uk
Feedback
Aeonian

Aeonian

Відкрити в Telegram

Aeonian | ē-'ō-nē-ən | lasting for an immeasurably or indefinitely long period or time; eternal✨️🌙 لینک ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=326754290 . پیج چنل: https://www.instagram.com/zhramooni?igsh=bzgyeHd1NnZ4Yjl3

Показати більше
712
Підписники
+124 години
+117 днів
+15130 днів
Архів дописів
از درد که رد شدید به یک دَر می‌رسید.
تکه‌هایی از یک کل منسجم

پایانی که از همه بیشتر از آن می‌ترسیدی، همان آغازی بود که به آن نیاز داشتی.

"والا‌ترين شكلِ آرامش، نداشتنِ هیچ‌گونه اشتیاق برای دیده شدن، تایید شدن یا درک شدن توسطِ ديگران است"

"کسی که خودش رو پیدا نکرده، نمی‌تونه آدمی رو که کنارش بوده درست نگه داره."

من متخصصِ اهميت دادنِ بیش از حد به افرادی‌ام که تو خانواده‌ی خودشونم آدم حساب نمیشن و حتی در اجتماع هم سوژه‌ی خنده‌ی اینو اونن.

Repost from N/a
سکوت ؛ یارِ دیرینه‌ی من . چه حرف‌ها را در خود هضم‌ کردی و چه صداها را در دفترِ مکتوباتِ خود پنهان کردی و نشکستی که مبادا دلی رنجیده شود ، ذهنی درگیرِ خاطراتِ ایامِ گذشته و چشمی قحطی زده با سیل آمیخته گردد .

نوشته بود: " خواستم آن‌قدر خوب باشم که هیچ‌کس از من نرنجد؛ حواسم به هر کلمه‌ام باشد، ببخشم، کوتاه بیایم و سکوت کنم مبادا کسی مرا بد برداشت کند. تا یک روز فهمیدم؛ دارم خودم را ذره ذره خرج رضایتِ آدم‌هایی میکنم که حتی اگر تمامِ تلاشم را هم بکنم باز چیزی برای دلگیر شدن پیدا می‌کنند. و تلخ‌تر از همه این بود که میانِ این همه مراقبت برای نرنجاندنِ دیگران، نفهمیدم چه‌قدر خودم را رنجانده‌ام. "

شبیه کسانی که بهت آسیب زدن نشو؛ شبیه کسانی شو که بهت کمک کردن بهتر بشی.

من متخصصِ اهميت دادنِ بیش از حد به افرادی‌ام که تو خانواده‌ی خودشونم آدم حساب نمیشن و حتی در اجتماع هم سوژه‌ی خنده‌ی اینو اونن.

Repost from Aeonian
بیداری؟! خواستم بهت بگم غصه نخوریا، شاید اون چیزی که الان ذهنتو مشغول کرده همین روزا حل بشه، تو این دنیا هر روز معجزه اتفاق میفته، شاید فردا نوبتِ تو باشه، کی میدونه؟!

آنچه قسمتِ تو نیست، هزاران بار ناامیدت می‌کند تا بالاخره بفهمی که باید رهایش کنی!

"تمامِ راه‌هایی که پیموده‌ام، مرا به خود بازگرداند؛ گویی چیزی نبودم جز نامه‌ای به خویشتن."

بهترین راه برای اینکه قلبت نشکنه، اینه که وانمود کنی قلبی نداری.
دیمن سالواتور/خاطرات یک خوناشام

از چه می‌رنجی؟ انسان ذاتش را زیست می‌کند، نقشش را بازی و اصالتش را بی‌آنکه تلاشی کند، اثبات.

براتون مهم نباشه دیگران در مورد شما چه فکری می‌کنن، دیگران اگر بلد بودن یه فکری به حال خودشون می‌کردن.

"تمامِ راه‌هایی که پیموده‌ام، مرا به خود بازگرداند؛ گویی چیزی نبودم جز نامه‌ای به خویشتن."

Repost from N/a
برای من، یکی از سخت ترین بخش های زندگی، جا گذاشتنِ خاطره های قشنگه و دنیای من سرشار از خاطره های قشنگه.

"اگر می‌توانستم زمان را به عقب برگردانم؛ هیچ‌چیز را درست نمی‌کردم، فقط آدم‌ها را زودتر ترک می‌کردم، همان اولین‌باری که نشان دادند واقعاً چه کسانی هستند.

نوشته بود: ممکنه از لطافت و احساساتی بودنت خوشت نیاد، اما به نفر آرزو داره قلبی مثل قلبِ تو داشته باشه.

آدمی که بهانه‌هاش از خواسته‌هاش بزرگ‌تر باشه، به جایی نمی‌رسه. اینو از من به یادگار داشته باش.