uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ㅤ

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ㅤ

Відкрити в Telegram

‌ ‌ ‌ ‌22yr ‌ ‌ ‌ ‌ㅤTout brûle, même le calme.

Показати більше
Іран132 696Категорія не вказана
379
Підписники
Немає даних24 години
-217 днів
-4930 днів
Архів дописів
حتی یادم نمیاد بیرون چه شکلی بود

آسمون عصبی شده، به به

امروز بعد از چند وقت قراره از خونه بزنم بیرون

Repost from Humint.
کودکان در «زندان زندگی»
+8
کودکان در «زندان زندگی»

@Parvanehasliii Sogand.mp34.44 MB

1|1 - Rooye Jenazat Miraghsam - Hichkas (320).mp37.15 MB

Repost from PooriaPutaK
ترامپ کیرمون نکرده من کسخلم که وسط سخنرانی سالیانه کنگره منتظر خبر اعلام جنگم

Ye rooze khoob miad (English subtitles).m4a4.06 MB

امروز، فرداست ببرنم تیمارستان واقعا حتی نمیتونم بخوابم، دیگه دارم دیوونه می‌شم.

فرزندان ایران، جان‌فدایانِ میهن، دلتنگی‌تان شبیه زخمی است که نه می‌بندد و نه خون‌ریزی‌اش تمام می‌شود، هرچه بیشتر سعی می‌کنم صبور باشم، زمان سرسخت‌تر می‌شود. ثانیه‌ها کش می‌آیند و روی اعصابم راه می‌روند، هر ده دقیقه قد می‌کشد تا اندازه‌ی یک عمر، این چهل‌ودو روز را نه زندگی کرده‌ام نه گذرانده‌ام، فقط تحمل کرده‌ام، لحظه‌ها مثل میخ در حافظه کوبیده شده‌اند، می‌گویند درد فراموش نمی‌شود اما نرم‌تر می‌شود، من اما می‌دانم بعضی دردها نرم نمی‌شوند، فقط با ما هم‌خانه می‌شوند، می‌نشینند گوشه‌ی جان‌مان و هر روز بی‌صدا نفس می‌کشند، راستش را بخواهید بعید می‌دانم حالِ ما به این زودی‌ها خوب شود، شاید سال‌ها طول بکشد تا دوباره بتوانیم بدون سنگینیِ این غم راه برویم، اما همین که هنوز ایستاده‌ایم، همین که هنوز می‌نویسیم و نام‌تان را صدا می‌زنیم، یعنی چیزی در ما نمرده، یعنی این تاریکی هرقدر هم عمیق باشد نتوانسته خاموش‌مان کند، و این خودش کم نیست.

فرزندان ایران، جان‌فدایانِ میهن، دلتنگی‌تان شبیه زخمی است که نه می‌بندد و نه خون‌ریزی‌اش تمام می‌شود، هرچه بیشتر سعی می‌کنم صبور باشم، زمان سرسخت‌تر می‌شود، ثانیه‌ها کش می‌آیند و روی اعصابم راه می‌روند، هر ده دقیقه قد می‌کشد تا اندازه‌ی یک عمر، این چهل‌ودو روز را نه زندگی کرده‌ام نه گذرانده‌ام، فقط تحمل کرده‌ام، لحظه‌ها مثل میخ در حافظه کوبیده شده‌اند، می‌گویند درد فراموش نمی‌شود اما نرم‌تر می‌شود، من اما می‌دانم بعضی دردها نرم نمی‌شوند، فقط با ما هم‌خانه می‌شوند، می‌نشینند گوشه‌ی جان‌مان و هر روز بی‌صدا نفس می‌کشند، راستش را بخواهید بعید می‌دانم حالِ ما به این زودی‌ها خوب شود، شاید سال‌ها طول بکشد تا دوباره بتوانیم بدون سنگینیِ این غم راه برویم، اما همین که هنوز ایستاده‌ایم، همین که هنوز می‌نویسیم و نام‌تان را صدا می‌زنیم، یعنی چیزی در ما نمرده، یعنی این تاریکی هرقدر هم عمیق باشد نتوانسته خاموش‌مان کند، و این خودش کم نیست.

حوصله‌ای برای معاشرت ندارم، اگر ضرورتی نیست از گفتگو با من امتناع کنید.

hIUnCEkGcNVDKgPB.mp39.55 MB

دیگر نه شاد بودم نه ناشاد.. این نیز بگذرد، این تنها عبارتی‌ست که در دوزخِ آدمیان به درستیِ آن رسیده‌ام. این نیز بگذرد. امسال بیست‌وهفت ساله‌ام. موهایم سفید تر شده، بیشتر مردم مرا با چهل ساله‌ها اشتباه می‌گیرند.

2268309977.mp34.13 MB

1|4 - Farda Soraghe Man Bia - Ali Azimi Mohsen Namjoo (320).mp313.90 MB

بازارِ رشت بویِ خون می‌ده.

Saaren - Iran.mp36.05 MB