𝁇 𝗐𝗂𝗅𝖽 ◝
Відкрити в Telegram
471
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+430 днів
Архів дописів
Repost from 𝖬𝖾, 𝖬𝗒 𝖲𝖾𝗅𝖿, 𝖧𝖺𝗒𝗎𝗇
فور کنین و آیدی بذارید فولدر تشکیل بدم عین تب فولدری و کنار هم زیاد شیم!
جوین باشید چک میشه.
Limit:840
Repost from 𝖤𝗅𝖾𝗀𝗒
صفحه دوم دفترچه خاطرات لیمینهو؛
امشب دوباره به یاد تو افتادم، پس برایت مینویسم. هر بار که دفترچهام را باز میکنم، قلبم سنگینتر میشود. هنوز هم نمیتوانم باور کنم که دیگر در کنارم نیستی. هر شب به یاد لبخندت میافتم، به یاد آن لحظههایی که با هم میخندیدیم و از زندگی لذت میبردیم. امروز به پارکی رفتم که همیشه با هم میرفتیم. نیمکتی که روی آن مینشستیم و ساعتها حرف میزدیم، هنوز همانجاست. اما این بار، جای تو خالی بود. صدای خندههایت در گوشم میپیچید و دلم برایت تنگ شد. به یاد دارم که چطور دستت را در دستم میگرفتم و تو با آن نگاه مهربانت به من لبخند میزدی. هر بار که به چشمانت نگاه میکردم، احساس میکردم که همه چیز در دنیا درست است. حالا بدون تو، دنیا برایم خالی و بیمعنی شده است. در راه خانه به کافهای رفتم که همیشه با هم میرفتیم. میز گوشهای که همیشه انتخاب میکردیم، بوی قهوه و صدای موسیقی ملایم، همه چیز مرا به یاد تو میانداخت. اما این بار، جای تو خالی بود. میدانم که دیگر نمیتوانم تو را ببینم، اما خاطراتت همیشه با من هستند. هر صفحه از این دفترچه پر از عشق و دلتنگی برای توست. امیدوارم که روزی دوباره بتوانم تو را ببینم، حتی اگر در دنیایی دیگر باشد.
Repost from 𝖤𝗅𝖾𝗀𝗒
+4
𝗠𝘂𝘀𝗶𝗰 𝘀𝗼𝘂𝗻𝗱
Repost from ㅤ𝚬𝖼𝗁𝗂𝖽𝖺𝗇𝖺
فور کنید .
بهتون بگم چند درصد رولتون وایبتونه .
وایب چه رنگی میدید .
حدس بزنم درونگرا یا برونگرایید .
و چند درصد منطقی/ احساساسی هستید.
جوین باشید زود میذارم.
دردِ شیرین
دوستش داشتم ، قلبم دیگر توان آن حجم از درد را نداشت ؛ قلب عاشق را چه به دوری ؟ قلب عاشق را چه به انزوا و انتظار ؟ آن دردِ ناتمامِ حاصل از عشق به تو ، تمامش مال من بود ، با این دردِ شیرین که مرگ در لا به لای آن می رقصید و به آن درد می افزود ، تو گم نمیشدی ، تو پررنگ تر از قبل در قلب من خانه می کردی .
