𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌
Відкрити в Telegram
“𝘢𝘯𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘮𝘢𝘥𝘦 𝘪𝘵 𝘴𝘩𝘪𝘯𝘦, 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘴𝘩𝘦 𝘤𝘳𝘪𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘴𝘢𝘷𝘦𝘥 𝘩𝘦𝘳 𝘭𝘪𝘧𝘦.🌠🪽“ - 🕰;02/09/25 . @Macanblithebot . 𝘊𝘰𝘥𝘦🎫:MB2252
Показати більше438
Підписники
+224 години
+37 днів
-330 днів
Архів дописів
436
واقعا از هر طرف میری یه جایی دوباره لباست گیر میکنه به دستگیرهی در و اشکت و درمیاره...
436
اونم امیری که میدونیم چقدر رهام و کنارش بودن براش با همه چیز فرق داره و رویای همیشگیش همصدا شدنِ باهاشه= )
436
نمیدونم عزیزم من خیلی دلخورم و تا ابد از شنیدن حرفای امروزت دلخور میمونم چون رهام هادیانی که من توی این سالها شناختم و توی مصاحبه ندیدم و کاش برای آخرین بار تصویر خودت و نشونم میدادی چون مطمئنم تو همیشه حواست به جزئیات حضور و حرفای ما و قلبمون بود.
436
آخه تو گفتی داشتیم به پیشرفت هم کمک نمیکردیم درحالی که سبک موسیقی اون کسی که برای هم گروه بودن داری انتخابش میکنی هم سبکیه که به تو نمیخوره= )
436
Repost from ❥•ʀᴏʜᴀᴍɪʀᴄᴏᴜᴘʟᴇ•
تنها درد من اينه كه اي كاش براي فردي باارزش تر و براي راهي هموار تر و موفق تر ول ميكردي همه چيو و معتقد ميشدي كه ديگه تركيبتون جواب نميده
ميدوني اگه حداقل اون ارزوي خوندن با خواننده هاي خارجي برات رقم ميخورد من انقدر نميسوختم
تااينكه خودتو به صفر هم نه به منفي رسوندي و ميخواي از اول شروع كني@رهام:)
436
امیدوارم دوباره بتونی رویاتو پس بگیری عزیزکم رویایی که فقط تو لایقشی، همخوانی با عزیزت و دیدن چشمای پر از نور و فقط تو لایقشی قربونت برم= )🫂
436
Repost from 𝙍𝙤𝙢𝙞𝙧.𝙘𝙝𝙖𝙞𝙣♬
تروقرآن فردا نگین همه چیو انداختین گردن رهام نه ننداختیم. من به شخصه دارم میگم هنوزم نمیدونیم کی چقدر مقصره ولی هیچکس نمیتونه منکر این بشه که کسی که تو مصاحبه مدام پلکش میپرید، بغض میکرد و صداش میگرفت و تو تموم این روزا احوال مارو چک میکرد امیر بود.
436
شاید قلب شکستهی بقیه جوابی نگیره یا دیرتر برسه به جوابی که باید اما امیرمقاره و قلب پاکش بقیه نیست مطمئنم خیلی زود جواب قلبی که شکسته و غمی که داره با خودش میکشه رو میدی بدم جواب میدی. اینم اون حقیقتیه که باید بفهمی آقای طبیعت
436
بمیرم برای تو و حالت که اونطوری بغض کرده بودی و دستاتو توهم فشار میدادی
میدونم برای توام سخته، حتی سخت تر از حال ما و غمی که داریم عزیزکم= ))
436
بمیرم برای تو و حالت که اونطوری بغض کرده بودی و دستاتو توهم فشار میدادی
میدونم برای توان سخته حتی سخت تر از حال ما و غمی که داریم عزیزکم= ))
436
کسی متوجه حال این بچه نشد وقتی حرف از خواننده های جدید ماکان شد؟ کاش یه آب میدادین دستش حداقل =)
436
برای تو مینویسم...
برای تویی که نور بودی، ناجی بودی و دلیل بودی برای زندگی. تو با خودت خیلی چیزا رو به زندگی من آوردی و اون دختر ۱۵ سالهای که تنها بود و از تاریکی درآوردی و بهش نور بخشیدی و به آغوشت راهش دادی.
تو اومدی تا هربار این جمله رو میشنوم بگم نجات دهنده تو آیینه نیست تویی.
شبیه رویا بودی، شبیه یه فرشته که بال هاتو باز کردی و اجازه دادی کنارت پرواز کنم به بکرترین نقطهی دنیا یعنی این "خــونه".
تا وقتی اینجا بودم زمان از عمرم حساب نمیشد، وقتی اسمت و میشنیدم معجزهی بودنت دنیامو رنگی میکرد و از من آدم خوشحال تری میساخت آدمی که دنیای بیرون و تاریکی و زشتی هاش براش بی معنا بود= ) تو باید میومدی تا معنی بدی به همهی روزای خسته کننده و گرما ببخشی به سرمای وجودم.
من سالها تورو زندگی کردم و نمیدونم از امشب به بعد که چراغای قلبم همراه رفتن تو خاموش میشن قراره چجوری به زندگی برگردم و با چی خودم و درگیر کنم تا فراموش کنم که دیگه قرار نیست داشته باشمت و احتمالا تا ابد این یکی از بزرگترین حسرتای تو وجودم میشه که بیشتر نداشمت چون حالا اون دختر کوچولوی تنهایی که با اومدنت تنهایی و ازش پس گرفتی و دستش کشوندی تو شلوغی دوباره قراره برگرده تو تنهایی و ترسای تو وجودش.من جز تو پناهی نداشتم، آغوش امنی نداشتم و بعد از تو بازهم هیچکدوم از اینا رو ندارم= )اما به هرحال میخوام بدونی که ازت بخاطر تمام این چندسال بودنت توی زندگیم و ردپای پررنگی که از خودت به جا گذاشتی ممنونم و تا ابد یادم نمیره چجوری نجاتم دادی چوب جادوی زندگی من، مــاکـانم.🫂🪄
436
برای تو مینویسم...
برای تویی که نور بودی، ناجی بودی و دلیل بودی برای زندگی. تو با خودت خیلی چیزا رو به زندگی من آوردی و اون دختر ۱۵ سالهای که تنها بود و از تاریکی درآوردی و بهش نور بخشیدی و به آغوشت راهش دادی.
تو اومدی تا هربار این جمله رو میشنوم بگم نجات دهنده تو آیینه نیست تویی.
شبیه رویا بودی، شبیه یه فرشته که بال هاتو باز کردی و اجازه دادی کنارت پرواز کنم به بکرترین نقطهی دنیا یعنی این "خــونه".
تا وقتی اینجا بودم زمان از عمرم حساب نمیشد، وقتی اسمت و میشنیدم معجزهی بودنت دنیامو رنگی میکرد و از من آدم خوشحال تری میساخت آدمی که دنیای بیرون و تاریکی و زشتی هاش براش بی معنا بود= ) تو باید میومدی تا معنی بدی به همهی روزای خسته کننده و گرما ببخشی به سرمای وجودم.
من سالها تورو زندگی کردم و نمیدونم از امشب به بعد که چراغای قلبم همراه رفتن تو خاموش میشن قراره چجوری به زندگی برگردم و با چی خودم و درگیر کنم تا فراموش کنم که دیگه قرار نیست داشته باشمت چون حالا اون دختر کوچولوی تنهایی که با اومدنت تنهایی و ازش پس گرفتی و دستش کشوندی تو شلوغی دوباره قراره برگرده تنهایی و ترسای تو وجودش.من جز تو پناهی نداشتم، آغوش امنی نداشتم و بعد از تو بازهم هیچکدوم از اینا رو ندارم= )اما به هرحال میخوام بدونی که ازت بخاطر تمام این چندسال بودنت توی زندگیم و ردپای پررنگی که از خودت به جا گذاشتی ممنونم و تا ابد یادم نمیره چجوری نجاتم دادی چوب جادوی زندگی من، مــاکـانم.🫂🪄
436
برای تو مینویسم...
برای تویی که نور بودی، ناجی بودی و دلیل بودی برای زندگی. تو با خودت خیلی چیزا رو به زندگی من آوردی و اون دختر ۱۵ سالهای که تنها بود و از تاریکی درآوردی و بهش نور بخشیدی و به آغوشت راهش دادی.
تو اومدی تا هربار این جمله رو میشنوم بگم نجات دهنده تو آیینه نیست تویی.
شبیه رویا بودی، شبیه یه فرشته که بال هاتو باز کردی و اجازه دادی کنارت پرواز کنم به بکرترین نقطهی دنیا یعنی این "خــونه".
تا وقتی اینجا بودم زمان از عمرم حساب نمیشد، وقتی اسمت و میشنیدم معجزهی بودنت دنیامو رنگی میکرد و از من آدم خوشحال تری میساخت آدمی که دنیای بیرون و تاریکی و زشتی هاش براش بی معنا بود= ) تو باید میومدی تا معنی بدی به همهی روزای خسته کننده و گرما ببخشی به سرمای وجودم.
من سالها تورو زندگی کردم و نمیدونم از امشب به بعد که چراغای قلبم همراه رفتن تو خاموش میشن قراره چجوری به زندگی برگردم و با چی خودم و درگیر کنم تا فراموش کنم که دیگه قرار نیست داشته باشمت چون حالا اون دختر کوچولوی تنهایی که با اومدنت تنهایی و ازش پس گرفتی و دستش کشوندی تو شلوغی دوباره قراره برگرده تنهایی و ترسای تو وجودش.من جز تو پناهی نداشتم، آغوش امنی نداشتم و بعد از تو بازهم هیچکدوم از اینا رو ندارم= )
اما به هرحال میخوام بدونی که ازت بخاطر تمام این چندسال بودنت توی زندگیم و ردپای پررنگی که از خودت به جا گذاشتی ممنونم و تا ابد یادم نمیره چجوری نجاتم دادی چوب جادوی زندگی من، مــاکـانم.🫂🪄
