uk
Feedback
ادای دين

ادای دين

Відкрити в Telegram

"تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید تو یکی نِه‌ای هزاری، تو چراغِ خود برافروز که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر" @farhadfeizi

Показати більше
717
Підписники
-124 години
+17 днів
+530 днів
Архів дописів
قولی هست که علت نصب درب ورودی زورخونه های قدیمی، به اندازه‌ی یک پله پایین تر از سطح زمین، این بوده که افراد، چاره‌ای نداشته باشن جز اینکه موقع ورود، سرشون رو خم کنن و وارد شن. این ماجرا، فارغ از اینکه ریشه در واقعیت داشته باشه یا نه، تمثیل بسیار خوب و دقیقی برای توصیف پیش نیاز ضروریِ ورود به آکادمیاست: جز با سر خم نمیشه و نباید به آکادمیا وارد شد! متاسفانه، چه از زمانی که مدارک دوستان نزدیکم رو میدیدم، چه طی این چند ماه که مدارک دوستان نادیده به دستم میرسه، رویکردی رو تو نگارش مدارک میبینیم که در تضاد کامل با این ویژگی لاینفک آکادمیاست. غرور، تبختر، خود-پسندی، اطمینان خاطر از داشتن دانش و مهارت کافی و...، یکی از پی‌رنگ های مشترک بین سهم زیادی از مدارک دریافتی تا امروز بوده. من نمیدونم چه کسی و چرا چنین توصیه‌ای به بچه ها کرده، اما دوستان من، جای جبران سرخم بودگی چند صد ساله، بهیچ وجه تو آکادمیا و مشخصا تو قدم اول "اذن ورود گرفتن به آکادمیا" نیست! بجز درصد بسیار ناچیزی استثنا (که شخصا اونها رو اساسا "آکادمیک" حساب نمیکنم، چون این ویژگی رو اصلا یک شرط "لازم" میدونم)، شما کسی رو تو آکادمیا نمیبینین مگر اینکه بسیار متواضعه، بسیار به خودش و دانش و تواناییش شک داره، و اصلا، چنان که شایع هست، به Imposter syndrome یا "سندروم توهم عدم شایستگی" دچاره! بعد، این نازنین بچه های ما، با اینطور خودپسندانه نوشتن انگیزش نامه و کاور لتر و... دقیقا نظر کی رو میخوان جلب کنن من متحیرم!!!این رویکرد تو نگارش مدارک خطرناکه!خطرناک! جزییات موضوع رو به تفصیل تقریبا تو تمام جلسات کارگاه نگارش بحث کردم و میتونین تو ویدئو ها ببینین. جان کلام اما اینکه، نه تنها پیش از نوشتن این مدارک، که اساسا الانی که در آستانه‌ی ورود به آکادمیا هستین، لباس "منم" هاتون رو کامل از تن در بیارین! آکادمیا اصلا محیط مناسبی برای ایگو های عظیم الجثه نیست! بقول اون داستان معروف بایزید بسطامی، اینجا، مادامی که بگید "منم" در رو براتون باز نمیکنن، در، زمانی باز میشه که بگین "تویی". t.me/adayedeyn

#کارگاه_نگارش جلسه چهارم مدارک بررسی شده در این جلسه: سه CV دو Motivation letter مثل جلسه‌ی قبل، نکات مطرح شده در این جلسه هم بسیار حیاتی بودن و اشتباهات بسیار خطرناک بررسی شده عمومیت بسیار بالایی دارن، لذا افرادی که در حال نگارش مدارک هستن حتما ببینن. لینک دانلود بدون فیلترشکن از گوگل درایو: https://drive.google.com/file/d/1xTDAgWZZOkT9AERvZq7NUeH92EAoVWGC/view?usp=sharing لینک گروه کارگاه نگارش: https://t.me/+i6q-TfeefmUzMDA0 t.me/adayedeyn

تکمله‌ی غیرقابل تایپ t.me/adayedeyn

به غرب مهاجرت کنید نه به قبر! لطفا با دقت تا انتها بخونید Dear XXXX, I appreciate your interest, and your background seems impressive. My lab is a leader in self-supervised learning for XXXXX, receiving several prestigious awards in this area. Now, we are focusing on XXXXX (based on XXX, and XXX). I have an established process for recruiting new students; for both scenarios, as outlined below, you may want first to start taking my classes: [اینجا لیست کامل کورس هاش رو که دانشجوهاش مجبورن بگیرن شرح میده] My teaching style is distinct. To be qualified as a grader or TA for my courses, you must have (i) taken my in-person classes, (ii) earned outstanding grades, (iii) achieved the SOTA performance in the term projects, and (iv) gained a good understanding of my research methodology and mentoring philosophy because my courses are research-oriented. To join my lab for making a thesis/dissertation, I request students to give two presentations: One is to present what they have done; the other is to read and present three papers from my group and do some related, simple, and small-scale experiments to show the level of their understanding, skills, engagement, and commitment to research. After joining my lab, all students must take my courses, as it is the most efficient way to integrate them into the lab. The content might not be so difficult, but it is essential to understand my research methodology and mentoring philosophy. I also require students in my lab to enroll in credits for thesis and “reading and conferences” to block sufficient time to dive deeply into some topics that are interesting to them. You will receive meticulous mentorship from me. I am known for my outstanding mentoring, as evidenced by 50+ awards and recognitions received by my students for their achievements. You will update your research weekly in the regular lab meeting and meet me monthly one-on-one on your career development beyond your research and studies. For some simple experiments, to avoid overwhelming you, I suggest that you try the first part of the warm-up exercises that I give to new students (the full set of practices and demos available upon request): [اینجا تسک اولش رو که تو همین مرحله متقاضی باید انجام بده و به گفته‌ی دوستمون، فقط اجاره کردن تجهیزاتش ده ها میلیون تومن میشه توضیح میده و بعدم توضیحات تکمیلی در مورد چگونگی ارسال نتایج رو میگه] Thanks, [[CHING CHUNG CHANG]] این، اولین ایمیلی بوده که دوست خوب ما (از همین جمع)، از یک استاد، در جواب ایمیلش که ابراز تمایل به همکاری بوده گرفته. و همونطور که از اسم فیکی که آخرش اضافه کردم میتونین متوجه بشین، این اتفاق، در اکثر مواقع، زمانی میفته که با استادی از خاور دور و آسیای شرقی ارتباط بگیرید. دوستان من مردم اون مناطق، از لحظه‌ای که چشم باز میکنن، برای خانواده‌شون یک ASSET هستن، نه "فرزند دلبند"، و خیلی زود، برای جامعه و حکومتشون هم یک "HUMAN RESOURCE" میشن، نه یک "شهروند". اینها اساسا خودشون رو بعنوان یک "منبع کار" هویت یابی میکنن و این هویت بیمار، تقریبا تا همیشه همراه اکثرشون میمونه و بعد ها، دیگران رو هم، جز به این چشم نمیبینن. خیلی بیرحمانه تر بخوام بگم، مغز اینها، در حد REPTILE BRAIN یا "مغز خزنده" رشد میکنه، به این معنا که "مطلقا" جایی برای عاطفه انسانی تعریف نشده تو مغزشون و از نظر عاطفی، تفاوتی با تمساح و مار ندارن! اینها دانشجو رو بی‌محابا نابود میکنن! له میکنن! و دانشجو، حتی اگه به فارغ التحصیلی هم برسه، قطعا تا سالها باید درگیر درمان افسردگی حاد و تروما باشه! شما، اگه با قاچاقچی های انسان که آدمارو بعنوان کارگر اجباری و... میفروشن مهاجرت کنین، احتمال عاقبت به خیر شدنتون، خیلی خیلی خیلی بیشتره تا اینکه با برنامه‌ی پیوستن به گروه های تحقیقاتی این جانوران یا به هر نوع دانشجوشون شدن مهاجرت کنین. طبیعتا، استثنا همه جا هست و در یک جمعیت قریب به دو میلیاردی، قطعا حتی استثنا هاش هم تعداد معناداری دارن، اما باز هم، توصیه‌ی برادرانه‌ی من اینه که به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی سراغ اساتید ریشه دار در اون مناطق نرین، چون اگه یک درصد با استثنا مواجه نشین، اونور قضیه به قدری میتونه وحشتناک باشه که روزی هزار بار آرزوی برگشت به ج.ا کنین! خواهش میکنم این رو هر طور که میتونین به گوش باقی بچه ها هم برسونید و از دچار شدن بهترین هامون به سرانجامی بسیار تلخ جلوگیری کنین! t.me/adayedeyn

سلام، شبتون بخیر چند روزی در تلاش واسه تاکید روی رسالت اصلاحگری اجتماعیم بودم، که خوشبختانه متوجه شدم اشتباهه و بهتره اون مباحث رو به کل از این فضا خارج کنم. و بعدش، چند روزی، با این بحران مواجه بودم که "مادامی که اثرگذاری اجتماعی ممکن نباشه، هر اثرگذاری و کمک دیگه‌ای به چه درد میخوره؟و چقدر ممکنه به خیانت نزدیکتر باشه تا خدمت؟" که باز، خوشبختانه، طی روزای اخیر، انقدر اتفاقات خوب از سمت شما رقم خورد که دوباره برق معناداری این مسیر تو چشمم درخشید. بعد از چند ماه که از شروع کارگاه مصاحبه/اسپیکینگ میگذره، بالاخره اولین شبیه سازی مصاحبه‌مون رو انجام دادیم و مهم تر از گفتگوی من و مصاحبه شونده، فضای فوق العاده حمایتگر و بازخورد دهنده‌ای بود که شما رقم زدین. و البته، لذت بسیار شیرین شنیدن این خبر که ظاهرا بسیار هم خوب پیش رفته جلسه‌ی اصلی. تعداد زیادی مدرک هم واسه بررسی ارسال شد و کارگاه نگارش هم جون تازه ای گرفت. جلسات هر دو کارگاه، فعلا، از شنبه ها به پنجشنبه ها منتقل شدن؛ کارگاه نگارش ساعت ۱۹ و کارگاه مصاحبه/اسپیکینگ ساعت ۲۰.۳۰ (که این پنجشنبه هم، هر دو برگزار خواهند شد). گروه کارگاه نگارش: https://t.me/+i6q-TfeefmUzMDA0 گروه کارگاه مصاحبه/اسپیکینگ: https://t.me/+-8d1ga5m-XgxYjRk طی ۲۴ ساعت اخیر هم، متوجه چند اشتباه بسیار رایج و بسیار مهلک بین بچه ها شدم که تو دو پست بعدی توضیحشون میدم.

لینک ورود به جلسه اول نشست های جامعه شناسی انتقادی (شنبه، ۲۲ اردیبهشت، ساعت ۱۹ به وقت ایران) ساعت اول (فعال از ۱۸:۵۰): https://meet.google.com/pvg-pghv-ozd (نیم)ساعت دوم: https://meet.google.com/ymt-fuvi-dfr t.me/adayedeyn

جلسه‌ی توضیح فاند های فردی اروپا (ماری کوری و...) برای پست دکتری یا محقق خارج از چارچوب تحصیلی (اسلایدها) t.me/adayedeyn

جلسه‌ی توضیح فاند های فردی اروپا (ماری کوری و...) برای پست دکتری یا محقق خارج از چارچوب تحصیلی (صوت جلسه) t.me/adayedeyn

تو این مدت، این شانس رو داشتم که به تعدادی از هم-منطقه‌ای های عزیزمون هم، در حد توان کمک کنم. پرتکرار ترین مسأله، نگارش ریسرچ پروپوزال بوده. مهم ترین نکته‌ای که به زیاد احمد گفتم، موضوعی بود که از خیلی وقت قبل میخواستم اینجا هم بنویسم (تو کارگاه نگارش بحث شده بود البته). نگارش مقاله یا ریسرچ پروپوزال، حداقل تو رشته های غیر فنی/علوم، متأخر بر انجام ۳ فاز اصلی (و از حیث اهمیت، یکسان) مطالعاتی‌ست: فاز اول: ادبیات (Literature review) اصلی ترین اشتباهی که افراد، چه برای مطالعه چه نگارش این بخش از متن مرتکب میشن، narrow down نکردنه حداکثری دایره‌ی مطالعه شونه. برای مرور و بعد نوشتن خلاصه‌ای از ادبیات موجود و مربوط به موضوع مقاله/پروپوزال شما، به هیچ وجه نباید سراغ تحقیقاتی خارج از موضوع یا کلی یا حتی همسایه برید! اصل کار یک تحقیق اینه که سنگی رو که ۵۰۰ متر پرتاب شده، بذاره رو خط ۵۰۱، به همین خاطر برای این بخش، شما فقط و فقط باید همون ۵۰۰ متر قبلی رو نشون بدین، نه زمین های اطراف رو. فاز دوم: تئوری (Theoretical background) یکی از آموخته نشده ترین قسمت ها تو کار تحقیق، مشخصا برای ما ایرانی ها، مسأله‌ی تئوریه. ورای تجربه‌ی خودم، و با مشاهدات متعددی که داشتم، به جرأت میتونم ادعا کنم بالغ بر ۸۰ درصد تز های ارشد و دکتری ما (تو رشته های علوم اجتماعی-انسانی)، مطلقا روی هیچ نظریه‌ای بنا نشدن! و این چند مرحله بعد از فاجعه‌ست. دانشجوهای ما همیشه میشنون که "کار شما باید در ادبیات مشارکت (contribute) کنه"، اما هیچ کس نمیگه که این مشارکت، فقط و فقط به واسطه‌ی وجود یک تئوری میتونه مشروعیت پیدا کنه! نه روی هوا و صرفا به اعتبار جمع آوری و تحلیل داده! فارغ از اینکه رویکرد تحقیق شما کمی یا کیفی باشه، چه برای آزمایش فرضیه (در رویکرد کمی)، چه برای پاسخگویی به سوال (در رویکرد کیفی)، شما در حال "پیش‌بینی" کردن هستین، و این پیش‌بینی باید در چارچوب یک نظریه اتفاق بیفته. بعنوان مثال، من ایده‌ای دارم که مشارکتش در ادبیات "آموزش کارآفرینی" خواهد بود، و فرضیاتش هم حول این موضوع میچرخه که "آموزش کارآفرینی در جهان سوم به رشد کارآفرینی مخرب می‌انجامد"، خب، این فرضیه رو چه نظریه‌ای میتونه استوار باشه؟ بعنوان مثال، میتونه رو نظریه‌ی Anomie Theory امیل دورکهایم (از پدران جامعه شناسی) استوار شه که تغییرات رادیکال در جوامع رو عامل افزایش لاقیدی اخلاقی معرفی کرده. هیچ مشارکت ادبیاتی، بدون مشارکت (بسط دادن) نظری ممکن نیست، مگر در تحقیقات مروری. فاز سوم: روش تحقیق (Methodology) محقق، حداقل در مرحله‌ی نگارش ریسرچ پروپوزال، باید همون وقتی رو که برای مرور ادبیات و مرور نظریات صرف میکنه، برای مرور روش های تحقیق و مشخصا روش تحقیقی که میتونه مناسب کارش باشه بذاره (در سطوح دیگه، این وقت باید حتی بیشتر هم باشه). متاسفانه، باز بخاطر ضعف دانشگاهی‌مون، ما هیچ تفاوتی بین Methodology, Research Method و Research Design قائل نیستیم در حالی که اینها اصلا یک چیز نیستن و تو متون آکادمیک شما باید برای هر کدوم توضیح و ادله و برنامه ارائه کنین. (به محض اتمام کامل کورس روش تحقیق، که دو ترم به طول انجامیده، اسلاید هاش رو داخل کانال میذارم و در صورت لزوم چند جلسه هم برای مرورشون اختصاص میدم). آکادمیا، به هیچ وجه محیط مناسبی برای "از سر باز کردن" امور نیست. و اینطور نبودن شما، باید خودش رو از اولین قدم، که نگارش ریسرچ پروپوزال هست نشون بده. t.me/adayedeyn

photo content

Problemitization of us ما، به مثابه مسأله جلسات دو-هفتگی جامعه شناسی نقّاد گام اول: درنگی بر کتاب The Authoritarian Personali
Problemitization of us ما، به مثابه مسأله جلسات دو-هفتگی جامعه شناسی نقّاد گام اول: درنگی بر کتاب The Authoritarian Personality اثر تئودور آدورنو و همکاران (۱۹۵۰) شنبه های دوم و چهارم هر ماه ساعت ۱۹ به وقت ایران در Google Meet جلسه اول، شنبه ۲۲ اردیبهشت لینک گروه: https://t.me/+xYbqbplx2-00Y2Jk کلیه‌ی فعالیت های ادای دین در حکم انجام وظیفه بوده و رایگان هستند t.me/adayedeyn

یکی از رویکرد های مخرب ما، اینه که بجای حمایت از یک "نمونه‌ی خوب"، اصرار میورزیم که حتما "نمونه‌ی من" رو بسازیم. که خب، غالبا، یا به شکست منتهی میشه یا نتیجه‌ای با کیفیت به مراتب پایین تر؛ و مخاطبی هم که میتونست از اون نمونه‌ی خوب بهره‌مند شه رو به بیراهه میبره. به زعم من، و علی رغم تعطیلی بیش از دو ساله‌ش، هنوز هیچ پادکست گفتگو/مهمان محور مرتبط با مهاجرتی، بهتر از "رادیو دال"ِ آرش طاهری ساخته نشده (و اصلا لازم نیست بشه). صمیمی، بی‌ریا، مشفقانه، بدون هیچ اندیشه‌ی سوداگرانه، و تماما "تک نفره" و بدون اتصال و ارتباط به هیچ کس و هیچ جایی. از نیوزلند تا کره‌جنوبی و دوبی، از تایوان تا لهستان و کانادا، طیف وسیعی از به واقع "بهترین بچه ها" که تو مقاطع مختلف، غالبا ارشد، بعضا دکتری و یا کاری، تو رشته های متفاوت، تنها یا بصورت زوج، با فاند یا بدون فاند، مهاجرت کردن، با آرش حرف زدن و ۴۷ قسمت فوق العاده رو خلق کردن. شنیدن تمام قسمت هاش رو حتما به هر کس که تو این مسیر هست، خیلی زیاد توصیه میکنم. https://castbox.fm/va/1210932 #معرفی t.me/adayedeyn

"بورسیه‌ی موسسات ثالث" موضوعیه که بین بچه ها توجه خیلی کمی بهش هست، در حالی که ما هیچوقت تو وضعیتی نیستیم که گزینه هامون رو به دلایل واهی محدود کنیم. به جرات میشه گفت تنها اسم از لیست این موسسات که بیشترین شناخت نسبت بهش هست (اونم نه به درستی)، DAAD آلمانه؛ اما تو خود آلمان، دآد یکی از ده ها موسسه‌ی ثالث فاند دهنده برای مقاطع مختلف تحصیلیه. باقی کشورای اروپایی هم چنین موسساتی دارن (و پیگیرشون باشید)، اما چون آشنایی و تجربه‌ی من با آلمان بوده، مختصرا اون موارد رو شرح میدم. DAAD ارائه دهنده‌ی سرویس های مختلف حمایتی هست که دو تا از کلی ترین دسته هاش ۱) پوزیشن های فاند شده، ۲) بورسیه‌ی آزاد (برای پوزیشن دلخواه) هستن. با جستجو تو دیتاسنتری که لینکش رو میذارم، با اعمال فیلتر مقطع تحصیلی و حوزه و زبون و... میتونین فهرست پوزیشن های فاند شده‌شون رو ببینید: https://www2.daad.de/deutschland/studienangebote/international-programmes/en/ سرویس دوم، بورسیه های آزاد هست که خودشون لیست بلندی دارن که اینجا میتونین تمامشون رو ببینید: https://www2.daad.de/deutschland/stipendium/datenbank/en/21148-scholarship-database/ اما مشخصا ۲ نوع اصلی و کارآمدش برای ما، میشه بورسیه‌ی آزاد دکتری و ارشد که لینک های رسیدن به صفحاتشون رو به ترتیب میذارم: https://www2.daad.de/deutschland/stipendium/datenbank/en/21148-scholarship-database/?status=&origin=&subjectGrps=&daad=&intention=&q=&page=1&detail=57135739 https://www2.daad.de/deutschland/stipendium/datenbank/en/21148-scholarship-database/?status=&origin=&subjectGrps=&daad=&intention=&q=&page=1&detail=50026200 اقدام برای این بورسیه، حداقل تو مقطع دکتری و تا سال ۲۰۲۲-۲۰۲۳ که تجربه‌ی من بوده، به این صورته که شما باید یک پذیرش بدون فاند از یکی از دانشگاه ها یا موسسات تحقیقاتی ارائه دهنده‌ی اون مقطع تو آلمان داشته باشید و بعد مطابق دستورالعمل هایی که تو دو لینک بالا (واسه دکتری و ارشد) میتونین پیدا کنین، لیستی از مدارک رو آماده کنید و تو بازه‌ی اپلای تعیین شده، اپلیکیشن رو سابمیت کنید. کیس من همزمان شد با بسته شدن دفتر دآد تهران (فوریه ۲۰۲۳) و نتیجتا کان لم یکن شدن اپلیکیشن های ایران. هنوزم ممکنه قضیه متاثر از شرایط سیاسی باشه (این احتمال بطور کلی همیشه برای تمام فاند ها و پوزیشن ها وجود داره) ولی بهرحال هیچ تیری نباید پرتاب نشده بمونه. پ.ن ۱: دآد یک پروگرام "ریسک-محور" هم داره (اسمش خاطرم نیست) که باید از طرف دانشگاه مقصدتون نامزد شید براش (و شانسش بخاطر همین مکانیسم نامزدی بیشتره) که برای افرادیه که به دلایل مختلف من جمله فعالیت های سیاسی و دگرباشی جنسی و... در کشور مبدأ در معرض خطر یا آسیب هستن. پ.ن ۲: پوزیشن های فاند شده که حالت های مختلفی دارن، بعضیا آلمانی ان، بعضیا انگلیسی، و بعضیا ترکیبی (که میتونین فیلتر کنین). بورسیه‌ی آزاد دآد هم (حداقل برای دکتری که من خبر دارم) شرط آلمانی نداره، مگر اینکه اون پذیرش اصلی با آلمانی بوده باشه. DFG این موسسه‌ی دولتی هم بسیار شبیه دآد هست و هم پوزیشن فاند شده داره و هم بورسیه‌ی آزاد. تو لینک زیر میتونین لیست تمام سرویس های حمایتیشون رو ببینین: https://www.dfg.de/en/research-funding/funding-opportunities/programmes Gerda Henkel گردا هنکل فقط بورسیه‌ی دکتری میده اونم تو طیف خاصی از رشته ها؛ آلمانی نمیخواد و مکانیسم ساده ای داره، اما نهایتا یه بنیاد خصوصیه و نفرات به مراتب کمتری رو پوشش میده. https://www.gerda-henkel-stiftung.de/en/researchscholarships این فهرست البته خیلی خیلی بلنده و تو لینک زیر میتونین لیست تقریبا جامعی رو ببینید: https://www.khys.kit.edu/english/scholarships.php مهم ترین موضوع، نه تنها تو اقدام واسه این بورسیه ها که اساسا کل این مسیر، اینه که بدونین دشواری های بی حد و حصری داره و تلاش های مجدانه‌ای میخواد؛ بارها پیش اومد که من واسه یه امضای مربوط به مدارک همین بورسیه ها، ۴۸ ساعت تو راه رفت و برگشت بودم و پلک رو هم نذاشتم؛ و همه هم بی‌نتیجه بودن نهایتا! یعنی اصلا فرضتون "تلاش=نتیجه" نباشه! نه! تلاش ما، فقط و فقط "از سر ناچاری"ست، نه متضمن نتیجه! 🖤 t.me/adayedeyn

"بورسیه‌ی موسسات ثالث" موضوعیه که بین بچه ها توجه خیلی کمی بهش هست، در حالی که ما هیچوقت تو وضعیتی نیستیم که گزینه هامون رو به دلایل واهی محدود کنیم. به جرات میشه گفت تنها اسم از لیست این موسسات که بیشترین شناخت نسبت بهش هست (اونم نه به درستی)، DAAD آلمانه؛ اما تو خود آلمان، دآد یکی از ده ها موسسه‌ی ثالث فاند دهنده برای مقاطع مختلف تحصیلیه. باقی کشورای اروپایی هم چنین موسساتی دارن (و پیگیرشون باشید)، اما چون آشنایی و تجربه‌ی من با آلمان بوده، مختصرا اون موارد رو شرح میدم. DAAD ارائه دهنده‌ی سرویس های مختلف حمایتی هست که دو تا از کلی ترین دسته هاش ۱) پوزیشن های فاند شده، ۲) بورسیه‌ی آزاد (برای پوزیشن دلخواه) هستن. با جستجو تو دیتاسنتری که لینکش رو میذارم، با اعمال فیلتر مقطع تحصیلی و حوزه و زبون و... میتونین فهرست پوزیشن های فاند شده‌شون رو ببینید: https://www2.daad.de/deutschland/studienangebote/international-programmes/en/ سرویس دوم، بورسیه های آزاد هست که خودشون لیست بلندی دارن که اینجا میتونین تمامشون رو ببینید: https://www2.daad.de/deutschland/stipendium/datenbank/en/21148-scholarship-database/ اما مشخصا ۲ نوع اصلی و کارآمدش برای ما، میشه بورسیه‌ی آزاد دکتری و ارشد که لینک های رسیدن به صفحاتشون رو به ترتیب میذارم: https://www2.daad.de/deutschland/stipendium/datenbank/en/21148-scholarship-database/?status=&origin=&subjectGrps=&daad=&intention=&q=&page=1&detail=57135739 https://www2.daad.de/deutschland/stipendium/datenbank/en/21148-scholarship-database/?status=&origin=&subjectGrps=&daad=&intention=&q=&page=1&detail=50026200 اقدام برای این بورسیه، حداقل تو مقطع دکتری و تا سال ۲۰۲۲-۲۰۲۳ که تجربه‌ی من بوده، به این صورته که شما باید یک پذیرش بدون فاند از یکی از دانشگاه ها یا موسسات تحقیقاتی ارائه دهنده‌ی اون مقطع تو آلمان داشته باشید و بعد مطابق دستورالعمل هایی که تو دو لینک بالا (واسه دکتری و ارشد) میتونین پیدا کنین، لیستی از مدارک رو آماده کنید و تو بازه‌ی اپلای تعیین شده، اپلیکیشن رو سابمیت کنید. کیس من همزمان شد با بسته شدن دفتر دآد تهران (فوریه ۲۰۲۳) و نتیجتا کان لم یکن شدن اپلیکیشن های ایران. هنوزم ممکنه قضیه متاثر از شرایط سیاسی باشه (این احتمال بطور کلی همیشه برای تمام فاند ها و پوزیشن ها وجود داره) ولی بهرحال هیچ تیری نباید پرتاب نشده بمونه. پ.ن ۱: دآد یک پروگرام "ریسک-محور" هم داره (اسمش خاطرم نیست) که باید از طرف دانشگاه مقصدتون نامزد شید براش (و شانسش بخاطر همین مکانیسم نامزدی بیشتره) که برای افرادیه که به دلایل مختلف من جمله فعالیت های سیاسی و دگرباشی جنسی و... در کشور مبدأ در معرض خطر یا آسیب هستن. پ.ن ۲: پوزیشن های فاند شده که حالت های مختلفی دارن، بعضیا آلمانی ان، بعضیا انگلیسی، و بعضیا ترکیبی (که میتونین فیلتر کنین). بورسیه‌ی آزاد دآد هم (حداقل برای دکتری که من خبر دارم) شرط آلمانی نداره، مگر اینکه اون پذیرش اصلی با آلمانی بوده باشه. DFG این موسسه‌ی دولتی هم بسیار شبیه دآد هست و هم پوزیشن فاند شده داره و هم بورسیه‌ی آزاد. تو لینک زیر میتونین لیست تمام سرویس های حمایتیشون رو ببینین: https://www.dfg.de/en/research-funding/funding-opportunities/programmes Gerda Henkel گردا هنکل فقط بورسیه‌ی دکتری میده اونم تو طیف خاصی از رشته ها؛ آلمانی نمیخواد و مکانیسم ساده ای داره، اما نهایتا یه بنیاد خصوصیه و نفرات به مراتب کمتری رو پوشش میده. https://www.gerda-henkel-stiftung.de/en/researchscholarships این فهرست البته خیلی خیلی بلنده و تو لینک زیر میتونین لیست تقریبا جامعی رو ببینید: https://www.khys.kit.edu/english/scholarships.php مهم ترین موضوع، نه تنها تو اقدام واسه این بورسیه ها که اساسا کل این مسیر، اینه که بدونین دشواری های بی حد و حصری داره و تلاش های مجدانه‌ای میخواد؛ بارها پیش اومد که من واسه یه امضای مربوط به مدارک همین بورسیه ها، ۴۸ ساعت تو راه رفت و برگشت بودم و پلک رو هم نذاشتم؛ و همه هم بی‌نتیجه بودن نهایتا! یعنی اصلا فرضتون "تلاش=نتیجه" نباشه! نه! تلاش، فقط و فقط "از سر ناچاری"عه! 🖤 t.me/adayedeyn

زیستن در زمانه‌ی دشوار.mp381.61 MB

راهنمای_مصور_تاب_آوری_سازمان_جهانی_بهداشت.pdf9.19 MB