگونه حجاب نیروی کار زنان را کنترل می‌کند؟ نوشته‌ای از فرزانه جلالی‌فر
پس از انقلاب ۵۷ و با استقرار نیروهای اسلام‌گرا، مسئله حجاب دوباره به یک موضوع سیاسی تبدیل می‌شود. حجاب که پیش از این در دوران استقرار رضاشاه ابعادی سیاسی پیدا کرده بود، با روی کار آمدن محمدرضا شاهچگونه حجاب نیروی کار زنان را کنترل می‌کند؟ پهلوی تا حد زیادی ابعاد سیاسی خود را از دست داد. اما با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، حجاب دوباره به ابزاری در دست حاکمیت تبدیل می‌شود تا نخست بر زنان و سپس بر جامعه کنترل اعمال کند. اگرچه هم رضاشاه و هم جمهوری اسلامی از این ابزار استفاده کرده‌اند، اهداف هر یک از آن‌ها برای کنترل جامعه متفاوت بوده است. علاوه بر این، با گذشت زمان، استفاده از ابزار حجاب توسط حکومت پیچیده‌تر می‌شود و هم‌زمان با آن، سرکوب‌ها نیز گسترش می‌یابد. این مسیر ۶۰ساله، با فراز و نشیب‌های بسیار، در شهریورماه ۱۴۰۱ به اوج خود می‌رسد، زمانی که ژینا امینی کشته می‌شود. کشته شدن یک زن توسط نیروهای حکومتی به‌واسطه مسئله حجاب، برای نخستین‌بار به‌طور آشکار، اهمیت حجاب برای حاکمیت را در مقابل دید عموم قرار می‌دهد و این حادثه جرقه‌ای می‌شود برای اعتراضات مردمی در شهرهای بزرگ و کوچک. اعتراضاتی که نشانه‌هایی از بروز انقلاب را در خود دارند. اگرچه این اعتراضات با پیشاهنگی زنان و حول مسئله حجاب آغاز می‌شوند، اما به تدریج ایده‌هایی برای عبور از حجاب به‌عنوان مسئله مرکزی اعتراضات مطرح می‌شود. ایده‌هایی که حجاب را در مقایسه با سایر ابعاد تحمیلی از سوی حاکمیت کم‌اهمیت‌تر می‌دانند و در پی اولویت‌بندی مطالبات مردم هستند. این اولویت‌ها معمولاً با مسائل اقتصادی آغاز می‌شود و هر گونه مطالبه دیگری را فاقد اهمیت و یا پتانسیل لازم برای تغییر حکومت می‌دانند. این‌گونه ایده‌ها همواره با یک سوال مواجه می‌شوند که اگر حجاب مسئله‌ای نه چندان مهم در مناسبات سیاسی است، چرا حکومت حاضر نیست به هیچ‌وجه از آن کوتاه بیاید و تا این حد برای آن هزینه می‌دهد؟ چرا حکومت برای پافشاری بر حجاب اجباری تا جایی پیش می‌رود که دست به قتل ژینا امینی می‌زند و پس از آن با اقدامات خود، کشور را تا مرز انقلاب تحریک می‌کند؟ این سؤالات در ماه‌های اخیر و پس از کشته‌شدن ژینا امینی به اشکال مختلف محل بحث بوده است. این متن قصد دارد در نهایت به پاسخ این سؤالات پرداخته و تحلیل خود از مسئله حجاب در ایران را در ارتباط با موضوع کنترل بدن و به تبع آن، کنترل نیروی کار ارائه دهد....click to read the full article

Sāvis
2 122
در آستانه‌ی سالگرد چهارمین سال از شروع جنبش زن، زدگی آزادی، درباره‌ی تاریخچه این شعار بیشتر بشنویم.

Sāvis
2 122
شعار «زن، زندگی، آزادی» از کجا آمد؟ شعار «ژن، ژیان، ئازادی» نخستین‌ بار در سال ۱۹۸۷ توسط جنبش آزادی‌بخشِ زنان کردستانِ ترکیه سر داده شد. بعدها مادران شنبه که در نتیجه‌ی ناپدیدشدن قهری فرزندانشان در استانبول تحصن می‌کردند این شعار اعتراضی را تکرار کردند. https://youtu.be/w_e4LSUf_a0?si=7-N8hkH8cMqAezJ6

Sāvis
2 122
Repost from Bānuyān
#پادکست #زنانی‌که‌باید‌بشناسید
https://t.me/banobanovan

Sāvis
2 122
زندگی‌نامه‌ی قمرالملوک وزیری؛ بانوی اول موسیقی ایران Click to read the article
زندگی‌نامه‌ی قمرالملوک وزیری؛ بانوی اول موسیقی ایران Click to read the article

Sāvis
2 122
جنگ با فمینیست‌های افغانستان؛ از حذف و سرکوب تا برچسب‌زنی
مقاله‌ای به نوشته‌ی سائمه سلطانی، مزدا مهرگان و هلن فرمان
در روزگاری که صدای حدود ۱۵ میلیون زن در داخل افغانستان با ستم و سرکوب طالبانی خاموش شده، هر صدا، روایت، نوشته و کنش اجتماعی آگاهی‌بخش، ارزنده و مهم است. در این برهه‌ی زمانی زنان آگاه و فمینیست‌های افغانستانی با نشر مقالات و تحلیل‌های روشنگرانه، پادکست‌ها، گفتگوها، مصاحبه‌ها، نشست‌های مجازی و ... همواره تلاش کرده‌اند تا نقشی اثرگذار در تغییر رویکرد سازمان‌یافته‌ی فرودست‌سازی عمدی زنان در جامعه‌ی سنتی و مردسالار افغانستان داشته باشند. تلاش‌هایی که همزمان با موجی از برچسب‌زنی، تحقیر و اتهام‌پراکنی علیه آنان از سوی مدافعان بقای سنت مردسالاری که سال‌ها از زنان قربانی گرفته و آنان را به جنس دوم و فرودست بدل کرده است، مواجه می‌شود. زنانی که از برابری، کرامت انسانی و حق انتخاب سخن می‌گویند، نه با استدلال که با صفاتی تحقیرآمیز و سرکوب‌گرانه چون: «عقده‌ای»، «مردستیز»، «احساساتی»، «روانی»، «بی‌سواد» و ... سرکوب و ترور شخصیتی می‌شوند. در واقع این برچسب‌ها نه نقدی علمی و منصفانه، بلکه سازوکارهایی برای خاموش کردن صداهای مطالبه‌گر و تلاش برای حفظ مناسبات نابرابر قدرت‌اند. نسبت‌دادن «مردستیزی» به کنش‌های برابری‌خواهانه و مطالبات مشروع زنان نیز به عنوان حربه‌ای آشنا و کارآمد در چنین شرایطی، در حفظ وضعیت به نفع نظام سلطه و سرکوب به کار می‌رود و آن نیز به هدف تبدیل مطالبات عدالت به نفرت‌پراکنی بیشتر است تا اصل بحث به حاشیه رانده شود. از آن‌جا که این اتهام‌ها در واقع تلاشی است برای تقلیل یک گفتمان اجتماعی و حقوقی به تجربه‌های فردی و آسیب‌های شخصی، گویی هر زنی که از تبعیض سخن می‌گوید، نه از ساختارها بلکه از عقده‌های شخصی‌اش حرف می‌زند، گروهی از کنش‌گران و فمینیست‌های افغانستانی با نوشتن مقاله‌ای تحلیلی مفصل و استناد به منابع معتبر به واکاوی پهلوهای پنهان این موضوع پرداخته و علت بروز واکنش‌های انتقادی علیه فمینیست‌های افغانستانی را برجسته ساخته‌اند. با توجه به نقش مهم رسانه و پایگاه‌های خبری در جهت‌دهی افکار عامه، رسانه راوی زن به عنوان پایگاه اطلاع‌رسانی و روایت‌گری متعهد و رسالت‌مند، با نشر و همگانی‌سازی تحلیل‌ها و روایت‌های عدالت‌طلب و برابری‌خواهانه این‌چنینی در کنار زنان افغانستان می‌ایستد و مخاطبانش را به مطالعه‌ی آنان فرامی‌خواند.

Sāvis
2 122
afghan_feminism.pdf6.43 MB

Sāvis
2 122
sticker.webp0.00 KB

Sāvis
2 122
sticker.webp0.00 KB

Sāvis
2 122
Repost from Bānuyān
+1
سکوت در برابر مردسالاری و زن ستیزی ها به ماندگاری محدودیت ها منتهی نمیشود بلکه بهای این حق مسلمی که جامعه،قانون و فرهنگ به مردان میدهد،زندگی و جان زنان است.

Sāvis
2 122
انتقام مردسالاران: چرا اقتدارگرایان از زنان می‌ترسند؟
جرگه‌ی رهبران اقتدارگرای جهان افراد جنسیت‌زده‌ی متعددی را به خود دیده است، از ناپلئون بناپارت گرفته که قتل زنانی را که به همسرانشان خیانت کرده بودند جرم نمی‌دانست تا بنیتو موسیلینی که ادعا کرده بود زنان «هرگز چیزی را خلق نکرده‌اند». اگرچه قرن بیستم شاهد بهبود وضعیت برابری زنان در بسیاری از نقاط جهان بوده‌ است، قرن بیست‌ویکم نشان داده که زن‌ستیزی و اقتدارگرایی دو معضل جدا از هم نیستند بلکه هر دو یکدیگر را به طور متقابل تقویت می‌کنند. جنبش‌های زنان در طول قرن گذشته موفق شدند برای زنان حق رأی کسب کنند، دسترس زنان به مراقبت‌های پزشکی در زمینه‌ی باروری، تحصیل و فرصت‌های اقتصادی را گسترش دهند و برابری جنسیتی را در قوانین داخلی و بین‌المللی مندرج کنند. این دستاوردها با موج بی‌سابقه‌ی دموکراتیزاسیون در دوران پس از جنگ‌های جهانی همراه بود. اما در سال‌‌های اخیر، رهبران اقتدارگرا همزمان به حقوق زنان و دموکراسی حمله‌ور شده‌اند و این خطر وجود دارد که دهه‌ها پیشرفت در هر دو زمینه به عقب برگردانده شود. واکنش‌های مردسالارانه در طیف وسیعی از رژیم‌های اقتدارگرا دیده می‌شود، از دیکتاتوری‌های تمامیت‌خواه گرفته تا خودسالاری‌های حزبی و دموکراسی‌های غیرلیبرال که به دست افرادی اداره می‌شود که رؤیای خودکامگی را در سر می‌پرورانند. در چین، شی جین پینگ جنبش‌های فمینیستی را نابود کرده است، زنانی که قدرت‌مردان را متهم به تجاوز جنسی کرده‌اند به سکوت کشانده و زنان را از کمیته‌ی دائمی پلیتبورو[1] کنار گذشته است. در روسیه، ولادیمیر پوتین در حال محدود کردن حقوق باروری و ترویج نقش‌های سنتی برای زنان است، شرایطی که مشارکت آن‌ها در زندگی اجتماعی را محدود می‌کند. در کره‌ی شمالی، سیاست‌های کیم جونگ اون، زنان را حدود سه برابر بیشتر از مردان وادار به پناهندگی در خارج از این کشور کرده است و در مصر، رئیس جمهور عبدالفتاح سیسی اخیراً لایحه‌ای را معرفی کرده است که هدفش تثبیت دوباره‌ی حقوق پدری و مجازکردن چندهمسری است و به مردان در مورد این‌که زنان و دختران خانواده‌شان با چه کسی ازدواج می‌کنند حق تصمیم‌گیری می‌دهد. در عربستان سعودی زنان هنوز نمی‌توانند بدون اجازه‌ی مردان ازدواج کنند یا به خدمات پزشکی دسترس داشته باشند و در افغانستان پیروزی طالبان بر بیست سال پیشرفت در زمینه‌ی تحصیل زنان و حضور آن‌ها در مشاغل دولتی و نیروی کار سایه انداخته است. موج اقتدارگرایی مردسالارانه همچنین برخی از دموکراسی‌های تثبیت شده را به سمت غیرلیبرال شدن سوق می‌دهد. کشورهایی که رهبران متمایل به اقتدارگرایی دارند از جمله برزیل، مجارستان و لهستان شاهد ظهور جنبش‌های راست افراطی‌ای هستند که نقش‌های سنتی جنسیتی را میهن‌دوستانه جلوه می‌دهند و از «ایدئولوژی جنسیت» شکایت می‌کنند، اصطلاحی بی‌مایه که سازمان دیده‌بان حقوق بشر آن را «هیچ‌چیز و همه‌چیز» توصیف می‌کند. حتی ایالات متحده شاهد کُند شدن روند پیشرفت به سوی برابری جنسیتی است و حقوق باروری که از دهه‌ی ۱۹۷۰ در این کشور در حال بهبود بوده است، اکنون در حال عقب‌گرد است. دونالد ترامپ در دوران ریاست جمهوری‌اش با کشورهایی همچون بحرین و عربستان سعودی در زمینه‌ی محدود کردن حقوق زنان همکاری داشت و حال با وجود تعهد دولت بایدن به برابری جنسیتی در سطح ملی، ایالات‌های تحت نفوذ جمهوری‌خواهان در حال تلاش برای لغو حق سقط جنین مندرج در قانون اساسی هستند، حقی که اکنون بیش از هر زمان دیگری آسیب‌پذیر است. با توجه به این شرایط جای تعجب نیست که روند توان‌افزایی سیاسی و اقتصادی زنان در نقاط مختلف جهان یا متوقف شده یا رو به افول است. بنا بر «شاخص زنان، صلح و امنیت دانشگاه جورج‌تاون»، پیاده‌سازی قوانین برابری جنسیتی در سال‌های اخیر، دستاوردهای تحصیلی زنان و حضور آن‌ها در پارلمان‌های ملی کاهش یافته است. در همین حال، خشونت خانگی افزایش یافته و هندوراس، مکزیک و ترکیه شاهد افزایش چشمگیر زن‌کشی بوده‌اند. همه‌گیری جهانی ویروس کرونا این روندها در سراسر جهان را وخیم‌تر کرده است. میلیون‌ها زن مجبور به ترک کارشان و قبول وظایف مراقبتی دیگری بدون دستمزد شده‌اند. دسترس آن‌ها به مراقبت‌های پزشکی و امکان تحصیل کمتر شده و گزینه‌هایشان برای فرار از آزار و اذیت‌ها محدودتر شده است..... Click to read the full article

Sāvis
2 122
sticker.webp0.00 KB

Sāvis
2 122
چرا آیینِ اعتمادبه‌نفس به زنان کمک نمی‌کند؟
لزوم اعتمادبه‌نفس‌داشتن برای زنان شیوع عام دارد. در محل کار، حتی هنگامی که شکاف‌های جنسیتیِ دستمزد و احراز مقامات بالاتر اداری چندان تغییر نمی‌کند، از زنان می‌خواهند که «به خود ایمان و اطمینان داشته باشند». آنها اغلب تشویق می‌شوند که در دوره‌های آموزشیِ رهبری و تمرین اعتمادبه‌نفس ثبت‌نام کنند، از جمله برنامه‌ی گوگل با هشتگ «من فوق‌العاده‌ام» (#IAmRemarkable) برای این طراحی شده است که قابلیت زنان و دیگر گروه‌هایی را که به حاشیه رانده شده‌اند و حضوری کم‌رنگ دارند، افزایش دهد تا از خود حمایت کنند و درباره‌ی قوا و استعدادهایشان دادِ سخن دهند. در صنعت زیبایی، آنجا که زنان و دختران زیر یوغ ایدئال‌های جسمانیِ غیرواقعی قرار دارند، برندها «سفیران اعتمادبه‌نفس» را استخدام می‌کنند تا این احساس را به زنان القا کنند که با تغییر ظاهرشان می‌توانند اعتمادبه‌نفس خود را افزایش دهند. در این میان، صنعت مد به زنان می‌گوید که «اعتمادبه‌نفس بهترین چیزی است که می‌توانید بر تن کنید». تبلیغات، که به‌واسطه‌ی تکیه‌ بر کلیشه‌های جنسیت‌زده، نژادگرایانه، پیرستیزانه و معلول‌ستیزانه بدنام است، به‌صورت «تبلیغات قدرتمندکردن زنان» (femvertising) بازآفرینی شده است. گونه‌ای خودیاریِ زن‌محور در حال بسط و گسترش است که اعتمادبه‌نفس زنان را سرلوحه‌ی اقدامات خود قرار می‌دهد، از جمله کتاب‌هایی مثل چالش و تلاش برای موفقیت (۲۰۱۳)، اثر پرفروش شریل سَندبرگ، رمز اعتمادبه‌نفس (۲۰۱۴)، اثر کَتی کِی و کلِر شیپمَن، و معذرت‌خواهی را بس کن دختر (۲۰۱۹)، اثر پرفروش ریچل هالیس. سخنرانانی که با سخن خود انگیزه ایجاد می‌کنند توصیه‌هایی دارند دراین‌باره که زنان چگونه می‌توانند عزت‌نفس خود را ارتقا دهند و نقل‌قول‌هایی الهام‌بخش در رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌شود که از زنان می‌خواهد «شجاعت داشته باشند که از خود دفاع کنند» و «بدون عذرخواهی و شرمندگی به کیستیِ خود افتخار کنند». ما در تحقیقمان از این «فهم عمومیِ» جدید انتقاد می‌کنیم. هدف ما ارائه‌ی دلایلی مبنی بر «رد» اعتمادبه‌نفس به‌شیوه‌ای سرراست و روشن نیست. چه‌کسی ممکن است با اعتمادبه‌نفس «مخالف» باشد؟ آیا واقعاً کسی هست که بخواهد خود را در موضعی قرار دهد که مخالف این باشد که زنان جوان احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند، مادران از موهبت عزت‌نفس برخوردار باشند، یا زنان سال‌خورده‌تر در محل کار احساس اعتمادبه‌نفس کنند؟ البته که نیست. علاوه بر این، ما خودمان در فرهنگ اعتمادبه‌نفس دخیلیم: برخی از تشویق‌ها و ترغیب‌هایش ما را به گریه می‌اندازد، برنامه‌هایی راجع به برابری و تکثر که به نظر می‌رسد واقعاً از دستاوردهای زنان تمجید می‌کند ما را به هیجان می‌آورد و غالباً دانشجویان و همکاران زن خود را تشویق می‌کنیم که جسور باشند و از حق خود دفاع کنند....click to read the full article

Sāvis
2 122
sticker.webp0.00 KB

Sāvis
2 122
صدور احکام سنگین و شلاق؛ جمهوری اسلامی دست از سر زنان خواننده بر نمی‌دارد خوانندگی زنان همچنان در ایران محل مناقشه است. با آنکه خوانندگی زنان به‌طور مطلق در قوانین جمهوری اسلامی جرم‌انگاری نشده اما دادگاه به بهانه «بی‌حجابی» و «تشویق به فساد و فحشا» زنان را مجازات می‌کند، نمونه‌های اخیر را می‌توان در حکم ۴ سال زندان هیوا سیفی زاده و ۷۴ ضربه شلاق پرستو احمدی دید. هیوا سیفی‌زاده، خواننده ایرانی، ۱۹ اوت اعلام کرد که در دادگاه بدوی به چهار سال زندان با اتهام «تشویق به فساد و فحشا» محکوم شده است. این حکم در پی حضور او در کنسرتی صادر شد که او در فوریه ۲۰۲۵ در تهران برگزار کرده بود. این خواننده زمانی زمانی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد که در سالن «عمارت روبه‌رو» در تهران در حال اجرای آوازی ایرانی بر اشعار سعدی بود. سیفی‌زاده بعدتر با قرار وثیقه آزاد شد. او در ویدئویی که در اینستاگرام منتشر کرده، به اتهام مطرح‌شده اعتراض کرده و از دادگاه تجدیدنظر خواسته است مشخص کند که دقیقا کدام رفتار او از نظر دادگاه مصداق «تشویق به فساد و فحشا» بوده است. او در شب آن اجرا روسری به سر داشت و لباس مشکی بلند و ساده‌ای بر تن داشت. پیشینه صدور احکام زندان برای زنان آوازخوان در ایران
هیوا سیفی‌زاده تنها هنرمند زنی نیست که در ماه‌های اخیر با حکم قضایی مواجه شده است. در ماه ژوئن، پرستو احمدی به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد؛ دلیل این حکم، اجرای بدون حجاب او در کنسرتی بود که در دسامبر ۲۰۲۴ به‌صورت زنده در یوتیوب پخش شد و هزاران نفر آن را تماشا کردند. محکومیت چهار سال زندان هیوا سیفی‌زاده در حالی صادر شده که پیش از این نیز سابقه صدور احکام حبس برای خوانندگان زن در ایران وجود داشته است. در تابستان ۱۳۹۵، دادسرای فرهنگ و رسانه تهران پرونده‌ای را علیه بیش از ۵۰ خواننده زن و همکاران مرد آنها تشکیل داد. در نهایت، در سال ۱۳۹۸، شش خواننده زن و هشت تهیه‌کننده و همکار مرد هر کدام به یک سال حبس محکوم شدند. اتهام‌ها از جمله تولید و انتشار موسیقی و تصاویر «مبتذل» و پخش آنها از شبکه‌های ماهواره‌ای مخالف جمهوری اسلامی عنوان شده بود. این احکام پس از اعتراض متهمان، در سال ۱۴۰۱ در دادگاه تجدیدنظر تایید شد. فراواز فروردین، یکی از این خوانندگان بود که پس از اطلاع از تایید حکم در زمانی که خارج از ایران بود، از بازگشت به کشور خودداری کرد و در آلمان ماند.در شهریور ۱۳۹۸ نیز نگار معظم، خواننده زن به دلیل آواز خواندن برای گردشگران در روستای ابیانه به یک سال حبس محکوم شد. دادستان نطنز صدور حکم را با اتهام «خوانندگی غیرمجاز» تایید کرد و گفت این حکم بدوی و قابل تجدیدنظر است. در سال‌های بعد نیز موارد متعددی از احضار و بازداشت خوانندگان زن گزارش شد، از جمله احضار سهیلا گلستانی به دلیل آواز خواندن و بازداشت چهار خواننده زن در میناب به اتهام اجرای موسیقی در مراسم عروسی. با این حال باید این واقعیت را نیز در نظر داشت که بسیاری از تهدیدها و احضار زنان خواننده‌ای که اغلب در شبکه‌های اجتماعی مشغول کاری هنری هستند، رسانه‌ای نمی‌شود.
ممنوعیت نانوشته تاریخی
از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، اجرای تک‌خوانی زنان در برابر مخاطبان مرد یا مختلط در ایران با محدودیت‌های جدی مواجه بوده است. زنان می‌توانند در گروه‌های موسیقی به‌عنوان هم‌خوان فعالیت کنند یا برای مخاطبان زن اجرا داشته باشند، اما اجرای انفرادی در برابر مخاطبان مختلط معمولا با مجوز رسمی مواجه نمی‌شود و در مواردی با برخورد قضایی و امنیتی روبه‌رو شده است. نحوه برخورد نیز بسته به شرایط و تصمیم مقام‌های محلی متفاوت بوده است. این محدودیت‌ها بیشتر بر برداشت‌های فقهی از آواز زنان استوار است. در برخی دیدگاه‌های فقهی، اگر صدای زن به‌گونه‌ای باشد که موجب تحریک یا مفسده تلقی شود، شنیدن آن برای مردان جایز دانسته نمی‌شود. همین تفسیرها در عمل به محدودیت حضور حرفه‌ای زنان خواننده در صحنه‌های عمومی منجر شده است.

Sāvis
2 122
مبارزه زنان هرات برای آزادی
«در هرات زنان با احتیاطِ بیشتر از خانه بیرون می‌روند. یک فضای ترس و نگرانی حاکم شده است و برخی تلاش می‌کنند فعلاً تا حد ممکن بیرون نروند. یا اگر هم می‌روند با چادری‌هایی که تمام بدن و صورتشان را می‌پوشاند بیرون بروند.» این روایت شهرزاد اکبر، رئیس اجرایی رواداری، از فضای حاکم بر هرات پس از بازداشت‌های اخیر زنان است. ماجرا از آنجا شروع شد که طالبان روز جمعه، پانزده خرداد، اعلام کردند که از این به بعد زنانی که حجاب کامل ندارند بازداشت می‌شوند. منظور از حجاب کامل هم این است که زنان علاوه بر مانتوهای بلند و شال‌های بزرگی که برسر می‌کنند، چادرهایی سر کنند که تمام بدن و صورتشان را بپوشاند. پای بدون جوراب و آرایشی که از زیر ماسک معلوم باشد هم مصداق «بی‌حجابی» دانسته می‌شود. علاوه بر اعلام این محدودیت در خطبه‌های نماز جمعه و مساجد، وکیل‌های هر منطقه هم به خانواده‌ها پیام فرستادند که اجازه ندهند دختران و همسران و مادرانشان با حجابی غیر از آنچه طالبان مقرر کرده از خانه بیرون شوند. روز شنبه، شانزدهم خرداد، پس از اعلام این هشدارها در نماز جمعه، وقتی زنان هراتی با همان مانتوهای بلند و شال‌های بزرگی که همیشه می‌پوشند و ماسک‌هایی که برخی به چهره داشتند، به خیابان رفتند، مأموران طالبان بسیاری از آن‌ها را بازداشت کردند. در پی این بازداشت‌ها بود که زنان هراتی با همراهی شماری از مردان روز سه‌شنبه، ۱۹ خرداد به خیابان آمدند. ده‌ها تن از معترضان بازداشت شدند، یک زن و یک کودک کشته شدند، معترضان را در روزهای بعد شناسایی و بازداشت کردند، و اعتراض به شدت سرکوب شد، اما زنان افغان بار دیگر صدای خود را با شعار «کار، تحصیل، آزادی» بلند کردند....Click to read the full article