uk
Feedback
عِرف

عِرف

Відкрити в Telegram

صفحه‌ای برای من جایی برای ثبت‌هام و حرف‌ها. @itsserfann_bot :جاحرفی «أبْوترابْ»

Показати більше
506
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+2530 день
Архів дописів

سفیدشویی استعمار اینها موجودات عجیبی هستند. استعمار را عادی‌سازی می‌کنند. بمباران امپریالیسم را نجات بخش می‌نامند و واژه‌ها را تهی از معنا می‌کنند. و حالا نگران وجب به وجب خاک جنوب شده‌اند. انگار گریزی از جمله معروف شکسپیر نیست، جهنم خالیست تمام شیاطین روی زمین‌اند. اینها نگران‌انند اما به ظاهر نگران جنوب. اینها جنوب را برای موسیقی‌اش دوست دارند. برای لباس‌های رنگی‌اش. برای ساحل درک‌اش برای سانتی‌مانتالیسم خودشان می‌خواهند. اینها ادای نگران بودن را در می‌آوردند. بدون هیچ اعتراضی به عامل این اتفاق. سکوت مطلق. استعمار کارکردش همین است، جداسازی. در این مدت جنگ بارها جنوب ایران مورد حمله قرار گرفت اما دیاسپورا ایرانی روزه سکوت گرفته بودند. ناو جماران زده شد سکوت کردند. ناو دنا زده شد سکوت کردند. میناب زده شد سکوت کردند. آب‌ شیرین‌کن‌های جنوب زده شد سکوت کردند. چون ارباب اینگونه خواسته. انگار اینها کارکردشان همین بود. سکوت تا زمانی که ارباب بخواهد. سکوت و بدون هیچ اعتراضی. استعمار جدایت می‌کند. بی‌هویتت می‌کند. سپس سلاحش را روی شقیقه‌ات می‌گذارد. مراقب باش ببین کجا ایستادی.

برای یه مسئله‌ای نیاز به دعاتون دارم.🌱🙏

من تلاش می‌کنم به زندگی برگردم، اما نمی‌شود. می‌خوام به ریتم عادی برگردم اما چیزی مانع می‌شود. هیچ چیز برای ما عادی نشده و نخواهد شد. جهان ما عوض شده. میان همین عوض شدن‌هایمان دستم را بگیر. من را میان این چیزها رها نکن.

غمت غلیظ‌ترین کام‌ است.

حالا بگذار جهان ما اینگونه باشد. دنیای ما اینگونه سپری شود. بدون تو. بگذار یاد بگیریم زیست کردن در دنیای بی تو چگونه است. بگذار کمی بفهمیم وحشت دنیای بی علی چگونه بود. حالا بگذار تمرین کنیم زندگی کردن بدون تو را. هر چند سخت، اما انگار خودت هم همین را میخواستی از ما. ما را به همچین آزمونی بیازمایی. سکانس آخر است. حسین زمان و خانواده و رقیه‌اش به آخرین مقصد رسیده‌اند. مرگی چنین میانه میدان هم آرزوست. هیچکس نمی‌تواند کتمان کند این شهادت حسینی بود. تو حتی با مرگت هم رجز خواندی. نمایش قدرت و صلابت. هیچکس باور نمی‌کرد چنین پایانی برایت رقم بخورد. باز هم همه‌ی ما را شگفت زده کردی. همه میدانی یعنی چه کسی؟ یعنی موافق و مخالفانت. آنهایی که سال‌ها به دروغ گفتند و نوشتند. آخر چه شد؟ تو ماندی مثل مولایت، مثل اربابت آخرین سکانست را به بهترین شکل کارگردانی کردی. خون تو گلو‌ها را گرفته و ول نخواهد کرد. اگر دنیا بعد از ظهر عاشورا به عقب برگشت دنیای بعد نُه اسفند هم مثل قبل خواهد بود. بگذار یزیدی حکومت کند. بگذار عمر و ابن‌زیاد و شمری هم بیدار شوند. همه خوب می‌دانند جهان دگرگون شده. هیچ چیزی عادی نخواهد بود چون عادی تغییر کرده. مانند منی با مانند یزید بیعت نخواهد کرد. این مسیر مسیر اربعین است و شهید، شهید کربلا.

تو شهید نُه اسفند نیستی. این ساده انگاری است که فکر کنیم تو آن روز از میان ما رفتی، نه. تو شهید شده‌ روزهای قبلی، کشته شده‌ی آن روزهایی که برای استقلال این مملکت ایستادی حتی میان خودی و غیرخودی‌ها حرف شنیدی. تو کشته شده‌ی خشک مذهبی‌ها بودی. کشته شده‌ دی ماه و اعداد دروغینی. تو شهید شده آن روزهایی هستی که برای دفاع از رای طبقه کارگر در مقابل بورژوازی ایستادی و جانت را به کف دستت گرفتی.تو کشته شده شیعه‌های برائتی هستی، آنهایی که وقتی از شاملو حرف می‌زدی صدایشان در می‌آمد. تو حتی شعر اخوان را هم برای ابوحمزه ثمالی می‌خواندی‌. با تو حتی فروغ هم به بهشت میرفت. تو شهید شده تعصبت روی ایران بودی. تو را آنهایی کشتند که نشناختن. تو کشته شده زخم زبان مردم کوچه خیابانی. تو شهید شده سکوت انقلابی‌ها در وسط هیاهو‌ هستی. تو کشته شده آنهایی هستی که نیاز داشتی برایت فریاد بزنند اما روزه سکوت گرفته بودند. تو به دست پلید‌ترین انسان‌های روز زمین کشته شدی. همان‌هایی که به دنبال ارمغان آزادی با بمب‌های آمریکایی بودند. تو کشته شده آنهایی هستی که وقتی بمب بر سر مردم می‌بارید هلهله میکردند. دلمان سوخت حسابی. من یقین دارم در نُه اسفند شهید نشدی تو را قبل‌تر از اینا کشته بودند.

بیا با ما که نوحی کشتی انداخته است به دریا‌ها و طوفان‌ها.

به بیش از ۵۰۰ سال قبل برگردیم. به نبرد چالدران در دشت چالدران. وقتی به شاه اسماعیل پیشنهاد حمله پیش‌دستانه میدهند او آن را رد می‌کند و جمله معروفی می‌گوید: من حرامیِ قافله نیستم هر چه مقدر الهی‌ست به ظهور در می‌آید. مکث شاه اسماعیل باعث شکست ایران می‌شود. شکستی که ایران نتوانست برای ۷۰ سال کمر راست کند. شهریور ۱۳۲۰ از راه می‌رسد. با هجوم بیگانه در عرض چند ساعت ارتش فرو می‌پاشد. شاهش به تبعید می‌رود. ایران اشغال می‌شود، میلیون‌ها ایرانی در قحطی مصنوعی می‌میرند و هلوکاست واقعی رقم میخورد. اما متفقین در تهران نشسته‌اند و کنفرانس تهران را رقم زدند. همین. طعم ملی‌گرایی در ایران اولین بار در ۱۳۳۲ با دکتر مصدق و فاطمی به ایران رسید. کاری که مصدق ۷۵ سال پیش برای استقلال ایران کرد زیر چکمه‌های امپریالیسم له شد اما هرگز نخشکید. تا زمانی که بهمن ۵۷ از راه رسید. و حالا به روزهای وداع با او می‌رسیم، اویی که این روزها شاهد آن بود تا آنها را ببیند. ببیند لحظه تحسین جهان و آزادگان جهان را. ببیند کمر راست کردن ایران را بعد از دهه‌ها تحقیر و استعمار را. آقای شهید شما لایق دیدن این روزها بعد آن همه بی‌مهری‌ها بودی. باید بودید می‌دید و چایتان را می‌نوشیدید.

-
-

احیای سوژه بعد از ترور قاسم سلیمانی سوژه نماد امنیتی خلل ناپذیر ایران در هم شکست. ترور سردار نه صرفا حذف یک شخصیت نظامی بلکه نفوذ به امنیت ملی ایران در آشوب منطقه بود. به همین دلیل بود مخالفان نظام سال‌ها بعد همچنان از آن ترور به عنوان بزرگترین دستاورد خود یاد می‌کند. سکوت در برابر ترور بزرگترین شخصیت نظامی ـ سیاسی ایران و عدم پاسخ‌ بازدارنده باعث رفتار یاغی غرب در قبال ایران شد و ما همچنان معتقد بر آن بودیم که وارد تله تنش نخواهیم شد. نتیجه چه شد؟ بحران و شورش‌های ۴۰۱ و ۴۰۴. گسست اجتماعی، ترور سیاسیون، نظامیون و دانشمندان، تعرض به مراکز دیپلماتیک ایران و در نتیجه دو جنگ. مشکل این نیست که ما وارد تله تنش نمی‌شویم، مشکل آن است که هنوز ما جنگ را باور نکرده‌ایم، تا اینکه بالاخره رهبر ایران در تهران ترور شد تا شاید ما با خون او بیدار شویم. اما حالا به تشییع پیکر او می‌رسیم. اگر برای هر کدام از ما ایران و امنیت‌ملی آن و تمامیت ارضی آن مهم است باید تشییع او را جدی بگیریم تا دوباره «نماد حکمرانی ایران احیا شود». سوژه ایرانی دوباره نیاز دارد سوژگی خود را در برابر ابژه دیکته کند. سوژه ایرانی باید به این درک و بلوغ سیاسی برسد که در وهله اول نیاز ندارد طرفدار جمهوری اسلامی باشد یا مخالف او. باورمند به لیبرالیسم باشد یا اسلام سیاسی و یا هر مکتب دیگری. سوژه ایرانی باید به دنبال احیای نماد حکمرانی باشد تا اینکه چهره دولت شکسته خورده نمایش داده شود.

ـ
+1
ـ

.