𝘉𝘦𝘩𝘪𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘙𝘢𝘪𝘯 𝘊𝘶𝘳𝘵𝘢𝘪𝘯
Відкрити в Telegram
43
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+230 днів
Архів дописів
Watching from the edge of the circus
For the games to begin
Gladiators draw their swords
Form their ranks for armageddon
I'm nuclear, I'm wild
I'm breaking up inside
A heart of broken glass
Defiled
Deep inside
The abandoned child
Standing on the edge of the underworld
Looking at the abyss
And I'm hoping for some miracle
To breakout to escape from all this
Whispers in the air tell the tale
Of a life that's gone
Desolation, devastation
What a mess we made, when it all went wrong
زنیکه ی خود شاخ پندار و خودخواهه درگیره عواقبه اعمال احمقانه ی خویش
امیدوارم کسانی که شخص تورا به این فکر وا میدارند که مقدار ارزشی در وجودت در زمینه ی کسب لیاقت برای رساندن اکسیژن به آن ریه های مادرقحبه ات داری سقط شوند تا خودت نیز به فکر خلاص کردن خودت توسط طناب دار بر دوران آن باسن گشادت باشی
من همیشه زندگانی را بمسخره گرفتم، دنیا، مردم همهاش بچشمم یک بازیچه، یک ننگ، یک چیز پوچ و بیمعنی است. میخواستم بخوابم و دیگر بیدار نشوم و خواب هم نبینم، ولی چون در نزد همه مردم خودکشی یک کار عجیب و غریبی است میخواستم خودم را ناخوش سخت بکنم، مردنی و ناتوان بشوم و بعد از آنکه چشم و گوش همه پر شد تریاک بخورم تا بگویند: ناخوش شد و مرد.
- زنده بگور ، صادق هدایت
در آنجا نه کتاب بود نه روزنامه و نه ساز و نه آزادی! پرندهها از این سرزمین گریخته بودند و یکمشت مردم کر و لال در هم میلولیدند و زیر شلاق و چکمه جلادان خودشان جان میکندند. احمدک دلش گرفت، نیلبکش را درآورد و یک آواز غمانگیز زد. دید همه با تعجب به او نگاه میکنند. فقط یک شتر لاغر و مردنی آمد به سازش گوش داد.
- آب زندگی ، صادق هدایت
Please could you stop the noise? I'm trying to get some rest
From all the unborn chicken voices in my head
What's that? (I may be paranoid, but not an android)
What's that? (I may be paranoid, but not an android)
Do you know what's worth fightin' for
When it's not worth dyin' for?
Does it take your breath away
And you feel yourself suffocatin'?
Does the pain weigh out the pride
And you look for a place to hide?
Did someone break your heart inside?
You're in ruins
