02:08
Відкрити в Telegram
همه چیز از 02:08 شروع شد بدون دوربین | همون که ناشناسه
Показати більше864
Підписники
+224 години
-17 днів
+1030 днів
Архів дописів
864
ایشون اگه زرنگ باشه؛ بزرگ ک شد مهاجرت میکنه. بعید میدونم امید ایران باشه. امید خارجه بیشتر
864
این عکس مینیمالت بجز اینی ک خودت نوشتی بنظر من یه معنای دیگ هم داره
و اون اینه ک گاهی اوقات یه اتفاقاتی باعث میشن ک یه تیکه از وجودت کنده شه. و وای بحال اون روزی ک اون تیکه توی قلب و مرکز وجودت باشه
864
Repost from Minerva
زندگی مثل یک پازل میمونه
بعضی جاهاشو خیلی سریع کنار هم میچینیم، حل میکنیم و رد میشیم میریم
بعضی وقت ها اینقدر همه چی تکراری و شبیه به هم میشه که سخت میتونیم مسیرو تشخیص بدیم
گاهی هم ممکنه قطعه اخرو گم کنیم بعد اون کل زمان و انرژیمونو بزاریم فقط برای پیدا کردن همون یه تیکه و فراموش کنیم زندگیمون تا همونجا 99 تا تیکه دیگه هم داشته
@photography_minerva
864
خداروشکر ی کشوری داریم ک هرجاشو نگاه میکنی ب لطف حضرات بدبختی و بیچارگی و فلاکت فریاد میزنه
اینجا هم بنا ب نوشته صاحب چنل زاهدانه
از زاهدان تا اصفهان، بی آبی و بدبختی :)
864
اینو ب این خاطر انتخاب کردم ک خشکی زاینده مشخصه
دوستان اون زمینی ک اون پشت، پشت طاق و پشت پاهای این پیرمرد میبینید؛ کفِ خشکِ «زاینده» روده
و خب معنا هم ک واضحه :)
864
اینو بخاطر چشماش انتخاب کردم ک داره اسلحه اسباب بازی رو بدون شناختن مفهوم و ماهیتش، با اون چشمای پر خواهش میگیره
ولی کادرتو باید میاوردی پایینتر
بالا خیلی فضای اضافی داری درحالیکه سوژه اصلیت ناقص مونده
864
چه ابروهایی
چه اخمی
چه پاچه هایی
یکم از زمین و یکم بیشترتر از آسمون کم میکردی بنظرم بهتر بود
این سوژه ها وقتی به دوربینت نگاه میکنن یه معنا میدن، وقتی نگاه نمیکنن یه معنا
