uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Moana

Moana

Відкрити в Telegram
209
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-29530 днів
Архів дописів
Repost from N/a
درد تو از من جدا نیست

منتظر روزیم که دیگه" کینه تصمیم بگیره.

کسی چه میدونه شبا چی میکشم...

تو که میترسیدی از تاریکی الان چجوری تنهایی خوابیدی؟
تو که میترسیدی از تاریکی الان چجوری تنهایی خوابیدی؟

گور بابای زَمان

انگار یادت رفته مَنو💔

Fadaei - Timarestane Dahe 60.mp37.64 MB

قرص بخور

چرا

انقدر سرم ددرد میکنه الان جیغ میزنم

«هیچ چیز به سودمندی دوری جستن از جلب توجه مردم و کم سخن گفتن با دیگران و بسیار سخن گفتن با خویش نیست.» هنر خوشبختی/آرتور شوپنهاور

بچه بودیم تکلیف عذابمون میداد الان بِلاتکلیفی.

Repost from HesamTiem
بچه بودیم تکلیف عذابمون میداد الان بِلاتکلیفی.

ناگهان در آینه به‌خود نگاه کردم اما نشناختم کسی که در مقابلم بود در چشمانش ذوقی نبود در وجودش عشق و هیجانی نبود و در دهانش سخنی برای گفتن نداشت ارزو کردم که دیگر مقابلم اینه ای قرار نگیرد زیرا من دگر من نخواهد شد:)

Farda Soraghe Man Bia Ali Azimi, Mohsen Namjoo.mp35.50 MB

جای این متن از چنل قبلیم خالی بود

اری انگاری که دیوانه شدم اخر چه کسی تمام قلب و روح و جسم خودش برای کسی میگذارد که حتی نامش هم زیبا صدا نمیکند؟ نبودن او نه یک تکه از قلب بلکه تمام قلبم را نابود کرد صبر کن کدام قلب؟ آن قلبی که در کوله اش گذاشت و خانه را ترک کرد ؟ نبود او نه یک تکه از وجود بلکه تمام وجودم را اتش زد نبود او نه تنها مرا کور کرد بلکه مرا کشت من در چشمان زیبا و بی نقص او دختری زیبا نبودم بلکه کودکی بودم که چیزی از دوست داشتن نمیفهمه اری انگار مشکل من بودم..! اماچطور ممکنه مشکل من باشم وقتی چشمان من دیگر کسی را نمیبیند تمام ان ها همانند رهگذر هایی هستند که برخی دل شکاندد و برخی دلشان شکسته رهگذرهایی که هیچ کدام چشمانی به زیبایی چشمان او نداشتند چشمانم برای همه بسته ام حتی انهایی که در پی من هستند انگار که چشمانم بر روی تمام جهان بسته شده است اما اکنون من قسم به چشمانش،چشمانم دیگر خیره به چشمی نخواهد شد به جان ارامش بالینش اغوشی چو اغوش او نخواهد بود قسم به دستانش، دستانم، دست دیگری را لمس نخواهد کرد و قسم به اسمش و جانش دیگر جز اون کسی را نخواهم دید:)

فهمیدم که واقعا خستم انگار که چیزی تمام جونم را بلعیده باشه میگفت ذوقی برای عاشقی ندارم اما اسم دیگری که میاید تمام پروانه های دلش پرواز میکنند البته در تمام اشناییم با او همینو میخواستم لبخندش را زیرا وقتی میخندد تمام جهان به لرزش میفتد سهم دیگری بود پس فقط خوشی اش را با دیگری میخوام میدانی امروز غریبه ای را دیدم که لبخندش دنیامه دستاش و بغلش پناهمه عطرش بویی که از بهشت اومده اما اون فقط غریبه بود ساده از کنارم گذشت ساده ای که تمام چیزهارا برایم تکرار کرد اهنگش و دیگر چیز هارا در ذهنم تکرار کرد آری قلبم به درد امد ولی خب گذشتم گذشتم ولی خب قلبم را در هنگام رد شدن در دستانش دیدم ثانیه ای کوتاه بود اما چشمانش... به قول تی جی مث تو ندیدم تو این کهکشان منو دوتا چیز اروم میکرد چشات:)) اما اینبار که گذشتم چشمانش برایم درد داشت چشمانش که نه اینکه دیگر ان چشمان را ندارم برایم درد داشت

میگم چی برای من؟

نه