uk
Feedback
-سَمفــونـی‌مُـردِگـان

-سَمفــونـی‌مُـردِگـان

Відкрити в Telegram
189
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-12130 днів
Архів дописів
Голосове повідомлення00:13

Голосове повідомлення00:08

گوه نخور

Голосове повідомлення00:08

کصخلمم‌‌توهمه‌ویسابعددیدم‌ریدم🤣

چَرااا

نههه‌نهه🤣🤣🤣🤣🤣

رفتم
و تو برایِ رفتنم، هیچ‌گاه غم‌را به خانه‌ی دلت به‌راه نده. هرگاه درنبودم قلبت‌را با تپش‌های دلتنگی حس کردی، هیچ‌گاه به یادِ بازگشتن‌نباش. تو برای‌رفتنم هیچ‌گاه عذرخواهی‌نکن، من‌رفتم چون جاده‌ی فرار برایم باز شده‌بود. اما هرگز در نبودم فراموش‌نکن "یادِ نگاهت، در ذهن تارِ دلتنگی زده‌است." حتی‌در تاریک‌ترین و ساکت‌ترین شب‌هم به یاد داشته‌باش، در یک‌جای دیگر فردی به یادِ داشتنت رو به ماه می‌گرید و به عجز رو به آسمان تورا بارها و بارها آرزو می‌کند. برروی شن‌ها و درکنارِ دریاها زانو می‌زند و با اشک‌به آبیِ دریا از تو می‌گوید. هیچ‌گاه فراموش‌نکن، حتی‌اگر دیگر جسمم‌در کنارت ماندن‌را ترجیح‌نداده باشد، روح هیچ‌گاه از دست‌تو دست نکشیده‌است. هیچ‌گاه از یاد نبر، من‌از دوست‌داشتنِ تو دست‌به قلم برده‌ام. من از دوست‌داشتنِ تو قلبِ خود را به خاک سپرده‌ام. و من برای دوست‌داشتنِ تو، چشمانم‌را ابری‌ کرده‌ام. رفتم، چون می‌دانستم اگر می‌ماندم برایم محال‌تر می‌شدی. هرچه به تو نزدیک‌تر می‌شدم و تورا بیش‌از قبل آرزو می‌کردم، رسیدن‌به تورا بیشتر دور می‌دیدم. من تورا همانند ماه دور می‌دیدم، همان‌قدر برایم دوراز دست‌ولی زیبا بودی.هیچ‌گاه از من نپرس که چرا تورا در شبی بارانی ترک کرده‌ام، من در شبی بارانی قدم‌به قدم از تو دور شدم، تا هیچ‌گاه تو نفهمی فرقِ بینِ قطره‌های باران‌و اشک‌را تا بتوانم خود را گول بزنم‌و؛
دورشدن‌از تورا، رهایی از عشقِ یک‌طرفه بدانم.

ابراانقدخوشگلههه‌که‌وای

جدی‌وای

مامان

رعدوبرق‌و‌بس‌‌‌کن‌پیشیم‌رید

فهمیدم

رفتیم نشستیم تو پارک

خوبه

یه ده دقیقه ای میشه

شماکی‌‌رفتین

ولی خوب بود بازم تجربه جالبی بود😂

تو گرما انگار مجبورمون کردن آب پز شدیم😂