uk
Feedback
My Demented Mind

My Demented Mind

Відкрити в Telegram

〔ذَِهَِنَِ مَِــَِجَِنَِوَِنَِ مَِــَِنَِ〕 〔🎭Entp〕 〔☔Pluviophile〕 〔🇯🇵Weeb & Otako〕 ناشناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=288360833

Показати більше
206
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-330 день
Архів дописів
ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده این بود وفاداری و عهد تو ندیده در کوی تو معروفم و از روی تو محروم گرگِ دهن‌آلودهٔ یوسف‌ ندریده ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند افسانهٔ مجنون به لیلی نرسیده در خواب گزیده لبِ شیرین گل‌اندام از خواب نباشد مگر انگشتِ گزیده بس در طلبت کوشش بی‌فایده کردیم چون طفلِ دوان در پی گنجشکِ پریده ﻣﻴﻠﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﺎﻧﺪ؟ ﺑﻪ ﺧﺮاﻣﻴﺪن ﻃﺎووس ﻏﻤﺰه‌ات ﺑﻪ ﻧﮕﻪ‌ﻛﺮدن آﻫﻮی رﻣﻴﺪه ﻣﺸﺘﺎق ﺗﻮام ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﻮری و ﺟﻔﺎﻳﻰ ﻣﺤﺒﻮب ﻣﻨﻰ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﺮﻣﻰ و خطایی ﻣﻦ ﺧﻮد ﺑﻪ ﭼﻪ ارزم ﻛﻪ ﺗﻤﻨﺎی ﺗﻮ ورزم در ﺣﻀﺮت ﺳﻠﻄﺎن ﻛﻪ ﺑﺮد ﻧﺎم ﮔﺪاﻳﻰ 00:00

photo content

زمانی سعی کن یه نفر دیگه رو بشناسی که اول مطمئن باشی خودت رو می‌شناسی.

در خواب بوده‌ایم، بهار آمد و گذشت ما مانده‌ایم و خش‌خشِ پاییزِ زندگی #هخا_هاشمی

آن تُرک پری‌چهره که دوش از بَرِ ما رفت آیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟ تا رفت مرا از نظر آن چشمِ جهان‌بین کس واقفِ ما نیست که از دیده چه‌ها رفت دور از رخِ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم سیلابِ سرشک آمد و طوفانِ بلا رفت از پای فُتادیم چو آمد غمِ هجران در درد بمُردیم چو از دست دوا رفت 00:00

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار تا بسازم قفس از غصهٔ بسیار خودم #هوشنگ_ابتهاج

«انسان‌ها به سه‌ شکل وارد زندگی‌مان می‌شوند: برای یک عمر، برای یک فصل، برای یک درس.»

من از اون دسته آدم‌هایی نیستم که دلش بخواد گل هدیه بگیره، ولی اگه قرار باشه کسی بهم گل هدیه بده، ترجیح می‌دم یه گل واقعی بگیرم. گلی که کاشته شده، آبیاری و نگه‌داری شده و من قراره تا لحظه پژمردگیش همراهیش کنم و از عطر و لطافتش لذت ببرم. ارزش هدیه گرفتن یک گل واقعی همینه در حالیکه گل مصنوعی یه چیز بی‌احساس و از نظر من بی‌معنیه. من همین نظر رو نسبت به آهنگ‌های ساخته شده با هوش مصنوعی دارم. آهنگ‌های هوش مصنوعی یه چیز خطکشی‌شدهٔ بی احساسه که لطافتی توش وجود نداره و روحم رو لمس نمی‌کنه.

مثل اینکه بالاخره پاییز واقعی شروع شد.

Відеоповідомлення00:10

𝑫𝒂𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒓𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒍𝒊𝒗𝒊𝒏𝒈 𝒓𝒐𝒐𝒎 𝑳𝒐𝒔𝒆 𝒎𝒆 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖 𝑰'𝒗𝒆 𝒔𝒆𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒓𝒆𝒅, 𝑰'𝒗𝒆 𝒔𝒆𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒃𝒍𝒖𝒆 , 𝑻𝒂𝒌𝒆 𝒂𝒍𝒍 𝒐𝒇 𝒎𝒆 𝑫𝒆𝒆𝒑 𝒕𝒐 𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒔𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕𝒔 𝒉𝒊𝒅𝒆 𝑾𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒘𝒆'𝒗𝒆 𝒃𝒆𝒆𝒏 𝒂 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒔𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒊𝒎𝒆𝒔 ,𝑺𝒘𝒂𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚 𝒔𝒊𝒏𝒈𝒍𝒆 𝒍𝒊𝒆 𝑻𝒂𝒌𝒆 𝒂𝒍𝒍 𝒐𝒇 𝒎𝒆 𝑰'𝒍𝒍 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒈𝒊𝒗𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒂𝒘𝒂𝒚 '𝑪𝒂𝒖𝒔𝒆 𝑰'𝒗𝒆 𝒂𝒍𝒓𝒆𝒂𝒅𝒚 𝒎𝒂𝒅𝒆 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆 𝑰𝒇 𝒎𝒚 𝒏𝒂𝒎𝒆 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒇𝒆𝒍𝒍 𝒐𝒇𝒇 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒍𝒊𝒑𝒔 𝒂𝒈𝒂𝒊𝒏 𝑰 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒊𝒕'𝒅 𝒃𝒆 𝒔𝒖𝒄𝒉 𝒂 𝒔𝒉𝒂𝒎𝒆 𝑾𝒉𝒆𝒏 𝑰 𝒕𝒂𝒌𝒆 𝒂 𝒍𝒐𝒐𝒌 𝒂𝒕 𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒂𝒍𝒍 𝒐𝒇 𝒎𝒚 𝒄𝒓𝒊𝒎𝒆𝒔 𝒀𝒐𝒖'𝒓𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒐𝒏𝒍𝒚 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝑰 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌 𝑰 𝒈𝒐𝒕 𝒓𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑰'𝒍𝒍 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒈𝒊𝒗𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒂𝒘𝒂𝒚 '𝑪𝒂𝒖𝒔𝒆 𝑰'𝒗𝒆 𝒂𝒍𝒓𝒆𝒂𝒅𝒚 𝒎𝒂𝒅𝒆, 𝒂𝒍𝒓𝒆𝒂𝒅𝒚 𝒎𝒂𝒅𝒆 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆𝒓 𝒐𝒇 𝒎𝒊𝒏𝒆, 𝑰 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒚𝒐𝒖'𝒓𝒆 𝒄𝒐𝒍𝒐𝒓𝒃𝒍𝒊𝒏𝒅 𝑰 𝒘𝒂𝒕𝒄𝒉𝒆𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒇𝒓𝒐𝒎 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒆𝒚𝒆𝒔, 𝒐𝒐𝒉-𝒐𝒐𝒉 𝑨𝒍𝒍 𝒎𝒚 𝒓𝒆𝒈𝒓𝒆𝒕𝒔 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈𝒔 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒄𝒂𝒏'𝒕 𝒇𝒐𝒓𝒈𝒆𝒕 𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒎 𝒂𝒍𝒍 𝒖𝒑, 𝒌𝒊𝒔𝒔 𝒕𝒉𝒆𝒎 𝒈𝒐𝒐𝒅𝒃𝒚𝒆 00:46

آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود ما را زمانه گر شکند، ساز می‌شویم #صائب_تبریزی

هر کجا نیست کسی، آنطرفِ میز، منم خسته و غم‌زده با خویش گلاویز، منم هر چه افتاده کناری و نفهمیده کسی هیچ‌کس هم پیِ آن نیست، همان چیز منم خسته، خلقی پیِ ما میل ترحّم دارند شوم، شوریده، حزین، گریهٔ یکریز منم هر که در من وطنی داشته، شد خانه‌خراب شهرِ ویران‌شده از غارت چنگیز منم به تنِ سردِ من اینگونه که داغِ تو نشست شاهِ قاجار تو، مشروطهٔ تبریز منم اول قصّهٔ سهراب، خوشایند، تویی آخر قصّه ولی، تلخ و غم انگیز منم دل و دین، هوش و هوس، هر چه که بردی بشمر به خیال چه نشستی؟ ته پاییز منم بعد یک عمر اگر حالِ مرا می‌پرسی خندهٔ زورکیِ از گله لبریز، منم #سجاد_شهیدی

آخ واویلا لیلی و زهر مار. آخ واویلا لیلی و دردِ بی‌‌درمان.

اولین بارمه یکی از پروف‌های شخصیم رو می‌ذارم روی پروف چنل، ولی حس می‌کنم حال و هوای چنل با فضای عکس خیلی میاد.

واقعا زندگیم در وضعیت «می‌تونست چی بشه، چی شد» قرار داره.

زمانی که شادمهر هنوز خواننده بود:

برای داشتنم گاهی به دوس داشتن تظاهر کرد خیال کرد جای خالی رو میشه با حرف زدن پر کرد می‌تونست چی بشه، چی شد می‌تونست چی بخواد، چی خواست اون از تمامِ دوس داشتن فقط داشتنشو می‌خواست مسیرو اشتباهی رفت تلاشش بی‌هدف می‌شد بهش فرصت زیاد دادم با من وقتش تلف می‌شد بهم گاهی دروغ می‌گفت نخواست باور کنه کم بود می‌دونست من دوستش دارم همینم نقطه‌ضعفم بود 00:30

واقعا «روز جهانی دوستت دارم گفتن» دیگه چیه؟ نه اینکه چیز بدی باشه ها، ولی از اینکه همینجوری یک روزی رو تصادفی به یک چیزی نسبت میدن خوشم نمیاد. حداقل یک چیزی انتخاب کنین که یه تاریخچه‌ای پشتش باشه. قطعا در اکثر روزهای سال، حوادث تاریخی جالب یا مهمی تو کشورهای مختلف رخ داده. مثلا روز ولنتاین.

حرف دلم آن بود که با خلق نگفتم بغضی‌ست در این ابر، که باران‌شدنی نیست! #حسین_دهلوی