fa
Feedback
ققنوس | فائزه هاشمی

ققنوس | فائزه هاشمی

رفتن به کانال در Telegram

اولین وظیفه‌ی انسان شفای خویش است! #فائزه_هاشمی: داکتر، نویسنده و محقق خودشناسی

نمایش بیشتر
335
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ﷺ: يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي، وَأَنَا مَعَهُ إِذَا ذَكَرَنِي، فَإِنْ ذَكَرَني فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي، وَإِنْ ذَكَرَني فِي مَلَإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ خَيْرٍ مِنْهُمْ، وَإِنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ بِشِبْرٍ تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا، وَإِنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ باعًا، وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً. ترجمه: ابوهریره (رضی الله عنه) روایت می‌کند که پیامبر (ﷺ) فرمودند: خداوند متعال می‌فرماید: «من نزد گمان بنده‌ام به خودم هستم و هرگاه او مرا یاد کند، با او هستم. اگر مرا در دل خود یاد کند، من نیز او را در نزد خود یاد می‌کنم؛ و اگر مرا در میان جمعی یاد کند، من او را در جمعی بهتر از آنان یاد خواهم کرد. و اگر به اندازه یک وجب به من نزدیک شود، به اندازه یک ذراع (فاصله آرنج تا نوک انگشتان) به او نزدیک می‌شوم؛ و اگر یک ذراع به من نزدیک شود، به اندازه یک باج (دو دست باز) به او نزدیک می‌شوم؛ و اگر او در حال راه رفتن نزد من بیاید، من با سرعت به سوی او می‌شوم (هروله می‌کنم)». #حدیث

آنچه را که "تمام" شد، "تکرار" نکن! مرده‌ها را نمی‌توان به زندگی بازگرداند؛ آن‌ها را باید دفن کرد... اشک‌ بریز، وداع کن و برگرد؛ تمام شد! #فائزه_هاشمی

برنامه زنده «صدای جوانان» رسانه جوانان افغانستان از شما دعوت می‌کند تا در برنامه «صدای جوانان» با حضور محمد باران نیاز، استاد
برنامه زنده «صدای جوانان» رسانه جوانان افغانستان از شما دعوت می‌کند تا در برنامه «صدای جوانان» با حضور محمد باران نیاز، استاد دانشگاه جوانان افغانستان شرکت کنید. این برنامه به گفت‌وگو پیرامون تجربیات، دیدگاه‌ها و دغدغه‌های نسل جوان افغانستان و نقش جوانان در ساختن آینده‌ای بهتر اختصاص دارد. مشخصات برنامه: • مهمان: محمد باران نیاز استاد دانشگاه جوانان افغانستان • زمان: شنبه، ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶ • ساعت: ۹:۰۰ تا ۱۰:۰۰ شب به وقت افغانستان • محل برگزاری: آنلاین از طریق Google Meet لینک ورود: https://meet.google.com/thm-pttg-dhb لطفاً جهت حفظ نظم، ۵ تا ۱۰ دقیقه پیش از شروع برنامه در جلسه حضور پیدا کنید. با ما همراه باشید؛ صدای جوانان رسانه جوانان افغانستان

در قصه‌ی ما آن‌که‌‌‌ نماند، تو بودی و آن‌که رفت، من! اگر تو مانده بودی، من باز می‌گشتم... #فائزه_هاشمی

من حتی پشت‌صحنه‌ها را زیسته‌ام؛ راهی از نو به روی‌صحنه هست؟ حالا که پشت‌ورو را می‌دانم، می‌دانم در رو چه کار کنم و آن پشت‌ها چه خبر است... #فائزه_هاشمی

قسم به این شب مبارک جمعه که هرگز بنده‌ی افکار جامعه نخواهم شد! من هم‌رنگ فطرت خویش می‌مانم، نه معیارهای پست و مملو از ترس جامعه! #فائزه_هاشمی

https://t.me/Fayeza_Hashimi_bot بیا امشب با من باش؛ گوش و هوم با توست!

آسمان با آلودگی زمین، آلوده می‌شود شود؟

آغوشت معبد من است! عبادت‌گاه من... #فائزه_هاشمی

Repost from N/a
موفقیت فقط بالا رفتن نیست؛ گاهی یعنی وقتی به قله رسیدی، هنوز دلت برای آدم‌هایی که در مسیر جا مانده‌اند، بتپد. آدمِ موفق کسی ن
موفقیت فقط بالا رفتن نیست؛ گاهی یعنی وقتی به قله رسیدی، هنوز دلت برای آدم‌هایی که در مسیر جا مانده‌اند، بتپد. آدمِ موفق کسی نیست که فقط از دیگران جلو زده؛ کسی‌ست که در مسیر رشد، انسانیتش را置 پشت سر نگذاشته باشد. گاهی بزرگ‌ترین دستاورد زندگی، نه مقام است، نه ثروت، نه شهرت؛ بلکه این است که با وجود تمام تلخی‌های دنیا، هنوز انسان بمانی. 🤍 Eng.Moh.Baran.Niyaz

به جنونم برسان که جهانم شده‌ای! همه‌شب فکر توام، روح و روانم شده‌ای! برود نام تو بر لب، چه بگویم سخنی؟ تو دگر در همه‌جا ورد زبانم شده‌ای! ❤️

من به خوبی مردها باور دارم، چون من یک برادر بسیار خوب دارم! #فائزه_هاشمی

بهترین کاری که به عنوان یک انسان می‌توانم، می‌توانی، می‌توانیم، عشق‌ورزیدن به همه‌ی هستی است!

دوست دارم یکبار دیگر "منِ پیش از تو را" دیده، جان بگیرم! 🌚

از زهره جان حمایت کنید!

#اشتراک‌کننده: 7 #زهره: سیفی نسل امروز و میراث دیروز؛ چه چیزی را باید حفظ کنیم؟ ما هرگز نمی‌توانیم دیروزِ خویش را به فراموشی بسپاریم؛ چگونه می‌شود ریشه را از درخت برید و انتظار داشت که سایه‌اش باقی بماند؟ هویتِ امروزِ ما، ادامهٔ همان فردای گذشته است؛ فردایی که در کوچه‌های گِلی‌اش، بوی نانِ تنوری می‌پیچید؛ خانه‌ها کوچک بودند، اما دل‌ها بزرگ؛ دیوارها شاید ساده بودند، اما با رنگِ محبت آراسته شده بودند. آن روزها، زندگی امکاناتِ زیادی نداشت؛ اما دل‌ها، چیزی داشتند که امروز گاهی میانِ این همه امکانات گم شده است: صمیمیت، همدلی، گذشت و قناعت. نسلِ دیروز فقط زنده نبودند؛ زندگی می‌کردند؛ با تمام سختی‌هایش، با تمام کمبودهایش، و چه زیبا زندگی می‌کردند! نکته اینجاست: ما از آنان چه چیزی را باید به ارث ببریم؟ شاید نه خانه‌های گِلی‌شان را، نه چراغ‌های کم‌نورشان را، نه زندگیِ ساده و امکاناتِ اندکشان را؛ بلکه باید هویت، فرهنگ، محبت و هنرِ زیبا زیستن را از آنان به یادگار بگیریم. امروز، عصرِ پیشرفت است؛ جهان بزرگ‌تر شده، راه‌ها کوتاه‌تر، امکانات بیشتر و زندگی آسان‌تر شده است. اما گاهی با خودم می‌اندیشم: در میانِ این همه پیشرفت، آن دلِ قدیمی کجاست؟ آن دل‌هایی که پیش از قضاوت، یکدیگر را می‌فهمیدند؛ پیش از فاصله گرفتن، دستِ یکدیگر را می‌گرفتند؛ و پیش از آنکه «من» باشند، «ما» بودند. امروز، گاهی هرکس از جای خود برمی‌خیزد و خود را حکم و قاضیِ زندگیِ دیگری می‌داند؛ اما دیروز، مردم هم‌دست بودند و هم‌صدا؛ دردِ یکی، دردِ همه بود و شادیِ یکی، لبخندِ خانه‌ای دیگر. آن روزها شاید امکانات کم بود، اما دل‌ها برای بخشیدن، بزرگ بود. و امروز، شاید امکانات بسیار شده باشد، اما چیزی را نباید بگذاریم در هیاهوی زمان گم شود: انسانیت. زیرا نسلِ امروز، تنها وارثِ خانه‌ها و خاطره‌های دیروز نیست؛ ما وارثِ فرهنگی هستیم که باید آن را بهتر از آنچه تحویل گرفتیم، به نسلِ فردا بسپاریم. و چه زیباست اگر از تمامِ دیروز، فقط یک چیز را با خود به فردا ببریم: هم‌دست بمانیم، هم‌صدا بمانیم و قاضیِ یکدیگر نباشیم؛ زیرا برای داوری، یک قاضی کافی‌ست؛ و او خدای تواناست.

گفت: می‌خواهم خوووب شوم! اشکش چکید، لبش با خنده‌اش همچون لعل سرخی که آب‌تنی کرده باشد، درخشید و قلبش آرام گرفت... سکوت... او خوب شده بود! #فائزه_هاشمی

تو خاص نبودی؛ ولی شیوه دوست‌داشتن من، قلبم و احساسم در برابر تو خیلی خاص بود! من، آدم خاصی بودم؛ با تو! 《آتشی در جان ما افروختی رفتی و ما را ز حسرت سوختی》 #فائزه_هاشمی

دلم برای سهیلا تنگ شده... حرف آدم‌ها مریضم می‌کند؛ دوست دارم کنار او نشسته، سکوت کنم! #فائزه_هاشمی

یادگیری و رشد، لوکس‌ترین دارایی یک زن است! ❤️