uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

ققنوس | فائزه هاشمی

ققنوس | فائزه هاشمی

Відкрити в Telegram

اولین وظیفه‌ی انسان شفای خویش است! #فائزه_هاشمی: داکتر، نویسنده و محقق خودشناسی

Показати більше
327
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-930 днів
Архів дописів
https://437ab2.share-na2.hsforms.com/2DhjEs96tQQeGOanXaDbltA عزیزانم بی‌زحمت فورم ذیل را برای استفاده از دروس‌مان پر کنید!

چه کنم وقتی دلم ذوق کند؛ شوق کنم، مست شوم، زنده شوم، خنده کنم، تو نباشی؟ چه کنم جمعه‌شبان را که با دیدن یا فیلم گریه کنم، میل سخن در دل من زنده شود، و بخواهم تو ببینی ولیکن نشود...؟ چه کنم عمر دراز و شب یلدا و برات و عید و خرما و حیات و هستی‌ام را، بی‌تو؟ #فائزه_هاشمی

ای آیینه‌ی روحم، کجایی؟

زنده و زیبا خنده‌هایش ناب بودند، موهایش، شادی لب‌هایش، چشمانِ درخشانش، گونه‌های برق‌دارش که باب بوسه‌های چاق و نمناک بودند، امید خفته در نگاهش، و وای از قلب مهربانی که از پس بلبل‌زبانی‌هایش هویدا می‌شد... به او و جوانی مست‌کننده‌اش خاموشانه چشم دوختم، گفت: "عاشقم شدی؟" نفس‌کشیدن یادم رفت؛ چقدر جسور و دیوانه بود! گفتم: "ببخشید، من فقط نگاه می‌کردم. ببخشید که نگاه می‌کردم!" سرمست خندید. چقدر صدای قهقهه‌اش گوش‌نواز و دلبر بود، هرچند سی‌و‌دو دانه دندان مثل برف سفیدش خودنمایی کردند! گفت: "خیلی زنده‌ام؛ زنده و زیبا! اینطور نیست؟" حیرت کردم، البته که بود ولی من بلد نبودم زنده و زیبا باشم... نزدیک‌تر آمد، دستش کوچک و سفیدش را دیدم که آرام روی سمت چپ سینه‌ام جاخوش می‌کند؛ طلسم شده بودم، چشم از دست و هوش از لمسش گرفته، به چشمان خندانش با شرم و ادب سوالی نگاه کردم، آرام و نرم گرم خندید و گفت: "تو هم زنده و زیبا هستی؛ زنده شو، زیبا باش!" سه‌بار روی قلبم آرام و آهسته کوبید و شبیه آهویی گریزپا با همان لبخند معصوم و کودکانه دور شد. از آن‌روز زندگی جلوه‌ی دیگری از خود را نشانم داد؛ من هم می‌توانستم زنده، زیبا و شاد باشم... من واقعاً نمی‌دانستم! #فائزه_هاشمی

برای شفای قلب ما! ❤️

من عاشق مادرم و خدای اویم! #فائزه_هاشمی

در شب زمانه، مادرم ماه من است. #فائزه_هاشمی

Because you are alive, everything is possible. ~ Buddha

در صخره‌ی وجودم گلی رویید، به اسم نیلوفر... #فائزه_هاشمی

وقتی بیش‌ازحد خالصم، آن‌قدر که از فرط بی‌ریایی و بی‌نقابی احساس ضعف می‌کنم، بیش‌ از همیشه به پذیرش عاشقانه‌ی دستان تو محتاجم؛ نیاز دارم بدانم که حتی وقتی از منیت مملو از مباهات من چیزی باقی نیست، مهر تو هنوز برای من به فراوانی چشمه‌ای زلال و شیرین جاری‌ست، باقی‌ست، کافی‌ست... #فائزه_هاشمی

دیگر نمی‌خواهم به کسی فرصت بدرفتاری با خود را بدهم... #فائزه_هاشمی

از من نپرس شب‌هایم چگونه می‌گذرند؛ نفسم تنگ می‌شود، دلم تنگ می‌شود، دنیایم تنگ می‌شود... #فائزه_هاشمی

چقدر آدم بودم؛ قبل از این‌که حوا شوم! #فائزه_هاشمی

در آغوش رنج خفته‌ام، بی‌تو؛ بیدارم نکن! رنج تو بِه است از تو، به من؛ صادقانه جان می‌گیرد، نه همچون تو که زهری ملبس با عسل شده، کام روحم را سیاه می‌کنی... برو، مردگان را سودای زیستن نیست؛ عشق می‌خواهیم چه کار؟ #فائزه_هاشمی

کارگاه نویسندگی | شروعی برای پیدا کردن صدای خودت شاید همیشه چیزی برای نوشتن در ذهنت داشته‌ای، اما نمی‌دانستی چطور آن را به کل
کارگاه نویسندگی | شروعی برای پیدا کردن صدای خودت شاید همیشه چیزی برای نوشتن در ذهنت داشته‌ای، اما نمی‌دانستی چطور آن را به کلمه تبدیل کنی؛ این کارگاه برای همان شروع است. 🖋️ این دوره یک‌ماهه در دو بخش طراحی شده است: 🔹 بخش نخست: آشنایی با پایه‌های نویسندگی و تمرین‌های عملی 🔹 بخش دوم: پرورش مهارت نوشتن و پیدا کردن صدای شخصی در این کارگاه با هم یاد می‌گیریم: ۱. مبانی و اصول نویسندگی ۲. ایده‌پردازی و پیدا کردن سوژه ۳. انتخاب واژه و جمله‌سازی ۴. توصیف و تصویرسازی ۵. بیان احساسات و فضاسازی در متن ۶. خواندن و تحلیل متن از نگاه یک نویسنده ۷. بازنویسی و ویرایش نوشته و مهم‌تر از همه، در طول دوره فقط یاد نمی‌گیریم؛ می‌نویسیم و تمرین می‌کنیم. 🌱 👩🏻‍🏫 مدرس: عایشه قاسمی نویسنده و مدرس 📍 پلتفرم: تلگرام 📆 آغاز: ۱۵ میزان ⏳ مدت: ۱ ماه 🪙 هزینه: کاملاً رایگان 👥 ظرفیت: فقط ۱۲ نفر 🌷 ویژه دختران ادامه مسیر نویسندگی در دوره‌ی تخصصی داستان نویسی برای ثبت‌نام دایرکت پیام دهید! @ayshaqasemi کانال نویسنده: @a_mist_of_words

روح بزرگ و تنهای من، چه معصومانه دوست داری کسانی را که سزاوار محبت نیستند! #فائزه_هاشمی

The root of suffering is attachment. ~ Buddha

امروز دقیقاً دومین سالگرد بازگشتم به افغانستان است...

خدایا، تو خریدار قلب ارزان و وجود ناآرام من باش! #فائزه_هاشمی