uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

آبیِ سبز

آبیِ سبز

Відкрити в Telegram

«آل» که تفضل نمی‌کنه و سختی‌ها رو نمی‌بره، حداقل خودت امیدوارانه زندگی کن.🍭

Показати більше
482
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-730 днів
Архів дописів
خب تا حالا به ۴۸۶ نفر گفتم، برم به ۶ تا دوستمم بگم😭😂

بچه‌ها به آدما رو ندید و اجازه ندید فکر کنن می‌تونن هرطور که می‌خوان باهاتون رفتار کنن، حتی شده مودبانه ولی بزنید تو دهنشون.🙏🏻

نمی‌دونم با چند نفر دیگه باید صحبت کنم تا حرصم کم شه؛ چون‌که بخاطر موقعیت شغلی یکی دیگه اونطور که باید و شاید نتونستم جواب صاحب‌کار شوکشو بدم‌‌.🙏🏻

با سن حضرت نوح ذره‌ای ادب و فرهنگ زیست تو اجتماع رو ندارن. واقعا صبح افتضاحی بود به نحسی وجود چندتا آلبرده‌ی لیش.

النگوی طلا و ادا و پولداریتونم دیدیم تو کوچه و بازار؛ با شخصیتای نداشت‌تون چیکار می‌کنید آشغالا؟

نکته‌ای دلکَش بگویم خالِ آن مَه‌رو ببین عقل و جان را بستهٔ زنجیرِ آن گیسو ببین

گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن یعنی که رُخ بپوش و جهانی، خراب کُن بِفْشان عَرَق ز چهره و اطرافِ باغ را چون شیشه‌هایِ دیدهٔ ما پُرگُلاب کُن اَیّامِ گُل، چو عمر به رفتن شتاب کرد ساقی به دورِ بادهٔ گلگون، شتاب کُن بُگْشا به شیوه، نرگسِ پُرخوابِ مست را وز رَشک، چَشمِ نرگسِ رَعنا به خواب کن بویِ بنفشه بشنو و زُلْفِ نگار گیر بِنْگَر به رنگِ لاله و عَزْمِ شراب کُن زآن جا که رسم و عادتِ عاشق‌کشی توست با دشمنان، قَدَح کَش و با ما عِتاب کُن همچون حُباب، دیده به رویِ قَدَح گُشای وین خانه را قیاسِ اساس از حُباب کُن حافظ وِصال می‌طَلَبَد از رهِ دُعا یا رب! دعایِ خسته‌دلان، مُسْتَجاب کُن - حافظ | #شعرونور

تو شلوغ‌ترین روزمم بزرگداشت جناب حافظ فراموش شدنی نبود؛ پس:

صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِالله.

لحظه‌های امن زندگی.
لحظه‌های امن زندگی.

زیبایی همه‌جا هست؛ اما گاهی دیدنش سخته.
+2
زیبایی همه‌جا هست؛ اما گاهی دیدنش سخته.

photo content
+1

✨
✨

نجات دهنده «motion photo»های گالریمه.

امروز هوا غرق بوی خاک و عطر حضور بود؛ ابرها باهم صمیمی تر شده بودن، اینو از نزدیک تر بودنشون میشد فهمید و همین صمیمیت شون سبب شده بود اشک شوق ببارند، شوق حاضر توی این قطره ها رو از رقص شاد شاخه های زیر بارون و طراوت رنگ سبز برگ ها و سر به سوی آسمون گرفتن گل ها میشد فهمید؛ امروز بیشتر میشد فهمید زندگی توی چیزی خلاصه نمیشه، زندگی توی هر لحظه و هر اتفاق بیشتر معنا میشه. امروز؛ رحمت خدا، از آسمان زندگانی را بر سر خلق زمین می‌بارید(نقطه)

شما هم میاید بنویسیم؟

امروز اولین بارون پاییزی بارید، اولین هات‌چاکلت و کوکی پاییز رو گرفتم، اولین رعد و برق‌های پاییزی رو دیدم و شنیدم و زیر بارون خیس شدم؛ احساس می‌کنم بی‌مقدمه وارد دنیای جدیدی شدم و حالا دلم می‌خواد کلمات رو کنار هم بچینم و بنویسم.

می‌دانی عزیزم؟ تو در مقابلم بودی و تصور می‌کردم از جنس خیالی. گمان می‌کردم زمانی که دستم دور بازویت بپیچد و سرانگشتانم تو را لمس کنند، ناپدید می‌شوی. آخر من داشتم تمامیِ امیدهایم را می‌دیدم که در قامت یک انسان جان گرفته‌‌ بودند.🤍🌧

الیوم 📌ابقوا في المقام، الصفحة الرئيسية لمقام السيدة رقية سلام الله علیها 🌐 @astanruqayy

زندگی یه راه از پیش تعیین شده نیست که بتونی تهشو ببینی و قدم برداری. این ماییم که تعیین می‌کنیم قدم بعدی رو چطور برداریم؛ و ک
زندگی یه راه از پیش تعیین شده نیست که بتونی تهشو ببینی و قدم برداری. این ماییم که تعیین می‌کنیم قدم بعدی رو چطور برداریم؛ و کجا باشیم.🫶🏻🪐