02:08
Відкрити в Telegram
همه چیز از 02:08 شروع شد بدون دوربین | همون که ناشناسه
Показати більше855
Підписники
+224 години
-17 днів
+930 день
Архів дописів
855
سلام. اخیرا adhdام تشدید شده و میل ب ارتباطات اجتماعیم پایینه. واسه همین کمتر ناشناس میذارم
بذار پیدا کنم
855
سلااااام
چه عجب ناشناس گزاشتی
من همونم که همیشه ازت جمله عربی میخوام. یک جمله هم امشب بگو لطفا
855
Celebration of Life
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
خیامAsadAbad - Hamedan Province Apr 24
855
عکسای قدیمیمو نشستم ادیت زدم. از امروز عکسای قدیمیتری که توی سه چهارسال اخیر گرفتم رو میفرستم تا حدود بیست روز
855
توی خیابونها بیهدف قدم میزنم. صداهای تو مغزم واسم واضح تر از صدای محیطه.
میبینی؟ میگم محیط. چون واقعا نمیدونم چی داره میگذره و چه صدایی میاد. صدای این آهنگ یا آهنگهای شبیه به این که همیشه پس زمینه ذهنم درحال پخش بودن. مخصوصا از اینجاش 3:19
احتمالا ساعت باید سهونیم چهار صبح باشه. مورد علاقهترین ساعت شبانه روز برای منی که تموم عمرم رو شبها بیدار بودم. همون لحظه هایی که عاشق تاریکیش بودم.
حالا که توی خیابونم میشه سیگار کشید.
دستمو میبرم توی جیبم. پاکت سیگارم رو فراموش کردم. دستمو ناامیدانه از جیبم درمیارم. بوی فیلترسیگارِ آب خورده که همیشه ازش بدم میومد به انگشتام سرایت کرده.
4:27 به یکباره از پشت یه دست سیاه رو روی شونهام میبینم. شونهام رو خالی میکنم و عقب میکشم. یه شبح شبیه به خودمه. زیر بارون خیس شده. باهاش حرف میزنم. میگم چرا این ریختی شدی؟
جوابمو میده 6:41. زبونشو نمیفهمم.
یه سیلی میخوابونه زیر گوشم. یه مشت هم من میزنم توی صورتش.
صورتش مثل شیشه میشکنه. پردهٔ رویا پاره میشه 7:45. از دنیای درون مغزم بیرون میپرم و به پرده پنجره که باد داره تکونش میده خیره میشم. ساعت چنده؟ چرا آفتاب زده؟
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
