Rosebud
Відкрити в Telegram
هستیم که روایت کنیم و روایت میکنیم که باشیم. •مجموعهی هنری گراف: @GraphArtCommunity
Показати більше544
Підписники
+1024 години
+47 днів
+4330 день
Архів дописів
544
Repost from Brain death.
جاهایی که اصفهانیا نباید برن❌❌❌❌❌❌ ریپلی کنینننن همه ببینن
❌سمت پاساژ نرید بالاش تک تیرانداز داره میزنه. ❌
❌پارک گل محمدی برقاشو قطع کردن گیرتون میندازن و تیر جنگی میزنن.❌
❌سمت کوچه پس کوچه های مطهری به هیچ وجه نریددد❌
❌خانه اصفهان صدای گلوله زیاد میاد و کوچههای بنبست زیاد داره.❌
❌ کوچههای بهارستان اکثرا به گلخانه راه نداره.❌
❌ ترجیحا داخل ملک شهر فرار کنید.❌
❌اگه داخل خانه اصفهان میرید میدون پنج طبقه معمولا اماده باش وایمیسن.❌
❌یه پایگاه سپاه تو خیابون سپاه و چند قدیمی پنجطبقه هست و چندتا مدرسه هم اطرافش که حتما ازشون استفاده میکنن.❌
❌تو گلستانه یه درمانگاه سر ورودی بنفشه هست که شب ۱۸ام در رو برای مداوا تیر خوردهها باز نمیکرد، اونجا هم امبولانس دارن. درمانگاه میدان نگهبانی معمولا آمبولانس نداره.❌
544
تو چندین کانال مختلف یهسری پیامهایی دیدم که میگفتن چرا درمورد شرایط فعلی شعر میگید یا نقاشی میفرستید، دارید این جنایات رو رمانتیزه میکنید.
اینکه انسان در برابر جنایت به هنر پناه ببره، به معنای رمانتیزه کردن جنایت نیست. راستش اتفاقاً کاملاً برعکسه از نظر من. تلاش برای انسان موندن در برابر واقعهایه که میخواد انسانیت رو درونت از بین ببره.
۲ تا نکته رو لازم دونستم بگم:
۱- زیباییشناسی ادبی با زیباسازی جنایت خیلی فرق میکنه.
اینکه یک شعر از نظر هنری زیبا باشه به این معنی نیست که میخواد موضوعش رو زیبا و قشنگ تعریف کنه. تراژدیها، مرثیهها و بسیاری از آثار بزرگ هنری دقیقاً از رنج انسان میگن و مینویسن و به تصویر میکشن که عمق اون رنج رو نشون بدن.
۲- حافظهی جمعی اکثراً از طریق هنر زنده میمونه.
بسیاری از آدمها در طول تاریخ خاطرهی رنجشون رو با شعر، ادبیات، موسیقی و سینما حفظ کردن. اگه این آثار نبودن، بخش مهمی از تجربهی انسانی قربانیها به فراموشی سپرده میشد. ما به واسطهی هنر و ادبیاته که روایت میکنیم و یک فاجعه رو در دورانهای مختلف زنده نگه میداریم.
رمانتیزه کردن یعنی ارزش اخلاقی جنایت رو تغییر بدیم. از جذابیت و قهرمانانه بودنش بگیم. اما مادامی که هنر ماهیت یک فاجعه رو به درستی نشون بده، کاملاً مقابل رمانتیزه کردن میایسته.
544
تو چندین کانال مختلف یهسری پیامهایی دیدم که میگفتن چرا درمورد شرایط فعلی شعر میگید یا نقاشی میفرستید، دارید این جنایات رو رمانتیزه میکنید.
اینکه انسان در برابر جنایت به هنر پناه ببره، به معنای رمانتیزه کردن جنایت نیست. راستش اتفاقاً کاملاً برعکسه از نظر من. تلاش برای انسان موندن در برابر واقعهایه که میخواد انسانیت رو درونت از بین ببره.
۲ تا نکته رو لازم دونستم بگم:
۱- زیباییشناسی ادبی با زیباسازی جنایت خیلی فرق میکنه.
اینکه یک شعر از نظر هنری زیبا باشه به این معنی نیست که میخواد موضوعش رو زیبا و قشنگ تعریف کنه. تراژدیها، مرثیهها و بسیاری از آثار بزرگ هنری دقیقاً از رنج انسان میگن و مینویسن و به تصویر میکشن که عمق اون رنج رو نشون بدن.
۲- حافظهی جمعی اکثراً از طریق هنر زنده میمونه.
بسیاری از آدمها در طول تاریخ خاطرهی رنجشون رو با شعر، ادبیات، موسیقی و سینما حفظ کردن. اگه این آثار نبودن، بخش مهمی از تجربهی انسانی قربانیها به فراموشی سپرده میشد. ما به واسطهی هنر و ادبیاته که روایت میکنیم و یک فاجعه رو در دورانهای مختلف زنده نگه میداریم.
رمانتیزه کردن یعنی ارزش اخلاقی جنایت رو تغییر بدیم. از جذابیت و قهرمانانه بودنش بگیم. اما مادامی که هنر ماهیت یک فاجعه رو به درستی نشون بده، کاملاً مقابل رمانتیزه کردن میایسته.
544
اصلاً نمیدونید انگار دشمنی که باید باهاش بجنگید کیه. فقط میخواید هرکی رو پیدا کردید حمله کنید بهش.
544
آدم نمیدونه خندهش بگیره یا گریهش بگیره که بعد از این همه بدبختی و فلاکتی که رو سرمون آوار شده، باز برمیگردید اینجوری میگید. خواهش میکنم یکم فکر کنید قبل از اینکه هر خزعبلی رو توی کانالهاتون بنویسید.
544
بعد از دو سال و خردهای، برای یوتیوب ویدیوی جدید درست کردم! 🦔
https://youtu.be/bFczc160NFw?is=bCFYR48CMOp6UEcf
544
خانوادهم وقتی خبری درمورد جاویدنامی همنام من میشنون، دلشون طاقت نمیاره و کانال رو عوض میکنن. چی میگذره به خانوادهی داغدارها؟ هیچجوره نمیتونم تصور کنم.
544
استادم گفت: این کمدقتیها باز هم پیش خواهد آمد. انسان هستیم، محدود به حدودی مشخص و مستعد خطا. و این در همگان رخ میده. کمالگرایی غیرواقعی و مبتنی بر رتبهبندی انتزاعی که متأسفانه در نظام آموزشی ماست به روان و سلامت ما آسیب میزند. نگران چیزی نباشید. خیلی مراقبت کنید و با همین شوق ادامه بدید که این نور شوق به آگاهی، مهمتر و ارزشمندتر از تمام امتحانها و نمرات و مدارک تحصیلی است؛ ناجی زندگیست...
544
انگار که هزار روز نخوابیده باشم. همینقدر خسته و فرسودهست مغزم. دیشب با غزل صحبت میکردم و به پیشنهادش جلسهی برونتهی امروز رو کنسل کردم و فقط خوابیدم، گیتار زدم و Gilmore Girls دیدم. مشکل اینجاست که هزار روز هم بخوابی، خستگی زندگی در ایران و تمام بدبختیهاش از تنات بیرون نمیره. من میگم نباید بنویسیم و باید یه کاری کنیم. خودمونو نجات بدیم و اگه تونستیم، دو نفر دیگه رو هم. چون روضه خوندن فایده نداره وسط جنگ وقتی آدمها دارن میمیرن. اما باز هم آخر روز حالت بهم میخوره از اینکه کار بیشتری نمیتونی بکنی. از اینکه آدمهایی رو میبینی و میدونی لیاقت تکتکشون خیلی خیلی بیشتر از چیزیه که زندگی تا الان بهشون ارائه داده، اما کاری درموردش نمیتونی بکنی. از اینکه احساس میکنی حتی کلماتت هم انگار شعارهای توخالی شدن.
هفتهی جالبی نبود. بیشتر روزها سردرد داشتم و سعی کردم انرژیمو برای جلساتی که داشتیم بالا نگه دارم. موفق نشدم. به قول مهسا، کل هفته دکتر رابینوویچِ مچاله کنار دیوار بودم. اما میگذره. میگذره این دوران هم.
544
+1
این بچه ها سه ماهه هستن
قرص انگل خوردن و انگل تراپی شدن
خیلی بی سر و صدا و مظلوم هستن
جای خاک و خوب بلدن و خیلی ناز و با ادب و خُر خُرو هستن
فقط و فقط به خاطر حساسیت به گربه به یک شخص با مسئولیت واگذار میشود
اگه گیلان هستید و شرایطش رو دارید پیام بدین
@Parparrrrrrr
544
Repost from Wittgenstein in Exile
طرف تو عمرش اسم میناب رو نشنیده بود، بهش میگفتی میناب با بناب قاطی میکرد، نهایت اطلاعات یک شخص مطلع میتونست این باشه که شهری با انبه و لیموهای خوبه. بعد از کشته شدن ۱۶۸ کودک و بزرگسال در مدرسهٔ شجره طیبه، به یکباره همه خونخواه کودکان و مردم میناب شدن! ۵۰ سال پروژهٔ فرودگاه میناب حتی یک قدم جلو نرفت و نهایتاً هم بنیاد مسکن زمینهایی که قرار بود روزی فرودگاه میناب باشه شروع به ساختوساز کرد. تا زمانی که در این شهر زندگی نکرده باشید، در خیابونهاش خاطره نداشته باشید نمیتونید تصور کنید همین پروژهٔ شاید در سطح کلان کماهمیت چقدر برای ما مهم بود. از زمان سقوط پهلوی دوّم تا الان میناب از همهجهت به قهقرا رفته. میناب نیاز به انتقام نداره، نیاز به شهر مقدس شدن نداره، حتی نیاز به شهرت هم نداره. میناب به توسعه و زیرساخت و اقتصاد خوب نیاز داره تا سالانه هزاران نفر از مردمش بهخاطر فقر رو به قاچاق سوخت نیارن و در این مسیر زنده زنده سوخته نشن! انتقام این مظلومان رو کی میگیره؟ مظلومای این شهر یکی دوتا که نیستن. اما ترجیح دادن بهشت زهرا رو تبدیل به کارناوال و شهربازی کنن، از روان خانوادههای داغدار بهعنوان سوخت موتور پروپاگاندای خودشون استفاده کنن و میناب رو نه یک شهر با هویت و مردمان منحصربهفرد خودش، بلکه غزهٔ فارسی معرفی کنن.
