ru
Feedback
-مـجـنون‌تـرین بـید🎒-

-مـجـنون‌تـرین بـید🎒-

Открыть в Telegram

محفل شعر زیر شاخهٔ بید... ‌ حدیث صادقیان؛ ‌راه ارتباطی: t.me/HidenChat_Bot?start=5158039995

Больше
Иран140 178Категория не указана
Buy Ad
291
Подписчики
Нет данных24 часа
+107 дней
+3030 дней
Архив постов
‌ هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم ‌ #سعدی پروانه نیستم...

ای مرغ سحر! عشق ز پروانه بیاموز که آن سوخته را جان شد و آواز نیامد این مدعیان در طلبش بی‌خبرانند که آن را که خبر شد، خبری باز نیامد ‌ #سعدی

﴿فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ﴾ سجده - ۱۷

دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت... ‌ #خاقانی

Repost from N/a
همه اطفال جنون،منتظر الهام اند پیش این طایفه،تعلیم و تعلم،کفر است!
#طالب_آملی

تنهایی انسان ندارد گرچه پایانی ای عشق! پنهان می‌شود تنهایی‌ام با تو دلتنگم و دلواپسم یعنی چه خواهد کرد بی‌تابی‌ام با خویش و بی‌پروایی‌ام با تو... ‌ #فاضل

حالی از من نپرس، بدحالم خوب شو خوب می‌شود حالم... ‌ #حسین_صفا

تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست وگرنه فاصلهٔ ما هنوز یک‌قدم است... ‌ #فاضل

چگونه می‌گذرد روزها و شب‌هامان؟ فقط من و تو در اين انزوا گواه هميم کسی مسبب اين سوگ، اين مصيبت نيست به عشق و عاطفه سوگند! ما تباهِ هميم ‌ به هم اجازه نداديم تا رها باشيم من و تو مثل دو ديوار سدّ راه هميم... ‌‌ #مرتضی_امیری_اسفندقه

‌ دوستان لطفا کتاب خوب صد-دویست صفحه‌ای معرفی کنید. ‌ https://t.me/HarfChatBot?start=0758c61e7044

لعنت خدا بر میگرن

وضعیت: سردرد هم که از سر ما دست برنداشت...

هر نگاهی می‌تواند خلوتم را بشکند کوزهٔ تنهایی روحم سفالی‌تر شده‌ست گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟! دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی‌تر شده‌ست...

یک آشنای بی‌خبر از قصهٔ ما حال تو را پرسیده حالم را گرفته... ‌
#حدیث_صادقیان

همین که چشمه‌ٔ عشق تو در دلم جوشید ز کوه صبر به دشت جنون کشیده شدم تو سیب سرخی و من برگ سبز، خوشحالم که در کنار تو بودم که با تو چیده شدم ‌ #فاضل

آری هنوز هم...

دلتنگ تو راه رفتم آمد باران از روی سرم چرا نشد رد باران؟ بی‌چتر، بدون تو، خیابان، گریه کبریت کشید و آتشم زد باران! #جلیل_صفربیگی از باران بگویید...

گفتند عاشقِ که شدی؟ گریه‌ام گرفت می‌خواستم بخندم و حاشا کنم، نشد... ‌ #سجاد_سامانی

اگر پندار اگر گفتار اگر کردار نیکی بود عوض شد با زبان‌بازی زبان‌بازی زبان‌بازی... ‌ #حسن_دلبری

لایق نبوده‌ام که به چشمم ببینمت منّت برای دیدنت از خواب می‌کشم گفتی «فمن یمت یرنی» با هزار شوق حنجر به‌روی خنجر قصاب می‌کشم یک‌بار نام غیر تو بر این زبان گذشت یک عمر می‌شود که دهان آب می‌کشم! ‌ #عاصی_خراسانی