-مـجـنونتـرین بـید🎒-
Відкрити в Telegram
محفل شعر زیر شاخهٔ بید... حدیث صادقیان؛ راه ارتباطی: t.me/HidenChat_Bot?start=5158039995
Показати більшеІран135 988Категорія не вказана
320
Підписники
-124 години
+157 днів
+4130 днів
Архів дописів
Repost from همسکوت
به لب آمدهست جانم، تو بیا که زنده مانم
پس از آن که من نمانم، به چه کار خواهی آمد؟
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف
به امید آنکه روزی به شکار خواهی آمد...
#امیرخسرو_دهلوی
کششی که عشق دارد نگذاردت بدینسان
به جنازه گر نیایی به مزار خواهی آمد!
#امیرخسرو_دهلوی
روز خلقت در گل ما شوق دیدار تو بود
از همان آغاز ما را کمتحمل ساختند...
#فاضل
خدا را شکر امشب هم حریفی پیش رو دارم
که با او میتوان نوشید ساغرهای خالی را...
#فاضل
امشب تشنهٔ شعرم؛
آبی، سرابی، چیزی ندارید؟:)
https://t.me/HarfChatBot?start=0758c61e7044
آيينهها به ديدن هم خو گرفتهاند
يکديگريم! حوصلهٔ شرح قصه نيست
همچون انار خون دل از خويش میخوريم
غم پروريم! حوصلهٔ شرح قصه نيست
#فاضل
چیزی میان ماست که باور نمیکند
حالا بیا و خاطرهها را نشان بده...
#حدیث_صادقیان
نوشتم هرچه از هم دورتر، آسودهتر اما
کسی در گوش من میگفت من دلتنگِ دیدارم
اگر شبهای دلتنگی نمیآیم به دیدارت
نمیخواهم تو را با گریههای خود بیازارم...
#عطیهسادات_حجتی
Repost from عَرشِ قَنبری
از من چقدر دور شدی، دور... که تو را
از قاصدک سراغ گرفتم، خبر نداشت...
#علی_حقیقی
Repost from عباس تافته
اما من
دهان هر که بدی از تو گفت را بستم
که برخلاف تو، من روی عشق حساسم!
#عباس_تافته
مگو به عهد خود ای بیوفا، وفاداری!
بنا نبود که دست از دروغ برداری؟
رها نمیشوی از خاطرات و میدانم
که تا سپیدهٔ فردا تو نیز بیداری...
#حسین_دهلوی
تو تا «عزیز» منی راه و چاه هردو یکیست
هنوز منتظرم، نابرادری بفرست...
#سید_وحید_سمنانی
تو تا همیشه به اعجاز عشق سینه سپر کن
که باز پشت سرت حرف بود و من نشنیدم!
#حدیث_صادقیان
Repost from نیلوفرانه | زهرا حاجی پور
منی که چشمه شدم را نخواست مشکش را
برای رفع عطش در سراب می انداخت
#زهرا_حاجی_پور
#غزل_جدید
