uk
Feedback
ֶָ𓏲 𝙼𝚘𝚛𝚊𝚗𝚊 ❅

ֶָ𓏲 𝙼𝚘𝚛𝚊𝚗𝚊 ❅

Відкрити в Telegram

مورانا ؛ به معنیِ مرگِ زمستان🤍 آرامگاهِ قلبی تلخ.. •https://t.me/HidenChat_Bot?start=105456855

Показати більше
225
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+130 днів
Архів дописів
وقتشه که شبم رو با همین ترک زیبای سامردِیز به پایان برسونم.. امیدوارم خوابی ببینم،آبی و سرد و ساحلی،همچون هارمونی همین آهنگ. شبتون آبی تیره🦋💙

وایب این آهنگ..
+9
وایب این آهنگ..

This song is for when you suddenly you miss his arms around you fr. 🙂

Its sure i want know, Know the lie you were told, that you know. All the time i was not sure, All that you've seek it was love Summer daze on the Seven may then i think that you too know Its sure love,werent Beautiful like when I said hello..

آدم‌ها می‌تونن بدون الکل هم مست بشن،فقط کافیه این وقت شب توی ماشین بشینن،مادرن تاکینگ پلی کنن و سرشون و از پنجره ببرن بیرون.

فکر نکنم کسی بهتر از ساغر می‌تونست اینو باهام همراهی کنه🙂‍↔️✨🦋 #صدای_من‌وساغر

خوب شد ؟

اینم با هم‌خوانی یک آقا و سازشه #صدای_من

خودم انجامش دادم ببین چه شکلی می‌شه🙂‍↔️✨ #صدای_من

طوری که برنامه می‌ریزم آخرین قاشق ماستم حتماً با آخرین قاشق غذام تموم شه،اگه هماهنگ می‌کردم تا چه سنی به کدوم آرزوم برسم عالی می‌شد.🦉

گیتار الکتریک فقط وقتی باهاش سری کوردای کوپلی بزنی >>>>>>

عاشقش شدم🙂‍↔️ https://t.me/WintertimeRomance

حالا خیلی وقته که آدم‌های موردعلاقم ته کشیدن و خیلی وقته اینجا بهم خوش نمی‌گذره. یادمه وقتی تنها بودم،برای فرار از دنیا میومدم اینجا.. الان اینجام تا وقت خالیم رو پر کنم. نه کنار آدم مورد علاقمم،و نه آدم موردعلاقه‌ای دارم.. اینبار اینجام در صورتی که از غم‌ها به اینجا پناه نیاوردم.. فقط آهنگ‌های قدیمی رو می‌شنوم و تک به تک لحظات گذشتم که کنار اون “آدم مورد علاقه” اینجا بودم،در طی گذر مدتی که این متن رو نوشتم،از جلوی چشمام رد می‌شه،لبخندی می‌زنم،دلم برای لحظات،احساساتم،و اون آدم تنگ می‌شه و در نهایت با بلند شدن از روی صندلیم،همه‌ی چیزی که اینجا غرق درش بودم فراموش می‌شه.

پس از مدت‌ها، من تنهایی اومدم لمیز. اینجا جایی بود که همیشه فقط وقتی با آدم‌های مورد علاقم می‌رفتم حالم خوب بود و بهم خوش می‌
+2
پس از مدت‌ها، من تنهایی اومدم لمیز. اینجا جایی بود که همیشه فقط وقتی با آدم‌های مورد علاقم می‌رفتم حالم خوب بود و بهم خوش می‌گذشت. من تمامی آهنگ‌های موردعلاقم رو اینجا شنیدم. با کسی که دوستش داشتم میومدم اینجا و چشمای بادومیش رو که موقع نوشیدن قهوه درشت می‌شد و قند توی دلم آب می‌کرد تماشا می‌کردم. لمیز و موزیکاش و قهوه و لبخندای اون،برام بهشتی ترین ترکیب شده بود. با دیدنش حس می‌کردم هرگز قرار نیست منظره‌ای زیباتر از این رو توی زندگیم ببینم. درسته مناظر زیادی توی زندگیم دیدم،ولی از اون به بعد،هیچکدوم رو با خلوص لذتی که به اون خیره می‌شدم،ندیدم.