uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

˖ ࣪ 𝐋𝐚𝐜𝐫𝐢𝐦𝐨𝐬𝐚

˖ ࣪ 𝐋𝐚𝐜𝐫𝐢𝐦𝐨𝐬𝐚

Відкрити в Telegram

𝗍𝗁𝖾 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖽𝗈𝖾𝗌 𝖻𝖾𝗅𝗈𝗇𝗀 𝗍𝗈 𝗎𝗌. 𝗐𝖺𝗇𝗇𝖺 𝗍𝖺𝗅𝗄? @sekai_anonbot

Показати більше
62
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+130 днів

Завантажуємо дані

Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
жовт '26
жовтень '260
в 0 каналах
вересень '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
серпень '26
+2
в 1 каналах
Get PRO
липень '26
+5
в 1 каналах
Get PRO
червень '26
+8
в 0 каналах
Get PRO
травень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
квітень '260
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
січень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+4
в 0 каналах
Get PRO
листопад '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '25
+4
в 0 каналах
Get PRO
вересень '25
+2
в 0 каналах
Get PRO
серпень '25
+3
в 3 каналах
Get PRO
липень '25
+3
в 1 каналах
Get PRO
червень '250
в 0 каналах
Get PRO
травень '25
+7
в 1 каналах
Get PRO
квітень '25
+3
в 2 каналах
Get PRO
березень '25
+12
в 2 каналах
Get PRO
лютий '25
+4
в 1 каналах
Get PRO
січень '25
+9
в 2 каналах
Get PRO
грудень '24
+13
в 3 каналах
Get PRO
листопад '24
+19
в 2 каналах
Get PRO
жовтень '24
+12
в 2 каналах
Get PRO
вересень '24
+62
в 7 каналах
Get PRO
серпень '240
в 9 каналах
Get PRO
липень '240
в 9 каналах
Get PRO
червень '240
в 4 каналах
Get PRO
травень '240
в 9 каналах
Get PRO
квітень '240
в 10 каналах
Get PRO
березень '24
+62
в 3 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
19 жовтня0
18 жовтня0
17 жовтня0
16 жовтня0
15 жовтня0
14 жовтня0
13 жовтня0
12 жовтня0
11 жовтня0
10 жовтня0
09 жовтня0
08 жовтня0
07 жовтня0
06 жовтня0
05 жовтня0
04 жовтня0
03 жовтня0
02 жовтня0
01 жовтня0
Дописи каналу
2
Gn
1
3
و این است ایرانی بودن.
و این است ایرانی بودن.
3
4
Немає тексту...
3
5
چی بگم
3
6
خدا بده از این شوهرا
3
7
Немає тексту...
4
8
Немає тексту...
4
9
Немає тексту...
4
10
AnimatedSticker.tgs
3
11
Немає тексту...
3
12
AnimatedSticker.tgs
1
13
Немає тексту...
1
14
Немає тексту...
2
15
در حقیقت هیچ آدمی وجود نداره که بدون قید و شرط دوستت داشته باشه یا بهت اهمیت بده. تو همه‌ی روابطی که داریم همه چیز داد و ستدی بیش نیست، تنها تفاوتی که وجود داره اینه که گاهی یکی از طرفین این داد و ستد رو در نظر می‌گیره و بهش عمل می‌کنه و گاهی هم این کار رو نمی‌کنه. براشون وقت بذار، برات وقت می‌ذارن. بهشون اهمیت بده، بهت اهمیت می‌دن. دوستشون داشته باش، دوستت دارن. وقتی دست از این‌کار برداری چی‌ می‌شه؟ روی واقعیشون رو بهت نشون می‌دن، بهت نشون می‌دن و می‌ذارن با پوست و استخوونت حس کنی که هیچ‌ کس واقعا و از ته دل دوستت نداره و براشون بی‌ارزشی. انسان‌ها اشرف مخلوقات نیستن، بلکه مایه ننگ خلقت و آفرینش‌ان.
2
16
در حقیقت هیچ آدمی وجود نداره که بدون قید و شرط دوستت داشته باشه یا بهت اهمیت بده. تو همه‌ی روابطی که داریم همه چیز داد و ستدی بیش نیست، تنها تفاوتی که وجود داره اینه که گاهی یکی از طرفین این داد و ستد رو در نظر می‌گیره و بهش عمل می‌کنه و گاهی هم این کار رو نمی‌کنه. براشون وقت بذار، برات وقت می‌ذارن. بهشون اهمیت بده، بهت اهمیت می‌دن. دوستشون داشته باش، دوستت دارن. وقتی دست از این‌کار برداری چی‌ می‌شه؟ روی واقعیشون رو بهت نشون می‌دن، بهت نشون می‌دن و می‌ذارن با پوست و استخوونت حس کنی که هیچ‌ کس واقعا و از ته دل دوستت نداره و براشون بی‌ارزشی. انسان‌ها اشرف مخلوقات نیستن، بلوه مایه ننگ خلقت و آفرینش‌ان.
1
17
Немає тексту...
1
18
در حقیقت هیچ آدمی وجود نداره که بدون قید و شرط دوستت داشته باشه یا بهت اهمیت بده. تو همه‌ی روابطی که داریم همه چیز داد و ستدی بیش نیست، تنها تفاوتی که وجود داره اینه که گاهی یکی از طرفین این داد و ستد رو در نظر می‌گیره و بهش عمل می‌کنه و گاهی هم این کار رو نمی‌کنه. براشون وقت بذار، برات وقت می‌ذارن. بهشون اهمیت بده، بهت اهمیت می‌دن. دوستشون داشته باش، دوستت دارن. وقتی دست از این‌کار برداری چی‌ می‌شه؟ روی واقعیشون رو بهت نشون می‌دن، بهت نشون می‌دن و می‌ذارن با پوست و استخوونت حس کنی که هیچ‌ کس واقعا و از ته دل دوستت نداره و براشون بی‌ارزشی. انسان‌ها اشرف مخلوقات نیستن، مایه ننگ خلقت و آفرینش‌ان.
1
19
این روزها شبیه به مهی شده‌ام که نمی‌دانم از کجا آمده و مقصدم به کجاست. تکه‌هایی از من هر جای شهر پیدا می‌شود و واقعا نمی‌توان گفت آغاز و پایانم کجا بوده. قدم می‌زنم در کوچه پس کوچه‌های شهر، دنبال راهی آشنا؛ یا شاید آدمی آشنا. روی خط‌های باریک خاطره قدم می‌زنم و نه آن‌قدر زنده‌ام که به چشم بیایم و نه آن‌قدر مرده که توجه‌ها را به سمت خود جلب کنم. قصه‌ی ناگفته‌ای که شروع آن مشخص نیست، داستانی را می‌گوید اما پایانی ندارد... من بلد بودم پنهان شدن را، زندگی کردن در سایه‌ها به گونه‌ای که هیچکس حتی خودم متوجه حضور و زیستن خود نشوم. سکوت کردن و نگفتن احساسات را بلد بودم. بلد شدم خودم را مخفی کنم پشت لبخند‌ها، تمام حرف‌های ناتمام و سوال‌هایی که پرسیده نمی‌شد. هیچ‌کس نپرسید کِی آمد، کِی خسته شد، یا اصلا چرا نگاهش همیشه یک‌ جور غریب است. همیشه فقط بودم اما دیده نشدم. در زندگی بیشتر احساس کردم تا این‌ که به زبان آورم. بیشتر نگاه کردم تا این‌ که تجربه کنم. و همین شد که خیلی‌ها فکر کردند بی‌احساس و سنگ‌ دلم، فکر کردند زیر این کالبد روحی وجود ندارد و در سینه، قلبی نمی‌تپد. اما من همیشه در حال تلاش بودم که صدای قلبم را ساکت کنم، مبادا کسی مرا بشنود. می‌گفتند قوی بودم، چون خم نشدم، چون خندیدم، و چون جلو رفتم. اما هیچ‌کس نشنید صدای شکستن‌هایی که با هر قدم به گوشم می‌رسید. هیچ.کس ندید تمامی آن لبخند‌ها سپری بودند برای پنهان کردن دردی که آن را هم کسی نمی‌فهمید. گاهی دلم می‌خواهد کاش فقط یک نفر بود که سعی می‌کرد من را بیشتر بشناسد، لایقه‌های عمیق‌ترم را پیدا کند و من را همان‌طور که واقعا هستم ببیند. شاید آن‌وقت یکی می‌فهمید که من همیشه آن‌جا بودم. پشت همه چیز، فقط من بودم؛ دختری پر از ترس و احساس. حال بیشتر از هر زمان دیگری آبی‌ام، نه آرام و یا تیره؛ اما مانند همان روزهایی که نمی‌دانی آسمان می‌بارد یا نه.
2
20
زندگی هیچ‌وقت نخواست مهربون باشه. فقط میاد، می‌گذره، می‌گیره و می‌بره؛ بدون اینکه لحظه‌ای مکث کنه یا بهت نگاهی بندازه و دردت رو ببینه. یه روز از خواب بیداز میشی و و می‌بینی چیزی رو ازت گرفته که فکر می‌کردی تا همیشه داری، یه روز به خودت میای و می‌بینی که زندگی کسی رو ازت گرفته که تمام زندگیت بوده... و زندگی به تو نه فرصت خداحافظی میده، و نه به التماس‌هات گوش میده. زندگی همون قانون بی‌رحمیه که تو رو مجبور می‌کنه به تحمل، به عادت، و به کنار اومدن اجباری... چاره‌ای نداری، باید کنار بیای با اتفاقات، با نبودن‌هایی که هیچ منطقی پشتشون وجود نداره، چون زندگی همینه؛ زندگی همین قدر بی‌معنا و منطقه. و جدایی‌ها... جدایی‌هایی که یه درد بی‌صدا تو اعماق وجودت می‌شن و حتی بعد از سال‌‌ها مثل آتش زیر خاکستر زیر پوستت می‌مونن و شب‌ها به سوختن ادامه می‌دن. 
2