uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Edge of Darkness?

Edge of Darkness?

Відкрити в Telegram

دوست دارم پرواز کنم.

Показати більше
Іран182 412Категорія не вказана
Buy Ad
446
Підписники
+224 години
+97 днів
+2530 днів
Архів дописів
امپیریوم ترکیب غم پنهان و خشمه.. دوستش دارم. مثل زندگیمه، مثل دنیای همیشه سرد و بی‌رحمه.

Ali Sorena - Gonjeshgaka.mp311.39 MB

این و سه تا آهنگ بعدی دوست داشتنی‌ترین آهنگایی بودن که از شیوا به من رسید. میدونید چرا دوست داشتنین؟ چون مثل همیشه غم، غم، غم.

Как то так... Олег Лихачев.m4a3.34 MB

Trim_X3hD3eVFzgQengAEaypp+vc8Ju2t4jTk_1.aac (1).mp36.23 MB

165080584107883982318_morceaux_Op._72_No._2._Berceuse._18_mo.m4a3.96 MB

01 - Rachmaninoff - Vocalise.mp38.82 MB

Pain-of-Salvation-Undertow-320.mp311.10 MB

photo content

Repost from 𝔸𝔸𝔽
اصلش
اصلش

Repost from 𝔸𝔸𝔽
دوستان من روی دنیل دلویس کراش زدم از این به بعد کلاا از این بشر و فیلماش تا چند وقت کار میذارم
دوستان من روی دنیل دلویس کراش زدم از این به بعد کلاا از این بشر و فیلماش تا چند وقت کار میذارم

دلم ساز میخواد😭😭😭

تو توضیح دردم برا آدما موندم، اینقدر میدونم قراره باز حرفای تکراری بشنوم، اینقدر نگاهشون آشغاله، اینقدر از نگاهشون میفهمم تو ذهن کیریشون چی میگذره موقع صحبت به لکنت میوفتم یا سوتی میدم. اصلا دست و پام رو گم میکنم و میفهمم اینجا یا جای من نیست یا جای این آدما.

آدما خیلی میتونن مستاصل باشن وقتی هیچوقت قرار نیست درک یا فهمیده بشن.

بغض کردم.

Repost from Nafisjournal
هر روز تو بخش روانپزشکی به این فکر میکنم که اگه من در محیط متفاوت‌تر و با ژنتیک دیگه‌ای به دنیا اومده بودم تبدیل به چه کسی میشدم؟ اساسا دنیا عادلانه نیست وگرنه چرا من باید اینور میز باشم و دختری هم‌سن من با اون صورت بسیار قشنگش و موهای فر بلندش و با اون لباس صورتی زشت اونور میز که هر روز ناامیدانه میپرسه پس من کی مرخص میشم؟ و جواب اینه که معلوم نیست... چون در ذهن اون دختر هیولاهای بزرگی زندگی میکنن که هر روز تشویقش میکنن به بقیه آسیب بزنه. بخش روان جوری تمام ذهن منو گرفته و در چنان تنگنایی منو گیر انداخته که نه راه پس دارم و نه راه پیش و چنان درگیر اتفاقات بخش بزرگسالان زنانم که حتی تو خواب‌هام هم مریض‌ها دارن داد میزنن. اون دختر زندانی، اون دختری که مامانش به خاطر مصرف مواد و روابط جنسی متعدد اوردش، اون خانم افغان که شکاکه، اون خانومی که کچل کرده و آروم توی بخش راه میره، اون خانومی که از دست شوهرش و برادرهاش به بیمارستان روان پناه اورده، اون دختری که با دیوارها حرف میزنه و تمام زن‌هایی که میتونستم من باشم... بیمارستان روان با همه سختی‌هاش باعث شد من تمرین کنم در کنار پذیرش مسئولیت‌های فردی به ژنتیک آدمها،به محیط‌ زندگیشون و به همه اتفاقاتی که باعث شد اون آدم ساخته بشه فکر کنم...

95184857.mp33.84 MB

خدا داشت تلوزیون نگاه میکرد و مادرم دعا خدا داشت واسه خودش چای دم میکرد و مادرم دعا