uk
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

Відкрити в Telegram
5 072
Підписники
Немає даних24 години
-117 днів
-3330 днів
Архів дописів
«دلم یاد داشت‌های دلگرم کننده می‌خواد.»

«ولی یه گلی در باغچه هست، تو بگو اصلا پژمرده.»

«چشمم دنبال یه سری احساسات اصیلِ گمشده میگرده.»

+5

«امروز عجیب مثل جمعه‌ها غم‌دار و کسل کننده بود، داشتم غذا گرم می‌کردم و ذهنم خیلی مشغول بود به خودم اومدم دیدم دارم بشقابی که توش غذاست رو به جای اینکه روی گاز بزارم گرم کنم تو ماشین‌ لباسشویی گذاشتم، "‌ اگر از حال ما می‌پرسی".»

«به بعضی چیز‌ها هرچقدر هم نگاه کنم، مثل قبلشون نمیشن.»

«من کلی تحملم با یذره آدم.»

«برای همه چیز‌هایی که از دست‌هایم سر می‌خورند اشک کم دارم. برای همه دوست داشتن‌های ریز و درشت، برای مامان، برای تو.»

"معرفی سریال برای دانلود
"معرفی سریال برای دانلود

photo content
+8

«اشکال نداره، همه‌ی حرف‌ها و گِله کردن تکراری رو دوباره بزن، ولی خواهش میکنم کمی هیجان داشته باش حتی وقتی داری دوباره تکرارش میکنی، برام با شور تعریفش کن، نمی‌خوام ببینم کم کم یه سیگار بگیری دستت به چشمام زل بزنی و برای هر کلمه جون بکنی تا بهم بگیش، آروم و بی‌جون.»

«خیال‌های ناز بافتم،از موقعی که خودمو کامل شناختم.»

photo content

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«زیر سماور همیشه باید روشن باشه. شبانه‌روز. مسکنِ برای خودش، خستگی در کردن، خوب شدن سردرد.»

« بشه یهو با هر کسی حتی برای ۱۰ دقیقه خاطره‌ی به یاد موندنی ساخت به اندازه‌ی کافی خوبه. حتی اگه غریبه باشه و غریبه بمونه.»

"‏خیلی خوشحالم که بادهای خنک کم کم دارن از راه میرسن."

«گر یار ما خواهی شدن، شوریده و شیدا بیا.»
«گر یار ما خواهی شدن، شوریده و شیدا بیا.»

«اندوهی که به کلمه تبدیل نشه، همه‌ی اندام‌هارو وادار به حرف زدن میکنه. "نزار تو دلت بمونه".»