uk
Feedback
آموزشگاه مجازی دانشور

آموزشگاه مجازی دانشور

Відкрити в Telegram

برای بینایی، به روشنایی نیاز است. 💡 • • • انجمن دوستداران فرهنگ و هنر و دانش 📚 • • • 📻 CastBox | Podbean: پادکست دانشور • • • 📷 Instagram: DaneshvarSchool • • • 📺 Youtube: Youtube.com/@DaneshvarSchool

Показати більше
1 611
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-4830 день
Архів дописів
🧭 ایدئولوژی؛ عینکی نامرئی که جهان را از پشت آن می‌بینید
تا اینجا با «قدرت»، «حکومت» و «مشروعیت» آشنا شدیم. اما یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: چه چیزی به انسان‌ها می‌گوید که قدرت باید در دست چه کسی باشد، بر چه اساسی اعمال شود، و به کدام سمت حرکت کند؟ پاسخ، در مفهومی نهفته است که شاید پرکاربردترین و در عین حال بدفهم‌ترین واژه در سیاست باشد: ایدئولوژی.
🔹 ایدئولوژی چیست؟
این واژه را نخستین‌بار آنتوان دو تراسی، متفکر فرانسوی، در بستر انقلاب فرانسه به‌کار برد. اما در علم سیاست، ایدئولوژی را می‌توان چنین تعریف کرد: «مجموعه‌ای نسبتاً منسجم از ایده‌ها، باورها و ارزش‌ها که تصویری از وضعیت موجود ارائه می‌دهد، آینده‌ای مطلوب را ترسیم می‌کند و مسیر رسیدن از این وضعیت به آن مقصد را توضیح می‌دهد.» به بیان ساده، هر ایدئولوژی به سه پرسش بنیادین پاسخ می‌دهد: - تحلیل: جهان اکنون چگونه است؟ - آرمان: جهان چگونه باید باشد؟ - کنش: چگونه از وضع موجود به وضع مطلوب برسیم؟ در این معنا، ایدئولوژی فقط «نظر» نیست؛ بلکه نوعی نقشه‌ی شناختی و هنجاری برای فهم و تغییر جهان است.
🔸 ایدئولوژی به مثابه‌ی یک عینک
بهترین تشبیه برای ایدئولوژی، یک عینک رنگی است: - شما عینک را نمی‌بینید، اما همه‌چیز را از پشت آن می‌بینید. ایدئولوژی هم اغلب چنان طبیعی و بدیهی به نظر می‌رسد که حضورش از چشم ما پنهان می‌ماند. - هر عینک، بخشی از واقعیت را برجسته و بخشی دیگر را کم‌رنگ می‌کند. یک ایدئولوژی ممکن است «آزادی فردی» را در مرکز قرار دهد و «برابری» را در حاشیه، و ایدئولوژی دیگر دقیقاً برعکس عمل کند. - عینک خودِ واقعیت نیست؛ بلکه شیوه‌ی دیدنِ واقعیت است. به همین دلیل، دو فردِ صادق و باهوش می‌توانند از یک رویداد واحد، دو تفسیر کاملاً متفاوت به دست دهند.
📚 ایدئولوژی در برابر نظام حکومتی
اینجا یکی از رایج‌ترین خطاهای مفهومی رخ می‌دهد. بسیاری این دو را یکی می‌گیرند، اما تفاوتشان بنیادی است: - نظام حکومتی / رژیم سیاسی: پاسخ به پرسشِ «چگونه قدرت سازمان می‌یابد و توزیع می‌شود؟» است. مثلاً: جمهوری، پادشاهی، فدرالیسم، تمرکزگرایی. این، ساختار است. - ایدئولوژی: پاسخ به پرسشِ «چرا قدرت باید این‌گونه اعمال شود و به چه سمتی برود؟» است. مثلاً: لیبرالیسم، سوسیالیسم، ناسیونالیسم، اسلام‌گرایی، محافظه‌کاری. این، جهت‌گیری ارزشی است. نظام حکومتی مانند نوع موتور و گیربکس خودروست، اما ایدئولوژی مانند مقصدی است که راننده انتخاب می‌کند. یک ساختار سیاسی واحد می‌تواند برای مقصدهای کاملاً متفاوت به کار گرفته شود.
🔧 کارکرد ایدئولوژی: چرا قدرت به آن نیاز دارد؟
ایدئولوژی صرفاً یک باور انتزاعی نیست؛ کارکردهای سیاسی بسیار ملموسی دارد: - توجیه قدرت: مهم‌ترین کارکرد. ایدئولوژی به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا اطاعت از این قدرت موجه است. - انسجام‌بخشی: به افراد پراکنده هویت مشترک می‌دهد و آن‌ها را حول یک «ما» متحد می‌کند. - بسیج سیاسی: به جامعه انگیزه می‌دهد تا برای یک هدف مشترک هزینه بدهد، مشارکت کند یا حتی فداکاری نشان دهد. - ساده‌سازی جهان: واقعیت پیچیده را به یک چارچوب قابل‌فهم تبدیل می‌کند تا تصمیم‌گیری ممکن شود. به همین دلیل، هیچ نظم سیاسی پایداری صرفاً با زور نمی‌ماند. زور لازم است، اما کافی نیست. برای دوام، قدرت به نوعی داستانِ توجیه‌کننده نیاز دارد.
🌍 واقعیت در برابر نظریه
در دنیای واقعی، ایدئولوژی‌ها به‌ندرت به شکل ناب و خالصِ کتاب‌های نظری ظاهر می‌شوند. حاکمان معمولاً از ایدئولوژی به‌صورت گزینشی استفاده می‌کنند: بخش‌هایی را که قدرتشان را تقویت می‌کند برجسته می‌سازند و بخش‌های مسئله‌ساز را کم‌رنگ می‌کنند. در این‌جا است که متفکرانی مانند کارل مارکس هشدار دادند ایدئولوژی می‌تواند به آگاهی کاذب تبدیل شود؛ یعنی ابزاری برای آن‌که یک گروه منافع خاص خود را به‌جای منافع عمومی جا بزند. با این حال، نباید به این نتیجه‌ی افراطی رسید که ایدئولوژی صرفاً دروغ است. بدون هیچ چارچوب ارزشی، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند درباره‌ی مفاهیمی مانند عدالت، آزادی، برابری یا خیر عمومی به توافق برسد. بنابراین، ایدئولوژی هم می‌تواند زنجیر باشد و هم قطب‌نما. 🔍 یک نکته‌ی مهم‌تر ادعای «من هیچ ایدئولوژی‌ای ندارم و فقط واقع‌بینم» معمولاً خودِ یک موضع ایدئولوژیک است. چرا؟ چون هر انسانی جهان را از درون مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌ها، ارزش‌ها و ترجیحات می‌فهمد. تفاوت فقط در این است که برخی ایدئولوژی خود را آشکار می‌کنند و برخی آن را پشت زبانِ بی‌طرفی پنهان می‌سازند.
💬 پرسش تحلیلی برای شما آیا زندگی سیاسیِ «بدون ایدئولوژی» و کاملاً بی‌طرف اساساً ممکن است؟ یا اینکه ادعای «من هیچ ایدئولوژی‌ای ندارم و فقط واقع‌بینم»، خودش پنهان‌ترین شکل ایدئولوژی است؟ 👇 دیدگاه خود را بنویسید. • • • #⃣ #سیاست #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402

🇺🇸 ۵ کشوری که زودتر از بقیه آمریکا رو به رسمیت شناختن 🇺🇸 استقلال آمریکا: ۱۷۷۶ 🇲🇦 مراکش: ۱۷۷۷ 🇫🇷 فرانسه: ۱۷۷۸ 🇳🇱 هلن
🇺🇸 ۵ کشوری که زودتر از بقیه آمریکا رو به رسمیت شناختن 🇺🇸 استقلال آمریکا: ۱۷۷۶
🇲🇦 مراکش: ۱۷۷۷ 🇫🇷 فرانسه: ۱۷۷۸ 🇳🇱 هلند: ۱۷۸۲ 🇪🇸 اسپانیا: ۱۷۸۳ 🇸🇪 سوئد: ۱۷۸۳
🇬🇧 بریتانیا هم که آمریکا رو از دست داده بود، در ۱۷۸۳ این استقلال رو با امضای معاهده پاریس به رسمیت شناخت. • • • #⃣ #سیاست #جغرافی 🔗 @daneshvar402

🏛 دولت و مشروعیت؛ چرا میلیون‌ها نفر از قوانینی اطاعت می‌کنند که هرگز در نوشتنشان نقشی نداشته‌اند؟
در پست پیش دیدیم که قدرت بدون مشروعیت، چیزی جز «زورِ شکننده» نیست. حالا به سراغ نهادی می‌رویم که قدرت را در قالبی مشروع و پایدار سازمان می‌دهد: «دولت». اما چرا انسان‌ها، حتی وقتی کسی بالای سرشان نیست، قانون چراغ قرمز را رعایت می‌کنند و مالیات می‌پردازند؟ انسان‌ها همیشه فقط از سرِ ترس اطاعت نمی‌کنند؛ گاهی از عادت، گاهی از منفعت، و گاهی از این باور که فرمان، «حقِ اطاعت شدن» دارد. وبر این لایهٔ سوم را با مفهوم «مشروعیت» توضیح می‌دهد.
🔹 دولت چیست؟
در زبان روزمره «دولت» را با هیئت وزیران اشتباه می‌گیریم، اما در علم سیاست، دولت (State) مفهومی بسیار گسترده‌تر است. ماکس وبر تعریفی ارائه می‌دهد که هنوز هم مرجع است: «دولت، آن اجتماع انسانی است که در یک قلمرو مشخص، انحصارِ کاربردِ مشروعِ زور فیزیکی را با موفقیت برای خود مطالبه می‌کند.» سه ستون این تعریف را از هم باز کنیم: • قلمرو مشخص: یک مرز جغرافیایی معین. • انحصار زور: در نهایت، این دولت است که حقِ نهایی و قانونیِ اعمال اجبار را در قلمرو خود در اختیار دارد؛ از مجازات و مالیات‌گیری تا سازمان‌دهی نیروهای مسلح. اگر همسایهٔ شما این کار را بکند، «جرم» است؛ اگر دولت بکند، «حاکمیت». • مشروع بودن: نکتهٔ کلیدی این است که زور دولت باید به‌عنوان «حقِ اعمال قانون» شناخته شود، نه فقط به‌عنوان تحمیل برهنه.
🔸 دولت به مثابهٔ یک «سیستم عامل»
برای فهم ساده‌تر، دولت را مانند سیستم‌عاملِ یک کامپیوتر (مثل ویندوز) تصور کنید: • شما مستقیماً سیستم‌عامل را نمی‌بینید، اما هر کاری که با کامپیوتر می‌کنید از فیلتر آن عبور می‌کند. • قوانین آن (پروتکل‌ها) مشخص می‌کنند چه برنامه‌ای اجازهٔ اجرا دارد و چه چیزی ممنوع است. • هیئت‌های حاکمه یا کابینه‌ها، مثل برنامه‌هایی هستند که روی این سیستم‌عامل نصب و حذف می‌شوند؛ اما خودِ «دولت» به معنای State پابرجا می‌ماند. به همین دلیل با تغییر یک رئیس‌جمهور، کلِ کشور فرونمی‌پاشد.
📚 چرا اطاعت می‌کنیم؟ سه‌گانهٔ مشروعیت وبر
وبر می‌پرسد: چرا فرمان‌ها اجرا می‌شوند؟ او سه نوع «مشروعیت» (Legitimacy) یا مبنای اطاعت را شناسایی می‌کند: • مشروعیت سنتی (Traditional): اطاعت به این دلیل که «همیشه این‌طور بوده است». قدرت از دلِ آداب، رسوم و میراث گذشتگان می‌جوشد. مثال کلاسیک: پادشاهی موروثی. مردم از پادشاه اطاعت می‌کنند چون پدرانشان از پدرانِ او اطاعت می‌کردند. • مشروعیت کاریزماتیک (Charismatic): اطاعت به‌خاطر ویژگی‌های استثنایی، قهرمانانه یا مقدس‌نمای یک «شخص». پیروان به‌خاطر جذبهٔ فردی رهبر تبعیت می‌کنند، نه به‌خاطر قانون یا سنت. این نوع مشروعیت بسیار پرشور اما بی‌ثبات است؛ زیرا با مرگ یا شکستِ آن فرد، فرومی‌پاشد. • مشروعیت قانونی-عقلانی (Legal-Rational): اطاعت نه از یک شخص، بلکه از «قواعد و قوانینِ غیرشخصی». ما از یک پلیس اطاعت نمی‌کنیم چون او را دوست داریم یا از او می‌ترسیم، بلکه چون «جایگاه قانونیِ» او این اختیار را تعریف کرده است. این مبنای دولت‌های مدرن و دیوان‌سالاری (بوروکراسی) است. نکتهٔ کلیدی: این سه نوع، «نمونهٔ آرمانی» (Ideal Type) هستند؛ یعنی الگوهای ناب نظری. در عمل، هر نظام سیاسی ترکیبی از هر سه را در خود دارد.
🌍 واقعیت در برابر نظریه
در دنیای واقعی، هیچ دولتی صرفاً بر یک پایه نمی‌ایستد. یک نظام مدرن ممکن است در ظاهر قانونی-عقلانی باشد (انتخابات و قانون اساسی)، اما رهبرانش برای بسیج توده‌ها از کاریزما بهره بگیرند و هم‌زمان به نمادهای سنتی و تاریخی نیز تکیه کنند. مشکل آنجا آغاز می‌شود که این پایه‌ها دچار تعارض شوند: مثلاً وقتی یک رهبرِ کاریزماتیک از دنیا می‌رود، نظام باید به‌سرعت مشروعیت خود را به ریل «قانونی» منتقل کند، وگرنه با خلأ قدرت و بی‌ثباتی روبه‌رو خواهد شد. تاریخِ گذارهای سیاسی، عملاً تاریخِ همین جابه‌جایی میان انواع مشروعیت است.
💬 پرسش از شما به نظر شما در دنیای امروز، کدام پایهٔ مشروعیت پایدارتر است: قانون، سنت، یا کاریزما؟ آیا دولت مدرن می‌تواند فقط با قانون دوام بیاورد؟ 👇 دیدگاه خود را بنویسید. • • • #⃣ #سیاست #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402

⚡️ قدرت؛ نامرئی‌ترین نیرویی که زندگی شما را شکل می‌دهد
از لحظه‌ای که پشت چراغ قرمز می‌ایستید تا زمانی که مالیات می‌پردازید، در حال تجربهٔ پدیده‌ای هستید که قلب تپندهٔ علم سیاست است: «قدرت». اما قدرت دقیقاً چیست؟
🔹 تعریف قدرت
ماکس وبر، جامعه‌شناس کلاسیک، قدرت (Power) را چنین تعریف می‌کند: «احتمال اینکه یک کنشگر بتواند ارادهٔ خود را در یک رابطهٔ اجتماعی، حتی در برابر مقاومت دیگران، تحمیل کند.» وبر این تعریف را برای «قدرت» (Macht) به کار می‌برد؛ اما در کنارش مفهوم «اقتدار» (Herrschaft) را هم مطرح می‌کند: یعنی احتمال اینکه دستورها داوطلبانه و با باور اطاعت شوند. همین تمایز، ما را به مسئلهٔ «مشروعیت» می‌رساند. به بیان ساده، قدرت یعنی توانایی واداشتن دیگران به انجام کاری که در غیاب آن نیرو انجام نمی‌دادند. قدرت یک «شیء» نیست که در گاوصندوق نگه دارید؛ بلکه یک «رابطه» است. درست مانند برق: خودش دیده نمی‌شود، اما اثرش در روشن شدن لامپ آشکار است.
🔸 قدرت و زور: نسبت این دو چیست؟
بسیاری این دو را یکی می‌پندارند، اما در علم سیاست متفاوت‌اند: • زور (Force/Coercion): اعمال فشار فیزیکی مستقیم. مثل گرفتن دست کسی و کشاندن او. زور، حالت خامِ قدرت است و معمولاً نشانهٔ ناکارآمدی آن. • قدرت (Power): ظرفیتی گسترده‌تر که اطاعت را بدون نیاز به درگیری فیزیکی تولید می‌کند. نکته: البته زور هم نوعی قدرت است، اما پایدارترین و پرمصرف‌ترین نوع آن نیست. • تمثیل: راننده‌ای که با ترمز ماشین را متوقف می‌کند «قدرت» دارد؛ کسی که برای توقف مجبور شود با دیوار تصادف کند، به «زور» متوسل شده است. حکومتی که تنها با گلوله سرپا می‌ماند، معمولاً نشان می‌دهد قدرت پایدارش رو به فرسایش است.
📚 منابع قدرت از نگاه رابرت دال
رابرت دال، نظریه‌پرداز برجستهٔ آمریکایی، می‌گوید قدرت رابطه‌ای است که در آن «الف» می‌تواند «ب» را به کاری وادارد که در غیر این صورت انجام نمی‌داد. در سنت تحلیلیِ او، قدرت بر منابعی تکیه دارد که به کنشگران امکان نفوذ بر رفتار دیگران می‌دهند؛ از جمله: • منابع اقتصادی: ثروت، سرمایه و کنترل بر معیشت دیگران. • منابع اطلاعاتی و دانشی: دسترسی به اطلاعات و تخصص (دانش = قدرت). • منابع نهادی: جایگاه رسمی و مقام (مثل ریاست یا قضاوت). • منابع نمادین و فرهنگی: مشروعیت، اعتبار، کاریزما و باور عمومی. • منابع نظامی و فیزیکی: ابزار اعمال زور. • منابع ارتباطی: دسترسی به افراد قدرتمند (لابی، شبکه، پشتِ پرده). نکتهٔ کلیدی دال: داشتن «منبع» قدرت، با «اعمال» قدرت یکی نیست. ثروتمندی که از پولش برای نفوذ استفاده نمی‌کند، بالقوه قدرتمند است، نه بالفعل.
🌍 واقعیت در برابر نظریه
در جهان واقعی، قدرت به‌ندرت از یک منبع واحد می‌جوشد؛ بلکه ترکیبی پیچیده از منابع است. یک سیاستمدار ممکن است جایگاه نهادی داشته باشد، اما فاقد مشروعیت مردمی باشد و در نتیجه قدرت واقعی‌اش شکننده شود. برعکس، یک رهبر اجتماعی بدون هیچ مقام رسمی، صرفاً به پشتوانهٔ منابع نمادین (اعتماد و کاریزما)، می‌تواند جمعیتی عظیم را به حرکت درآورد. اینجاست که تفاوت میان «قدرت بر روی کاغذ» و «قدرت در میدان» آشکار می‌شود؛ تاریخ پر است از حاکمانی که تمام منابع نظامی را در اختیار داشتند اما با فروپاشی مشروعیت، یک‌شبه سقوط کردند.
💬 پرسش از شما اگر مشروعیت (باور عمومی به حقانیت یک قدرت) از میان برود، آیا صرفِ در اختیار داشتن منابع نظامی و اقتصادی می‌تواند قدرت را برای مدت طولانی حفظ کند؟ به نظر شما کدام منبع، «ستون فقرات» قدرت پایدار است؟ 👇 دیدگاه خود را بنویسید. • • • #⃣ #سیاست #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402 📌 پست بعدی: دولت چیست و چرا ما اطاعت می‌کنیم؟ — پروندهٔ «مشروعیت».

قدرت فقط زور نیست. گاهی در اسلحه است، گاهی در ثروت، گاهی در قانون، و گاهی در ذهن مردم. اگر بخواهیم سیاست را بفهمیم، باید اول
قدرت فقط زور نیست.
گاهی در اسلحه است، گاهی در ثروت، گاهی در قانون، و گاهی در ذهن مردم. اگر بخواهیم سیاست را بفهمیم، باید اول بفهمیم «قدرت» دقیقاً چیست. در این پست، قدرت را از زور جدا می‌کنیم و منابع اصلی آن را می‌شناسیم.
• • • #⃣ #سیاست #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402 👇

کدوم شیوه فرعی معماری دوره اسلام براتون جذابتره؟
Anonymous voting

photo content

مسجد ۹۹گنبد ماکاسار، شیوه جنوب شرق آسیا • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402
مسجد ۹۹گنبد ماکاسار، شیوه جنوب شرق آسیا • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402

مسجد جامع شیان، شیوه آسیای شرقی • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402
مسجد جامع شیان، شیوه آسیای شرقی • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402

مسجد اعظم صنعا، شیوه یمنی • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402
مسجد اعظم صنعا، شیوه یمنی • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402

مسجد سلیمانیه، شیوه عثمانی • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402
مسجد سلیمانیه، شیوه عثمانی • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402

photo content

🕌 شیوه‌های فرعی معماری در دوره اسلام ▪︎در کنار چهار شیوه اصلی (ایرانی، شامی، مصری و مغربی)، شیوه‌های منطقه‌ای مهم دیگری در معماری دوره اسلام شکل گرفته‌اند که هرکدام تلفیقی از سنت‌های اسلامی با هنر و مصالح بومی هستند: ۱. شیوه گورکانی (هندی)
تلفیقی از شیوه ایرانی و معماری هندی. شاخصه‌های آن گنبدهای نار، ایوان‌های رفیع، چهارباغ و تزیینات ظریف با نقوش گیاهی و گل نیلوفر آبی است. تاج محل شاهکار این سبک محسوب می‌شود.
- ۲. شیوه عثمانی
تلفیقی از معماری بیزانسی و شیوه‌های دوره اسلام. مهم‌ترین ویژگی آن، مساجد با گنبدهای عظیم و مناره‌های باریک و بلند (مناره‌های قلمی) است که فضایی وسیع و نورگیر را ایجاد می‌کند. مهمترین آثار این شیوه، توسط معمار سنان ساخته شده‌اند.
- ۳. شیوه یمنی-سومالیایی
نمونه‌ای از معماری بومی در شرق آفریقا و شبه‌جزیره عربستان. بناهای بلند و چندطبقه با نمای سنگی یا مرجانی که برای زندگی شهری و تجارت دریایی طراحی شده‌اند.
- ۴. شیوه شرق آسیا (عمدتا چین)
معماری دوره اسلام در این مناطق، به ویژه در مساجد، به شدت از معماری سنتی چینی تاثیر پذیرفته است. مساجد با بام‌های منحنی و حیاط‌های محصور، شبیه به معابد بودیست‌ها ساخته می‌شوند.
- ۵. شیوه جنوب شرق آسیا (اندونزی، مالزی)
معماری بومی با ساختارهای چوبی، بام‌های چندلایه و پلکان سنگی که با اقلیم گرم و مرطوب منطقه سازگار است.
- ▪︎در نهایت، می‌توان گفت که هر یک از این شیوه‌ها، بیانگر تعامل پویای هنر اسلامی با فرهنگ‌های گوناگون و پاسخی خلاقانه به شرایط اقلیمی و تاریخی هر منطقه بوده است. • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402

پس از معماری ایرانی، کدوم شیوه براتون جذابتره؟
Anonymous voting

کاخ الحمرا، معماری مغربی • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402
کاخ الحمرا، معماری مغربی • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402

مسجد و مدرسه سلطان حسن، معماری مصری
مسجد و مدرسه سلطان حسن، معماری مصری

مسجد اموی دمشق، معماری شامی
مسجد اموی دمشق، معماری شامی

▪︎معماری در دوره اسلام در سرزمین‌های پهناور جهان اسلام، با تکیه بر سنت‌های محلی و تاثیرپذیری از فرهنگ‌های پیشین، به شیوه‌های منطقه‌ای متمایزی دست یافت. این چهار شیوه اصلی، هر یک زبانی خاص برای بیان مفاهیم اسلامی و پاسخ به شرایط بومی خود پیدا کردند. این چهار شیوه در میان بسیاری از پژوهشگران معماری پذیرفته شده است اما بخشی از پژوهشگران، تقسیم‌بندی‌های متفاوتی ارائه داده‌اند. اما به خاطر شناخته‌شده‌تر بودن این تقسیم‌بندی، تیم دانشور تصمیم گرفت که این را مورد بررسی قرار دهد. ۱. شیوه ایرانی (Persian / Iranian Style)
این شیوه که ارزشمندترین و گسترده‌ترین شیوه معماری اسلامی شناخته می‌شود، ریشه در معماری باشکوه ایران باستان دارد و توسط مسلمانان ایرانی با اصول و مبانی نظری اسلام تلفیق شده است. قلمرو آن فراتر از ایران امروز، شامل عراق، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان، هند و اندونزی نیز می‌شود. · ویژگی‌های کلیدی: استفاده از ایوان (تالار تاق‌دار بزرگ و رفیع که از یک سو باز است) به عنوان عنصر شاخص، گنبدهای دوپوسته و مناره‌های بلند، حیاط مرکزی (میانسرا) به عنوان سازمان‌دهنده فضاها، تزئینات پرکار و مجلل با کاشی‌کاری‌های رنگارنگ و مقرنس‌کاری، و درون‌گرایی در اقلیم‌های گرم و خشک برای ایجاد آرامش و حفظ حریم خصوصی. · نمونه‌های شاخص: مسجد تاریخانه دامغان، مسجد جامع اصفهان، مسجد شاه اصفهان و آرامگاه‌های متعدد.
- ۲. شیوه شامی (Syrian / Levantine Style)
این شیوه که ریشه در هنر و معماری بیزانس (روم شرقی) دارد، در منطقه شام (سوریه، فلسطین، لبنان، اردن و بخشی از ترکیه) شکل گرفت و تاثیر قابل توجهی بر معماری مکه و مدینه گذاشت. · ویژگی‌های کلیدی: بهره‌گیری از نقشه‌ای ساده و مبتنی بر تفکر اولیه اسلامی، استفاده از سقف‌های شیروانی (شیب‌دار)، فضاهای شبستانی (تالارهای ستون‌دار) و مناره‌های چهارگوش. تزئینات در این شیوه شامل موزائیک‌کاری، نقش‌برجسته و استفاده از سنگ‌های با رنگ‌های مختلف در نمای ساختمان (ابلق) است. همچنین، این شیوه ویژگی‌های مشترکی با شیوه مصری دارد. · نمونه‌های شاخص: مسجد اموی دمشق، قبةصخره در بیت‌المقدس و مسجدالاقصی.
- ۳. شیوه مصری (Egyptian Style)
این شیوه که از معماری کهن مصر ریشه گرفته است، در مصر، سودان، حجاز و دیگر کشورهای شرق آفریقا رواج یافت. قاهره به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز این شیوه، چنان ارزشمند است که ابن خلدون آن را برای شناخت تمدن اسلامی ضروری می‌دانسته است. · ویژگی‌های کلیدی: به کارگیری فرم‌های شفاف، موجز و تا حدودی خشن و زاهدانه. هنر اسلامی در مصر با سادگی، انتزاع و استفاده از نقوش هندسی و گیاهی شناخته می‌شود و از ترسیم موجودات زنده پرهیز می‌کند. معماری مذهبی اغلب به صورت مساجد ستون‌دار (شبستانی) با تاق‌های هلالی شکل می‌گرفت. · نمونه‌های شاخص: مسجد و مدرسه الازهر در قاهره (از کهن‌ترین دانشگاه‌های جهان)، مسجد احمد ابن طولون و مسجد الحاکم.
- ۴. شیوهٔ مغربی (Maghrebi / Moorish Style)
این شیوه که بسیار پیشرفته و چشمگیر است، در شمال آفریقا (مراکش، الجزایر، تونس) و جنوب اسپانیا (اندلس) شکل گرفت و تاثیرات بی‌نظیری بر معماری اروپا بر جای گذاشت. مسلمانان ایرانی نیز در شکل‌گیری آن نقش داشتند. · ویژگی‌های کلیدی: استفاده از تاق‌های نعل‌اسبی و مضرس (دندانه‌دار)، مناره‌های چهارگوش، باغ‌های چهاربخشی متقارن، نمای بیرونی نسبتا ساده و متمرکز بر تزئینات داخلی، و تزئینات پیچیده با گچ‌بری، چوب‌کاری و کاشی‌کاری (زلیج). · نمونه‌های شاخص: کاخ الحمرا در غرناطه یا گرانادا (اسپانیا)، مسجد جامع قرطبه یا کوردوبا (اسپانیا)، مسجد جامع قیروان (تونس) و مسجد جامع فاس (مراکش).
• • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402

🕌سبک‌های معماری در دوره اسلام ▪︎ایرانی ▪︎شامی ▪︎مصری ▪︎مغربی 🎓با دانشور همراه باشید تا این ۴ سبک رو با هم بررسی کنیم و ویژگ
🕌سبک‌های معماری در دوره اسلام ▪︎ایرانی ▪︎شامی ▪︎مصری ▪︎مغربی 🎓با دانشور همراه باشید تا این ۴ سبک رو با هم بررسی کنیم و ویژگی‌هاشون رو یاد بگیریم. همچنین ببینید: کدوم سبک معماری ایران رو بیشتر دوست دارید؟ https://t.me/daneshvar402/1506?single • • • #⃣ #معماری 🔗 @daneshvar402

کوتوله قهوه‌ای، مرز بین ستاره و سیاره 🪐 ▪️در سال ۱۹۹۵ گروهی از اجرام آسمانی کشف شدند که مرز بین ستاره و سیاره بودند. نام کوت
کوتوله قهوه‌ای، مرز بین ستاره و سیاره 🪐 ▪️در سال ۱۹۹۵ گروهی از اجرام آسمانی کشف شدند که مرز بین ستاره و سیاره بودند.  نام کوتوله قهوه‌ای برای آنها انتخاب شد.
▪️جرم کوتوله قهوه‌ای به اندازه‌ای زیاد نیست که بتواند همجوشی هسته‌ای داشته باشد. با این حال به مدت کوتاهی دوتریوم را همجوشی می‌کند. ▪️ با وجود اینکه جرم کوتوله قهوه‌ای می‌تواند ۱۰ تا ۸۰ برابر سیاره مشتری باشد، به دلیل چگالی بالا اندازه‌ای مشابه مشتری دارند. ▪️ دمای سطحیشان خیلی بالا نیست و بیشتر به صورت فروسرخ مننشر می‌شود. با وجود نام قهوه‌ای، بیشتر رنگ قرمز تیره دارند. ▪️ در جو کوتوله‌های قهوه‌ای ابر و حتی آب پیدا می‌شود. ▪️ به دور ستاره دیگری نمی‌چرخند، ولی درخشان نیز نیستند.
▪️به خاطر این مشخصات بین ستاره و سیاره، دانشمندان نمی‌دانند باید آنها را ستاره یا سیاره دانست. • • • #️⃣ #ستاره_شناسی 🔗 @daneshvar402 📋 بن‌مایه‌:
https://science.nasa.gov/mission/webb/science-overview/science-explainers/what-makes-brown-dwarfs-unique/ https://www.ebsco.com/research-starters/astronomy-and-astrophysics/brown-dwarfs