ֶָ𓏲 𝙼𝚘𝚛𝚊𝚗𝚊 ❅
Ir al canal en Telegram
مورانا ؛ به معنیِ مرگِ زمستان🤍 آرامگاهِ قلبی تلخ.. •https://t.me/HidenChat_Bot?start=105456855
Mostrar más225
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
+130 días
Archivo de publicaciones
225
وقتشه که شبم رو با همین ترک زیبای سامردِیز به پایان برسونم..
امیدوارم خوابی ببینم،آبی و سرد و ساحلی،همچون هارمونی همین آهنگ.
شبتون آبی تیره🦋💙
225
Its sure i want know,
Know the lie you were told, that you know.
All the time i was not sure,
All that you've seek it was love
Summer daze on the
Seven may then i think that you too know
Its sure love,werent
Beautiful like when I said hello..225
آدمها میتونن بدون الکل هم مست بشن،فقط کافیه این وقت شب توی ماشین بشینن،مادرن تاکینگ پلی کنن و سرشون و از پنجره ببرن بیرون.
225
طوری که برنامه میریزم آخرین قاشق ماستم حتماً با آخرین قاشق غذام تموم شه،اگه هماهنگ میکردم تا چه سنی به کدوم آرزوم برسم عالی میشد.🦉
225
حالا خیلی وقته که آدمهای موردعلاقم ته کشیدن و خیلی وقته اینجا بهم خوش نمیگذره.
یادمه وقتی تنها بودم،برای فرار از دنیا میومدم اینجا..
الان اینجام تا وقت خالیم رو پر کنم.
نه کنار آدم مورد علاقمم،و نه آدم موردعلاقهای دارم..
اینبار اینجام در صورتی که از غمها به اینجا پناه نیاوردم..
فقط آهنگهای قدیمی رو میشنوم و تک به تک لحظات گذشتم که کنار اون “آدم مورد علاقه” اینجا بودم،در طی گذر مدتی که این متن رو نوشتم،از جلوی چشمام رد میشه،لبخندی میزنم،دلم برای لحظات،احساساتم،و اون آدم تنگ میشه و در نهایت با بلند شدن از روی صندلیم،همهی چیزی که اینجا غرق درش بودم فراموش میشه.
225
+2
پس از مدتها،
من تنهایی اومدم لمیز.
اینجا جایی بود که همیشه فقط وقتی با آدمهای مورد علاقم میرفتم حالم خوب بود و بهم خوش میگذشت.
من تمامی آهنگهای موردعلاقم رو اینجا شنیدم.
با کسی که دوستش داشتم میومدم اینجا و چشمای بادومیش رو که موقع نوشیدن قهوه درشت میشد و قند توی دلم آب میکرد تماشا میکردم.
لمیز و موزیکاش و قهوه و لبخندای اون،برام بهشتی ترین ترکیب شده بود.
با دیدنش حس میکردم هرگز قرار نیست منظرهای زیباتر از این رو توی زندگیم ببینم.
درسته مناظر زیادی توی زندگیم دیدم،ولی از اون به بعد،هیچکدوم رو با خلوص لذتی که به اون خیره میشدم،ندیدم.
